موسیقى یکى از مظاهر زیبایى در طبیعت است و گرایش به آن یک میل فطرى و سیر نشدنى است؛ زیرا که در مغز انسان، مرکزى براى دریافت موسیقى وجود دارد که در پشت پیشانى قرار دارد و از قضا این همان نقطه‌اى است که وظیفه یادگیرى و ابراز احساسات انسان را نیز بر عهده دارد. پس عکس العمل نشان‌دادن در مقابل آهنگ‌هاى موسیقى هر چند جزئى یک امر طبیعى و انکارناپذیر است؛ زیرا آن در اعماق وجود انسان و در دل زندگى مستتر و نهفته است و طلسم نغمه‌هاى موسیقى آن چنان است که، حتى انسان‌هاى دور از احساس را نیز به طور سحرآمیز تحت تأثیر خود قرار مى‌دهد


پس با توجه به تأثیر معجزه‌آساى موسیقى بر عالم و آدم، فقه اسلامى همیشه در صدد آن بوده است که این گرایش فطرى را در جهت مشروع و معقول کنترل کند و آن را در محدوده شرع مقدس قرار دهد و بیان نماید. آنچه از دیدگاه شرع مقدس اسلام در این باب حرام شده، موسیقى مبتذل و بیماریست که داراى جنبه روحانى و علمى ثبت نباشد (آهنگ‌هاى کوچه و بازارى) و انسان و جامعه را به ابتذال، آلودگى، انحراف، اضلال و افساد بکشاند و آدمى را از طى مسیر سعادت و کمال و راه و یاد الهى باز دارد که در قرآن کریم نیز از آن با عنوان «لهو الحدیث» یاد شده است. و اگر هم غنا از دیدگاه اکثر منابع روایى و فقهى حرام شمرده شده است، بدین جهت است که در آن زمان‌ها (دوران بنى امیه و بنى‌عباس) از موسیقى فقط به صورت لهو و باطل همراه با مقارنات حرام (مجالس مختلط، شرابخوارى و ...) استفاده مى‌شد بنابراین در این مقاله به حول الله تعالى، حلیت و حرمت موسیقى را از منظر قرآن و فقه مورد بحث و بررسى قرار مى‌دهیم.

واژگان کلیدى: طلسم نغمات، صوت حسن، لهو الحدیث، طرب، معیار ارزش

مقدمه

موسیقى یکى از موضوعات فقهى است که دیدگاه‌هاى متعددى را به خود گرفته است و از جمله موضوعاتى است که تحت تأثیر شرایط زمانى، محیطى، فرهنگى، اجتماعى و سیاسى بوده و در هر دوره‌اى از زمان‌ها به شکل خاصى از آن استفاده شده و مى‌شود؛ زیرا که از مسایل متشابه است و در ردیف عناوین ثانویه قرار گرفته است. پس مى‌تواند هم جنبه مجاز داشته باشد و هم غیر مجاز. پس باید به خاطر سپرد که همیشه موسیقى داراى دو بعد مثبت و منفى بوده و خواهد بود.

اهمیت فوق العاده موضوع موسیقى بدین علت است که یک قطعه آهنگ بالاخص آهنگ با کلام قادر است به جاى ده‌ها یا صدها کتاب، پیام خود را سریعاً به مستمع برساند؛ چنان که مى‌بینیم رسانه‌هاى گروهى براى تأثیرگذارى سریع برخى برنامه‌ها بر روحیه و افکار مردم، از ریتم‌هاى خاص موسیقى استفاده مى‌کنند. یعنى ارسال و ابلاغ پیام‌هاى معنوى از طریق موسیقى سریع‌ترین راه است تا با مراسم سخنرانى و کتب اسلامى و عرفانى و ...

حربه موسیقى یکى از قدرتمندترین و سریع‌ترین راه‌هایى است که مى‌توان با آن افکار و اندیشه اسلامى را تحت تأثیر قرار داد و یا تغییر داد. اما دور از انصاف است که این موضوع به هر موسیقى متعالى و روحانى سرایت داده شود، بلکه منظور از این حربه خطرناک، موسیقى شیطانى یا مبتذل است که ارمغانش جز خشونت و تجاوز، بى‌بند و بارى و بى‌عفتى و ده‌ها پیامدهاى زیانبار براى حیات بشرى چیز دیگرى نیست.

اما باید دانست هر نوعى از موسیقى، هدف خاصى را دنبال مى‌کند که شاید در اکثر مواقع با هم نیز متضاد و متغایر باشند مثلاً هدف از موسیقى «راک» ایجاد تحرکات منفى و از خود بیگانگى است. اما هدف از موسیقى هندى ایجاد احساس و عاطفه در شنونده است. شاید هر کس برداشت خاصى از موسیقى کند و آن را برتر بداند؛ مثلاً، یکى تحرک را بر آرامش و دیگرى آرامش را بر تحرک ترجیح دهد. اما ببینیم دنیا تشنه‌ى چه چیزى است؟ آیا میل به آرامش دارد یا تلاطم؟ آیا هدفش عقل‌مندى است یا دیوانگى؟

هر آهنگ و قطعه‌اى از موسیقى، فرهنگ خاص ملت خود را مى‌طلبد؛ زیرا که در غیر این صورت ناهنجارى‌ها پا به میدان مى‌گذارند. مثلاً موسیقى غربى براى مردمى همچون ایران زمین ساخته نشده است. بلکه آن موسیقى براساس آیین مسیحیت استوار است، در حالى که موسیقى ما مسلمانان بر اساس عرفان و تعالى بنا شده است.

اما کسانى هستند که این نوع موسیقى را پذیرا هستند و مى‌گویند که دیگر، این نوع آهنگ‌ها کهنه و تکرارى شده و مردم بالاخص نوجوانان و جوانان نیاز به جنب و جوش و تحرک جسمانى دارند.

در جواب باید گفته شود که آیا واقعاً مردم به تحرک نیاز دارند یا به از خود بیگانگى و دیوانگى؟

مگر قرار است هر چیز کهنه و تکرارى را کنار گذاشت. پدر و مادر نیز بعد از مدتى کهنه مى‌شوند، پس العیاذ بالله باید کنار گذاشته شوند، یا خورشید میلیاردها سال است که از مشرق طلوع مى‌کند، دیگر باید از مغرب طلوع کند و خیلى از موارد مهم حیاتى دیگر، که مطابق نظریه این گونه افراد باید کنار گذاشته شوند.

شایان ذکر است که تمام مسایل حیاتى و معنوى هر چند سالیان سال هم از روى آنها بگذرد باز تازه و روحبخش هستند، مانند اذان، مناجات، آواى دلنشین قرآن کریم، محبت‌کردن به دیگران، خدمت به والدین، دستگیرى از محرومین، کسب فضایل اخلاقى، راستگویى و ... آنهایى که براى این چنین مواردى به دیده کهنه و تکرارى مى‌نگرند، همان صاحبان افکار لوس‌آنجلسى هستند که قصد دارند بسیارى از ارزش‌ها را عوض کنند. اما این گونه افراد تازه‌کار باید بدانند و این را لمس کنند که اجراى تز آنان در هر چیزى امکان‌پذیر نیست.

موسیقى از دیدگاه قرآن کریم

مشهورترین آیه‌ى قرآن کریم درباره حرمت موسیقى لهوى عبارت است از:

1- {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ} (1)

برخى از مردم، خریدار سخن بیهوده‌اند تا بدون علم مردم را از راه خدا گمراه کنند و راه خدا را به مسخره گیرند آنان را عذابى خفت‌آور در انتظار است.

شأن نزول:

مرحوم علامه طباطبایى درباره شأن نزول آیه‌ى شریفه فرموده است که کلمه‌ى لهو به معناى هر چیزى است که آدمى را از مهمش باز دارد، و لهو الحدیث آن سخنى است که آدمى را از حق منصرف نماید و به خود مشغول سازد. مانند: حکایات خرافى و داستان‌هایى که آدمى را به فسق و فجور مى‌کشاند، از قبیل سرگرمى با شعر و موسیقى و مزمار و سایر آلات لهو، که همه اینها مصادیق لهو الحدیثند ... لهو داستان‌هاى حق و صحیح است و در درجه دوم بنیان سایر معارف حقه را در انظار مردم سست مى‌کند و سپس منهدم مى‌سازد. مراد از سبیل الله قرآن است، بدان جهت که مشتمل بر قصص و معارف است و گویا مراد کسى که خریدار لهو الحدیث است این است که مردم را از قرآن منصرف و گمراه نماید و در نتیجه مردم، قرآن را هم به سخریه بگیرند و به مردم بگوید که این نیز حدیث است، مانند آن احادیث و اساطیر. (2)

پیام آیه‌ى شریفه به کسانى است که تمام دار و ندار مادى و معنوى خود را براى گمراه‌کردن خود و دیگران صرف مى‌کنند تا بتوانند برخى از مردم بالاخص نوجوانان و جوانان خام و ناپخته را در تله‌ى شیطانى خود گرفتار سازند. دام‌هاى این شیادان عبارت است از: تکثیر فیلم‌ها و سى‌دى‌هاى مبتذل، ترتیب‌دادن مجالس پارتى (مختلط) همراه با تعارف انواع و اقسام مواد تخدیرکننده، بالاخص قرص‌هاى مرگ.

آور اکس، داستان‌هاى عاشقانه‌ى بى‌محتوا، ایجاد سایت‌هاى مبتذل در شبکه‌هاى اینترنتى، ترویج آهنگ‌هاى مبتذل شرقى و غربى، ساختن طنزهاى مسخره‌آمیز در پشت سر شخصیت‌هاى برجسته و فاضل، علمى نشان‌دادن طالع‌بینى و فال‌بینى و ترویج خرافات در میان مردم و منحرف‌ساختن افکارشان و ... و متأسفانه برخى نیز پول‌هاى کلانى براى رسیدن به این موارد فوق خرج مى‌کنند که همه‌ى این‌ها در عصر حاضر جزء مصادیق لهو الحدیثند.

جاى هزاران تأسف است که چرا برخى، از عقل سلیمشان براى تشخیص راه و چاه استفاده نمى‌کنند و نه تنها از این سخنان منحرف و اعمال پوچ و فاسد پیروى مى‌کنند، بلکه سرمایه‌ى گرانبهاى عمرشان را نیز صرف چنین کارهایى مى‌کنند. مگر خداى باریتعالى در قرآن کریم دستور نفرموده است که «از میان سخنانى که مى‌شنوید بهترینشان را تبعیت کنید؟» (3) یا اى کاش توفیقى حاصل مى‌شد که به فرمایش گهر‌بار مولاى متقیان حضرت على (ع) عمل مى‌کردیم که فرمود: «اصل السلامة من الزلل، الفکر قبل الفعل؛ یعنى پایه‌ى سالم‌ماندن از لغزش‌ها، اندیشیدن قبل از انجام کارهاست.» (4)

اما نگارنده نظر بر این دارد که اکثر افراد گمراه و گمراه‌کننده علاوه بر نداشتن عقل سلیم، دچار جهل خطرناکى هستند که چشم و گوش بسته، خود و دیگران را نابود مى‌کنند؛ زیرا اگر حقیقتاً درک مى‌کردند که در منجلاب تباهى دست و پا مى‌زنند، بالاخره راه نجاتى براى خود باز مى‌کردند؛ زیرا مشاهده مى‌کنیم که قرآن کریم در این باره کلمه‌ى «بغیر علم» به کار برده است.

مطابق فرمایش قرآن کریم این چنین اشخاصى تنها به گمراه‌کردن دیگران اکتفا نمى‌کنند بلکه آیات الهى را نیز به باد استهزاء مى‌گیرند که خداوند متعال از عبارت «یتخذها هزوا» استفاده فرموده است. مثلاً، افرادى هستند که خود اهل عبادت و احسان و انفاق نیستند، اما اهل این چنین اعمالى را مورد اهانت و استهزاء قرار نمى‌دهند، اما متأسفانه افراد لئیم و از خدا بى‌خبرى وجود دارند که خود نه تنها اهل این کارها نیستند، بلکه عاملان امور معنوى را نیز مورد استهزاء قرار مى‌دهند و به همین جهت خداوند متعال براى این‌گونه افراد عذاب خوارکننده‌اى در نظر گرفته است؛ زیرا اینها دو جرم سنگین را مرتکب شده‌اند: گمراه‌کردن دیگران و توهین به آیات الهى. {أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ}

قابل ذکر است که گفته شود حتى اگر کسى اولیاء الله یا پیروان راستین دین را مورد اهانت و استهزاء قرار دهد در واقع مثل اینکه آیات الهى را مورد استهزاء قرار داده است؛ زیرا که این افراد از نشانه‌هاى الهى‌اند و براى آنان نیز عذاب خوارکننده‌اى است.

در این آیه‌ى شریفه ویژگى‌هاى موسیقى لهوى به وضوح بیان شده است و الا در آیات دیگرى مشاهده خواهیم کرد که صوت زیبا و نیکو، حسن شمرده است:

داود (ع) و صداى خوش او

آهنگ زیباى حضرت داود (ع)، موهبت خاص الهى بود که از آن براى تسبیح خداى باریتعالى استفاده مى‌کرد؛ چنان‌که در این باره خداوند متعال فرموده است: {وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبِى مَعَهُ وَ الطَّیْرَ...} (5)

یعنى به عزّتم سوگند که بى‌گمان داود را از جانب خویش فزونى دادیم و گفتیم اى کوه‌ها به همراه پرندگان با او هم‌صدا و هم‌آواز شوید.

اوبى در اصل از تأویب به معنى ترجیع و چهچهه‌ى صوت و گرداندن صدا در گلوست. در این باره امام صادق (ع) مى‌فرمایند: «انه خرج یقرأ الزبور و کان اذا قرأ الزبور لایبقى جبل و لاحجر و لاطائر الا اجابة.»

یعنى هنگامى که او به طرف کوه و بیابان خارج مى‌شد و زبور را تلاوت مى‌کرد هیچ کوه و سنگ و پرنده‌اى نبود که با او هم‌صدا نشود. (6)

اگر در مورد نغمه‌ى دلنشین حضرت داود (ع) دقت بیشترى به خرج دهیم مى‌بینیم که چقدر صداى زیباى این پیامبر خدا، حالت تعالى و عرفانى داشته که براى هدایت و تربیت معنوى مردم به کار مى‌رفت و در واقع پیام الهى را از این طریق به گوش انسان‌ها مى‌رساند که حتى پرندگان نیز براى تسبیح خداى باریتعالى با او همراه مى‌شدند.

گفتنى است که تمام انبیاى عظام صوت زیبا و دلکشى داشته‌اند، فقط حضرت داود (ع) میان همه آنان مشهور بود. به قول غزالى «جهیر الصوت و احسن الناس نغمه» (7) بود.

نکته: قابل ذکر است که هرگونه آواز خوش نیز حلال نیست، بلکه اگر آواز خوش حتى با محتواى غیر حرام، توأم با مجالس هرزه و فاسق، یا همراه با ابزار و آلات لهو باشد، مطلقاً حرام خواهد بود.

صوت زیبا از دیدگاه روایات

تمام اقسام موسیقى شامل آواز و نغمات متناسب و موزون و زیبایى هستند که بهترین آنها موسیقى طبیعت است. مانند صداى آبشار، چهچهه‌ى بلبلان، وزش باد و ...

اگر قرار باشد که صوت زیبا حرام باشد، پس کلاً باید خود نغمات طبیعت را العیاذبالله برخلاف حکمت الهى بدانیم؛ در حالى که چنین نیست. خود صوت موزون و متناسب از دیدگاه شارع مقدس حرام نیست؛ به عنوان مثال، در مورد قرائت موزون و جذاب قرآن کریم، اذان، مناجات، مراثى و مداحى اهل بیت (ع) سفارشات متعددى شده است. (8) یا سرودهاى ویژه‌اى که در اعیاد اسلامى همچون عید فطر و قربان اجرا مى‌شود صورت متکاملى از آهنگ خوش و موسیقى در اسلام است.

على بن جعفر از امام و برادرش موسى بن جعفر (ع) پرسید: «آیا آواز خواندن در اعیاد قربان و فطر و ایام جشن و شادى دیگر جایز است؟» امام فرمود: «لابأس به ما لم یزمربه» (9) یا در بعضى از نسخه‌ها آمده است که امام فرمود: «ما لم یعص به؛ یعنى اگر در آن نوازندگى یا معصیت نباشد، اشکالى ندارد.»

از امام صادق (ع) روایات شده است که هیچ پیغمبرى مبعوث نگردیده، مگر اینکه داراى صوت زیبا بوده است. (10)

پیامبر اکرم (ص) در این باره نیز فرموده‌اند:

«لم یعط امتى من ثلاث، الجمال و الصوت الحسن و الحفظ.» (11)

یعنى به امت من کمتر از سه چیز عطا نشده است: زیبایى، صوت زیبا و حافظه.

و باز از آن حضرت نقل شده است که از زیباترین زیبایى‌ها، نغمه و آواز خوش است. (12)

امام سجاد (ع) خوش‌آوازترین مردم در قرائت قرآن کریم بود، به طورى که سقاها هنگام عبور از کنار خانه مى‌ایستادند و قرآن‌خواندن ایشان را گوش مى‌دادند و امام باقر (ع) نیز خوش‌آوازترین مردم بود. (13)

امام کاظم (ع) مى‌فرمودند:

«حضرت على بن الحسین (ع) قرآن مى‌خواندند و چه بسا افرادى که بر او مى‌گذشتند و از آواز او مدهوش مى‌شدند و اگر امام چیزى از آواز خوشش را آشکار کند مردم طاقت استماع آن را ندارند. رسول خدا (ص) به اندازه‌ى تحمل و طاقت آنانکه پشت سرش بودند آوازش را بلند مى‌فرمود.» (14)

غنا از دیدگاه فقهاى عظام زیاد از هم متمایز نیست؛ تقریباً همه‌ى آنها به یک نتیجه‌ى یکسان رسیده‌اند؛ زیرا که تمام آنان با احکام شرعى سر و کار دارند که برخى از این احکام، توسط شارع مقدس وضع شده و ثابتند مانند: وجوب نماز و حج و اجراى عدالت و ... که تا قیامت قابل تغییر و تبدیل نیستند و تحت تأثیر مقتضیات زمانى و مکانى نیز قرار نمى‌گیرند.

اما دسته‌اى دیگر از احکام شرعى نیز وجود دارند که موضوعات آنها، تحت تأثیر مقتضیات زمانى قرار گرفته و با توجه به عرف، تبیین و تفسیر مى‌شوند؛ مانند موسیقى.

متخصصان فقهى و دینى، در مورد موسیقى یک نظر مشترک ارائه داده‌اند و آن اینکه موسیقى مطرب حرام است. حتى اگر زن و شوهر هم براى یکدیگر به طرز مطربانه خوانندگى و نوازندگى کنند، حرام است.

حال به دیدگاه برخى فقهاى عظام در این مورد اشاره مى‌گردد:

شیخ انصارى در مورد غناى حرام این چنین مى‌گوید: «صوت باید لهوى و از الحان مختص اهل فسوق باشد. پس در غیر این صورت از غناى حرام محسوب نخواهد شد و تشخیص این معیار هم به دست مردم و عرف است؛ یعنى اگر عامه‌ى مردم، صوتى را لهوى و مناسب با مجالس گناه و فسق تشخیص دادند، غناست اما اگر صوتى را لهوى تشخیص ندادند، پس غنا نیست و حرام هم نخواهد بود.» (15)

مرحوم فیض کاشانى نیز غنا را ذاتاً حرام نمى‌داند، بلکه نظر بر این دارد که، اگر همراه با آلات لهو باشد حرام خواهد بود. ایشان در این باره مى‌گویند:

«والذى یظهر من مجموع الاخبار الوارده فیه اختصاص حرمه الغنا ... بما کان على النحو المعهود المتعارف فى زمن بنى امیه و بنى‌العباس من دخول الرجال علیهن و تکلمهن بالاباطیل و لعبهن بالملاهى من العیدان و القصب و غیرها.» (16)

یعنى از مجموع اخبار وارد شده چنین حاصل مى‌شود که غنا در صورتى حرام است که به نحو متعارف زمان بنى‌امیه و بنى‌عباس اجرا شود؛ یعنى مجالس مختلط باشد، محتوا باطل و با اسباب و آلات لهو مانند تار و نى و ... همراه باشد.

اعتقاد سیدمحمدابراهیم بحرانى، مشهور به ماجد بر این است که باید تفصیلاً میان غناى لهوى و غیر لهوى فرق گذاشت و این نظریه را به دیگر علما نسبت مى‌دهد.

او مى‌گوید: «ما و تمام علمایى که نظر به تفصیل داریم درباره‌ى موضوع غنا مى‌گوییم: آهنگ‌هاى لهوى و غنایى ممنوع‌شده عبارتند از کنیزکانى که در دور بنى‌امیه و بنى‌عباس صداى خوش از خود در مى‌آوردند و مردان فاسق آنها را با دایره و دف و ... همراهى مى‌کردند ...» (17)

امام خمینى (ره) یک تعریف کلى براى غنا ارائه داده‌اند و آن اینکه: «فالاولى تعریف الغنا بانه صوت الانسان الذى له رقه و حسن ذاتى و لو فى الجمله و له شأنیه ایجاد الطرب متناسبه لمتعارف الناس.» (18)

یعنى براى تعریف غنا اولى این است که گفته شود، شامل صداى نازک انسانى است که ذاتاً زیباست و لو در یک جمله باشد و شأنش ایجاد طرب براى مردم معمولى است.

معناى لغوى و اصلاحى طرب

در این قسمت طرب را از دیدگاه اهل لغت بررسى مى‌کنیم:

ابن اثیر مى‌گوید:

«یقال: طربت عن الطریق، اى عدلت عنه.» (19)

یعنى از راه راست منحرف شدم و از طریق اصلى برگشتم.

شرتونى در باب تعریف طرب چنین مى‌نویسد:

«فرح و قیل الطرب خفه تلحقک تسرک و قیل تحزنک و تخصیصه بالفرح و هم.» (20)

طرب یعنى فرح و شادى یعنى یک حالتى که در اثر آن به انسان سرور و فرح دست مى‌دهد و فرد را دستخوش احساسات مى‌نماید. پس طرب یک نوع سبکى عقلى و شخصیتى است که در اثر استماع غناى لهوى به انسان عارض مى‌شود و تنها به فرح و شادى اختصاص ندارد بلکه شامل حالت اندوه و حزن نیز مى‌شود.

پس با توجه به مطلب بالا طرب هم شامل فرح و هم شامل حزن مى‌شود که در هر دو حالت عنان اختیار را از دست مستمع مى‌رباید و او را تحت تأثیر قرار مى‌دهد، به طورى که در حالت شادى، شخص به رقص و پایکوبى و حرکات سبک دست مى‌زند و در حالت غم نیز به اضطراب و دل‌مشغولى مبتلا مى‌شود ک در هر دو صورت غناست.

نگارنده نظر بر این دارد که نوع شعر موسیقى یا شکل ظاهرى خواننده یا محیطى که در آن آهنگ پخش مى‌گردد (از لحاظر سالم‌بودن یا آلودگى)، در ایجاد زمان‌هاى بنى‌امیه و بنى‌عباس غنا را به طور کلى ممنوع فرموده‌اند، به علت آلوده‌بودن محیط فرهنگى آن زمان بوده است.

در این مورد به یک داستان تاریخى اشاره مى‌گردد:

ابوالفرج اصفهانى نقل مى‌کند که جوانى خواستگار دختر عموى خود بود. روزى با وى وعده‌ى دیدار کرد. آن جوان پیش فلیح بن العوراء (یکى از آوازخوانان و آهنگ‌سازان عصر هارون الرشید) رفت خواهش کرد که به منزل او برود و براى میهمانش آوازى بخواند، تا بدین وسیله از محبوب خود پذیرائى کرده باشد! فلیح که مردى عالم و جا افتاده بود، تصمیم گرفت شعر و آهنگى متناسب آنها برگزیند تا آن دو را سر عقل بیاورد در نتیجه آنان کار عاشقانه را عاقلانه و از راه درست به انجام رسانند. آن‌گاه این شعر را خواند:

«آن دختران با شرم و حیا موجب ننگ و عار برادران و پدران خود نشدند.»

«و قلبم از وصال محبوب ارزان قیمت بیزار است و در پى کسى مى‌گردد که وقار و شخصیت داشته باشد و بهایى گران تقدیم کند تا بدگمانى را از خود دور کنم.»

دختر به محض اینکه آواز فلیح را شنید به فکر فرو رفت و از جا برخاست.

چادر خود را برداشت و بر سر کرد و از خانه بیرون رفت. آن جوان فلیح را مذمت کرد که چرا این اشعار و این آهنگ را اجرا کردى؟! چیزى نگذشت که فرستاده‌ى دختر آمد و گفت: دختر عمویت این هزار دینار را فرستاده و مى‌گوید این مهریه‌ى من است. بى‌آنکه کسى بداند براى پدرم بفرست و مرا از او خواستگارى کن و او چنین نمود و با دختر عمویش ازدواج کرد. (21)

غناى عروسى از دیدگاه فقها

آیا در غناى عروسى فقط استفاده از خود غنا مجاز است یا استفاده از آلات موسیقى و رقص و پایکوبى و دست‌زدن نیز جایز است یا خیر، در این مورد به دیدگاه برخى فقها اشاره مى‌کنیم:

علامه حلى در باب شهادات مى‌نویسد: «دف‌زدن در عروسى و ختان اشکالى ندارد.» (22)

شهید اول در الدروس الشرعیه از علامه پیروى کرده است. (23)

در کلام برخى فقهاى دیگر نیز جواز موسیقى را مشاهده مى‌کنیم؛ مثلاً شهید ثانى مى‌گوید: «خوانندگى زن در عروسى با استفاده از دایره بدون حلقه جایز است.» (24)

مرحوم شهید ثانى مى‌فرماید: «عده‌اى از علما از جمله شهید اول در (دروس) خوانندگى زن را در عروسى مجاز شمرده، به شرط اینکه به باطل سخن نگوید و از آلات ضرب و لهو استفاده نکند.» (25)

مرحوم ابن برّاج نیز مى‌فرماید: «اجر المغتیات فى‌العرائس اذا لم یغنین بالاباطیل و الضرب.» (26)

یعنى مزد زنان خواننده در عروسى‌ها اشکالى ندارد، به شرط اینکه به باطل سخن نگوید و همراه با نوازندگى نباشد.

تذکر: هر چند غناى شب عروسى مستثنا شده است، اما اگر این نوع غنا نیز همراه با لهو و فسق و فجور و ابتذال و رفتارهاى ضد دینى و ضد ارزشى و داراى محتواى باطل باشد در همه حال حرام خواهد بود، چه شب عروسى و چه غیر آن.

فقط تک‌خوانى زنان در مجالس عروسى با شرایط خاص شمرده شده است، یعنى مجلس فقط مختص زنان باشد و خوانندگى متناسب با مجالس فاسقان و گناهکاران نباشد.

صاحب جواهر نیز مى‌فرمایند: «عده‌اى نیز به صراحت گفته‌اند که استفاده از دایره بدون حلقه و زنگوله در عروسى جایز است.» (27)

صاحب ریاض نیز جواز دف‌زنى در عروسى و ختان را ترجیح داده و نوشته است: «چون قایل‌شدن به جواز، از نظر فتوى و عمل مشهور است.» (28)

شیخ طوسى در این باره مى‌فرماید:

«فالوجه فى هذه الاخبار الرخصه فیمن لاتتکلم بالاباطیل و لاتلعب بالملاهى من العیدان و اشباهها و لابالقصب و غیره ...» (29)

این اخبار و روایات بدین شرط غناى شب عروسى را مجاز شمرده‌اند که به باطل سخن گفته نشود و با آلات لهو و نوازندگى مانند: تار و نى و شبیه آن همراه نباشد.

مرحوم شیخ طوسى در باب شهادات مى‌نویسد: «دایره‌زدن در مراسم عروسى و ختنه مکروه است.» (30)

اما ایشان نظر بر این دارند که: «در نزد ما دف‌زدن در مراسم عروسى و ختان مکروه است، ولى اگر کسى مرتکب آن شود، شهادتش رد نیست؛ اما در غیر عروسى و ختان، حرام است.» (31)

در جاى دیگر نیز مى‌گویند:

«زنان آواز خوان در صورتى مجاز به خواندن آواز هستند که نامحرمى وارد مجلس آنان نشود و به باطل زبان نگشایند و از ابزارآلات سرگرمى همچون نى و ... اجتناب نمایند. زنى که عروس به حجله مى‌برد مى‌تواند شعر و آواز بخواند، ولى باید از گفتار و سخن باطل دورى کند. در صورتى که این موازین را رعایت نکند چه در مجالس عروسى یا غیر آن، حق آوازخوانى را نخواهد داشت.» (32)

سید محمدجواد عاملى، این قول را به جماعتى داده و گفته است: «منظور ما از ملاهى، چیزهایى است که استفاده‌ى آن در عروسى مجاز نیست. بنابراین استعمال دف بدون سنج و زنگوله در مراسم عروسى به نظر جماعتى جایز است؛ ولى به نظر ما حرام است. در مورد رقص و دست‌زدن هم هیچیک از اصحاب بحث نکرده‌اند.» (33)

در اینجا سؤالى مطرح است که آیا فقط در شب عروسى جایز است یا اعم از مجالس شب و روز عروسى یعنى مقدمه و مؤخره که به دلیل آن برگزار مى‌شود نیز جایز است؟

امام خمینى (ره) در این مورد مى‌فرمایند: «نعم قد یستثنى غناء المغنیات فى العراس و هو غیر بعید و لایترک الاحتیاط بالاقتصار على رفّ العرائس و المجلس المعد له مقدماً و مئخراً لامطلق المجالس.» (34)

یعنى از موارد استثناء غنا، خوانندگى در مجالس عروسى است و مسئله‌ى غریب و بعیدى نیز به نظر نمى‌رسد، اما فقط باید به شب‌هاى عروسى و مجالس مقدمه و مؤخره‌ى آن اکتفا کرد و در غیر مجالس عروسى جایز نیست.

حکم کل‌زدن و هلهله

اصواتى که بدون کلام از حنجره انسان خارج مى‌شوند، مانند: کل‌زدن و هلهله جزء موارد غنا محسوب نمى‌شوند؛ چون، قبلاً نیز گفته شد که غنا از مقوله صوت است و براى تحقق آن به ترکیب الفبا نیازى نیست. اما برخى فقهاء نیز در این مورد نظریات و دیدگاه‌هاى خاص خودشان را دارند که به اختصار اشاره مى‌شود:

صاحب جواهر مى‌فرماید: «هلهله ظاهراً مانع ندارد؛ چون صوت غیر لفظى است، در حالى‌که غنا از مقوله الفاظ است.» (35)

یعنى صاحب جواهر نظر بر این دارد که این‌گونه اصوات حرام نیستند؛ چون نام غنا بر آنها صدق نمى‌کند و نیز آنها را به عنوان غنا نمى‌شناسد. اما اگر نام غنا بر آنها صادق باشد و صفت لهوى بر آنها حمل شود، نتیجتاً حرام خواهد بود.

مرحوم سیدجواد عاملى نظر بر این دارد که از باب احیتاط در غیر حال جنگ از رقص و هلهله و هورا کشیدن پرهیز شود، بلکه شاید حرام نیز باشد. چون یا شامل مصادیق لهو است یا مصادیق باطل و اهل احتیاط، از شبهات پرهیز نمى‌کنند. (36)

رقص و کف‌زنى

در مورد رقص و دست‌زنى هیچ مدرک و شاهد قرآنى بر حرمت آنها در دسترس نیست. اما روایاتى در نهى از رقص‌کردن وجود دارد که به آنها اشاره شده و مستثنیات آن نیز بیان خواهد شد.

اینک به نمونه‌اى از روایات اشاره مى‌شود:

1- قال الصادق (ع): «انهاکم عن الزفن.»

امام صادق (ع) فرمود: «شما را از رقصیدن نهى مى‌کنم. (37)

2- عن النبى (ص): «انه نهى عن الضرب بالدف و الرقص و عن اللعب کله و عن حضوره و عن الاستماع الید و لم یجز ضرب الدف الا فى الاعراس و الدخول بشرط ان تکون فى البکر و لاتدخل الرجال علیهن.» (38)

از نبى اکرم (ص) روایت شده است که آن حضرت از دایره‌زدن و رقصیدن و از همه‌ى انواع لعل و از حضور در محافل لعب و گوش‌دادن به آن نهى فرمودند. و دایره‌زدن را جزء در مراسم عروسى اجازه ندادند؛ آن هم به شرط عدم ورود مردان.

این روایت از نظر سند مرسل است و از نظر دلالت در کراهت ظهور دارد؛ زیرا که طبق این روایت، حضرت از همه‌ى انواع لعب نهى فرموده و مى‌دانیم که همه‌ى انواع لعب حرام نیست. (39)

اما در مورد حرمت رقصیدن باید گفت که:

اولاً - جزء مصادیق لهو و بیهوده باشد.

ثانیاً - با محرمات دیگر مقارن باشد. مانند غنا و موسیقى حرام، مجالس فسق و فجور، مجالس مردانه و زنانه ... در غیر این صورت براى رقصیدن استثنایى وجود خواهد داشت و آن عبارت است از جواز رقصیدن زن (بدون طرب) براى شوهرش.

درباره‌ى حرمت دست‌زدن نیز هیچ نوع مدرکى در دست نیست. فقط در قرآن کریم یک آیه داریم که مشرکان در کنار حرم الهى در حین برگزارى نماز به سوت‌زنى و کف‌زنى مى‌پرداختند. متن آیه شریفه چنین است:

{وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ} (40)

خداوند متعال در این آیه شریفه مى‌فرماید: «دعا و پرستش مشرکان قریش نزد خانه‌ى خدا جز سوت‌زدن و دست بر دست کوفتن نبود، پس آن عذاب را بسزاى آنکه پیوسته کفر مى‌ورزیدید بچشید.»

مضرات موسیقى لهوى از دیدگاه شرع

آیا تا به حال از خود سؤال کرده‌ایم که چرا شارع مقدس و به تبع آن فقهاى عظام و جامعه‌ى مذهبى نسبت به موسیقى لهوى نظر منفى دارند؟

شاید پاسخ این سؤال در نظر برخى چنین باشد که دین اسلام فقط دین گریه و حزن و اندوه است و با شادى مخالف.

اما حقیقتاً این چنین نیست. بلکه در نظر شارع مقدس، براى حرمت موسیقى مبتذل حکمت‌هایى وجود دارد؛ زیرا که خداوند علیم و حکیم، تمام قوانینش را بر اساس مصالح و مفاسد بندگانش وضع فرموده و نسبت به هدایت و سعادت و آرامش دو سراى آنان بسیار مشتاق است.

اکنون به برخى از مضرات آن از دیدگاه شرع مقدس اشاره مى‌شود:

1- یکى از مضرات بارز غنا از دیدگاه شرع این است که، اعتدال و متانت عقل را زیر سؤال مى‌برد. بدین شکل که در حالت پخش، شخص چنان مشغول نشاط و خیال و احساس است که عقل میدان را ترک مى‌کند؛ یعنى به اصطلاح عقل به خواب مى‌رود و دیگر فرمان نمى‌دهد، بلکه فرمان به دست احساس و خیال مى‌افتد.

2- غناى مطرب، غیرت و شرم آدمى را تضعیف مى‌کند؛ یعنى باعث تحریک شهوات نفسانى (جنسى) و اشاعه‌ى فساد و فحشاء مى‌شود.

3- خداى بارى تعالى به اهل غنا به دیده‌ى لطف نمى‌نگرد و در این مورد امام صادق (ع) فرمود: «... ذاک مجلس لاینظر الله عز و جل الى اهله؛ یعنى مجلس اهل غنا، مجلسى است که خداوند عز و جل به اهل آن نمى‌نگرد.» (41)

4- غنا باعث تحریک حالت نفاق و نیز عامل فقر است. به فرموده امام صادق (ع): «الغنا یورث النفاق و یعقب الفقر؛ یعنى غنا باعث نفاق و موجب فقر است». (42)

عمر بن عبدالعزیز به یکى از دوستانش نوشت: ابزار غنا و گوش‌دادن به ساز و آواز و سرگرمى و مشغول‌شدن به آنها در دل انسان نسبت به حق و دین تردید ایجاد مى‌کند، همچنانکه آب، باعث رشد علوفه مى‌شود. (43) یا در جاى دیگر آمده است که یزید بن ولید در رهنمود خود به بنى‌امیه مى‌گفت:

«یا بنى‌امیه ایاکم و الغنا فانه ینقض الحیا و یزید فى الشهوه و یهدم المروة و انه لینوب عن الخمر و یفعل، ما یفعل الکسر فان کنتم لابد فاعلین فجنبوه النساء فان الغنا داعیة الى الزنا.» (44)

یعنى اى بنى‌امیه! از غنا فرار کنید؛ زیرا: «شرم و حیاء» را از بین مى‌برد.

شهوت را تحریک مى‌کند، «مروت» آدمى را نابود مى‌کند و به جاى شراب عمل مى‌کند؛ یعنى عقل انسان را از کار مى‌اندازد، از من بشنوید آن را کنار بگذارید و اگر نمى‌توانید از آن دست بردارید حداقل زنان خود را از این مجلس پرهیز دهید؛ زیرا غنا زمینه‌ى روى‌آوردن به فساد و فحشاء را فراهم مى‌کند.

موسیقى مطرب اصلاً فطرت خدایى بشر را به هم مى‌زند. حضرت على (ع) در این باره نقل مى‌کند که پیامبر (ص) فرمود: «گروهى از امت من به شکل میمون و گروهى به شکل خوک در آیند، عده‌اى به زمین فرو روند و بر عده‌اى باد تند و مهلک بوزد. همه‌ى اینها بدین جهت است که آنان شراب مى‌نوشیدند و لباس‌هاى ابریشمى بر تن مى‌کردند و زنان آوازه‌خوان را به خدمت مى‌گرفتند و با ابزار و آلات موسیقى مى‌نواختند.» (45)

بر اساس حدیث فوق، غنا موجب مسخ جمعى از امت آخرالزمان مى‌شود. اما با توجه به اینکه در برخى از روایات آمده که براى امت آخرالزمان مانند امت‌هاى پیشینیان مسخ نخواهد بود پس این نوع مسخ با احتمال زیاد باید مسخ درونى باشد نه بیرونى. (46)

5- موسیقى، گرایش به عشق و عاشقى کوچه‌بازارى را در وجود انسان تقویت مى‌کند و با این مقدمه‌ى فاسد مى‌تواند او را به شرابخوارى و ناپاکى و هوسرانى و ... سوق دهد و یک نوع انرژى منفى در او به وجود آورد که حتماً باید خالى شود و طبیعتاً این تخلیه‌ى درون با اعمال رفتارها و حرکات منفى، عملى خواهد شد.

6- موسیقى طرب انگیز، انسان را به یک فرد بى‌طرف و لاابالى و تنبل تبدیل مى‌کند؛ یعنى یک نوع بى‌مسئولیتى نسبت به خود و محیطش به وجود مى‌آورد که بود و نبود یا آبادانى و خرابى براى او چندان تفاوتى نخواهد داشت.

سخنى با خواننده

همه‌ى ما ایرانیان اعم از باسواد و بى‌سواد، پیر و جوان، دختر و پسر باید به سلاح ایمان و وطن‌پرستى مسلح شویم تا از فرهنگ اصیل ایرانى - مذهبى و احساسات و عواطف مقدسمان در این عصر بحرانى، که کشورهاى غربى از هر طرف مى‌خواهند کیان و فرهنگ ما را مورد حمله قرار دهند، حراست و حفاظت کنیم و باور داشته باشیم که دشمن هیچ‌وقت قصد خدمت به طرف مقابلش را نخواهد داشت. به قول استاد سخن سعدى شیرازى که: «نصیحت از دشمن پذیرفتن به خطاست. ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنى و آن عین صوابست.» (47)

هدف غرب این است که ارزش‌هاى فرهنگى ما مسلمانان را از طریق کانال‌هاى مختلف مانند ماهواره، رمان‌هاى عاشقانه، کاست‌ها، سى‌دى‌ها، مجلات مبتذل و ده‌ها وسیله و ابزار دیگر براى گمراه‌کردن چندین میلیون نفر نسل جوان کشورمان مورد غارت قرار دهد. پس در برابر این سیل ویران‌کننده، فرهنگ و هنر خود را با نهایت دقت و با کیفیت متعالى چنان غنى کنیم تا خلأ فرهنگى و هنرى کشورمان پر شود و در این باره نباید غفلت کنیم که در غیر آن صورت به جاى ترقى و تعالى به مراحل اسفل السافلین تنزل خواهیم کرد. یکى از هنرهایى که همیشه و همه حال در معرض یغما و غارت دشمنان بوده و مى‌باشد، هنر موسیقى است که از مؤثرترین و مهم‌ترین امور به حساب مى‌آید؛ زیرا که یک قطعه آهنگ در حین پخش، ایفاى نقش مى‌کند و قادر است مستمع را با تحریک هیجانات و احساساتش به هر سو که مى‌خواهد بکشاند. در مورد موسیقى باید صراحتاً گفت که زمینه‌ى این هنر، براى تجارت و ابتذال مهیاتر از سایر هنرهاست.

در دنیاى امروز، دیگر از تبلیغات مستقیم چندان استفاده نمى‌شود، بلکه زبان هنر مؤثرترین و سریع‌ترین راه تبلیغ است که مى‌تواند مردم را به هر زبان که باشند، تحت تأثیر قرار دهد. پس حضور موسیقى و تأثیرات آن را به عنوان سلاح مؤثر، نباید نادیده انگاشت و با عنایت پروردگار متعال و تلاش بى‌وقفه‌ى فقهاى عظام در جهت تبیین و تفسیر مواضع همه جانبه‌ى موسیقى، باید دل و دین را از اسارت در دام خطرناک شیطان حفاظت کرد؛ زیرا که نظام‌هاى استکبارى و استعمارى، فقط موسیقى مخرب و تخدیرکننده (شیطانى و مبتذل غربى) را به خورد مردم جهان مى‌دهند و دور از انصاف است که این نوع را با هنر ارزشمندى به نام موسیقى تلفیق کرد.

هر چند در میان مردم عامه، سخن از موسیقى به میان مى‌آید لهو و لعب و فساد به ذهن خطور مى‌کند و به عنوان محرک منفى تلقى مى‌شود، اما متأسفانه این ایده اشتباه است؛ زیرا که:

الف) موسیقى مبتذل رذیلت مى‌آورد و موسیقى متعالى فضیلت.

ب) موسیقى مبتذل از خود بیگانه مى‌کند و موسیقى متعالى با خود آشنا مى‌کند.

ج) ارمغان موسیقى مبتذل شهوت است و موسیقى متعالى عشق پاک.

د) ارمغان موسیقى مبتذل تخریب است و موسیقى متعالى تعمیر.

ذ) موسیقى مبتذل مخل اعصاب و روان است و موسیقى متعالى مُسکن اعصاب و روان.

نتیجه

در متن قرآن کریم و سخنان ائمه اطهار (ع) و روایات وارد شده از ایشان در باب حرمت غنا مشاهده کردیم که علت حرمت بدین جهت بوده که در دستگاه خلافت عصر هر امام معصوم (ع) فقط از موسیقى و ابزار و آلات آن براى فساد و لهو و لعب استفاده مى‌شد و شعر و شاعرى نیز فقط براى مدح و ستایش اربابان ظالم و ستمکار به کار مى‌رفت و به همین علت بود که ائمه اطهار (ع) غنا را به طور مطلق تحریم کرده بودند و الا از دیدگاه خود قرآن کریم صوت زیبا حسن و نیکو شمرده شده است که در آیاتى از قرآن کریم به صداى زیبا و دلنشین حضرت داود (ع) اشاره شده است که پرندگان نیز با او هم‌صدا مى‌شدند. (48) و با این حساب مشخص است که صوت بد و منکر و زشت مورد تأیید خداوند متعال نیست؛ چرا که در آن موقع این آیه‌ى شریفه را نمى‌فرمود: {إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ} (49)

غنایى که بر هم زننده‌ى تعادل جسم و روح و عقل باشد از دیدگاه قرآنى و فقهى و علمى حرام و مذموم است؛ اما تشخیص اینکه کدام موسیقى، غنایى و مطرب است امر بسیار مشکل و پیچیده‌اى است؛ زیرا که از جانب شارع مقدس فقط نهى صریح بر اجتناب از لهو و لعب و لغو وارد شده است و مستقیماً از موسیقى و غنا نام برده نشده است تا بتوان براساس آن حکم صریح صادر کرد. بنابراین در مورد موسیقى مد نظر داشتن ضمیر اشخاص و عکس‌العمل‌ها و برداشت آنان و همچنین عرف (آنچه در عرف، غنا به شمار بیاید حرام و آنچه غنا به حساب نیاید رواست و موارد مشکوک به مباح مى‌پیوندند؛ زیرا اصل، حرام‌نبودن است) مسئله‌ى مهمى است، یعنى میزان تأثیرگذارى و عوارض سوء آن بر روح و روان آدمى معیار است. پس حساب موسیقى پویا و بالنده از موسیقى بیمار مبتذل، که طرفداران و شنوندگانش را سرانجام یا به تیمارستان‌ها مى‌فرستد و یا به منجلاب تباهى مى‌کشاند کاملاً جداست.

اما در عصر حاضر چاره‌اى نیست مگر اینکه براى جلوگیرى از ترویج موسیقى مبتذل و شیطانى باید موسیقى اصیل و سنتى و فولکلوریک (محلى) همراه با موسیقى خلاق در چارچوب موازین شرعى و عقلى ارائه شود؛ زیرا اگر موسیقى به روز نباشد تدریجاً دچار رکود و انحطاط مى‌گردد و مردم به آهنگ‌هاى ناهنجار روى مى‌آورند و در این باره لازم است که افراد ذیصلاح، دست اندرکاران این امر مهم باشند تا از روى دلسوزى و تعهد به ملت و نظام و دین با عملکرد صحیح از موسیقى، پیام‌هاى مثبت را به جامعه ارائه دهند و از افراط و تفریط پرهیز کنند و آگاهى‌هاى لازم را براى مردم بالاخص جوانان در مورد آموزش صحیح موسیقى تحویل دهند و جوانب احتیاط در مورد موسیقى و آلات آن را کاملاً رعایت کنند و علل حلیت و حرمت غنا و موارد آن را براى مردم جامعه به واسطه‌ى کارشناسان دینى و فقهاى عظام تعریف نمایند و در کنار این خدمات، خلاقیت در هنر موسیقى اصیل را براى جوانان تأکید کنند و آن را به عنوان یک هنر مورد حمایت قرار دهند.

در آخر باید گفت که مى‌توان عشق و ارادت به ساحت مقدس چهارده نور پاک معصومین (ع) را از طریق همین موسیقى مجاز و مفید اظهار نمود؛ چنان‌که اهل یثرب (مدینه) هنگام ورود وجود مقدس حضرت خاتم الانبیاء (ص) به آن شهر با دف‌زنى و شعرخوانى خود چنین عمل نمودند.

پس آهنگى که انسان را از ثرى به ثریا و از فرش به عرش برساند قطعاً از دیدگاه عقل و علم و شرع اشکالى نخواهد داشت.

یادداشت‌ها

------------------------------

1) سوره مبارکه لقمان، آیه 6.

2) تفسیر المیزان، ج 16، ص 316.

3) سوره زمر، آیه 18.

4) غرر الحکم، ج 2، ص 516.

5) سوره مبارکه سبأ، آیه @.

6) تفسیر نمونه، ج 18، ص 27.

7) احیاء علوم‌الدین، ج 3، ص 367.

8) اصول کافى، ج 4، ص 420، حدیث 11.

9) بحارالنوار، ج 76، ص 122.

10 تا 14) اصول کافى، ج 4، ص 420.

15) مکاسب محرمه، ص 36.

16) الوافى، ج 3، ص 35.

17) ایقاط النانمین و ایعاظ الجاهلین، ص 511.

18) مکاسب محرمه، ص 202.

19) النهایه، ج 3، ص 117.

20) اقرب الموارد، ج 2، ص 125.

21) بشنو شمیم عود، ص 78.

22) ایضاح، ج 4، ص 423.

23) دروس، ج 3، ص 162.

24) شرح لمعه، ج 1، ص 272 به نقل از دروس.

25) شرح لعمه، ج 1، ص 272.

26) المهذب، ص 132.

27) جواهر الکلام، ج 22، ص 49.

28) ریاض المسائل، ج 2، ص 430.

29) استبصار، ج 3، ص 62.

30) خلاف، ج 3، ص 345.

31) مبسوط، ج 8، ص 222.

32) استبصار، ج 3، ص 43.

33) مفتاح‌الکرامة، ج 3، ص 53.

34) تحریر الوسیله، ج 1، ص 428.

35) جواهر الکلام، ج 22، ص 51.

36) مفتاح الکرامه، ج 4، ص 54.

37) وسائل الشیعه، ج 17، ص 314 و اصول کافى، ج 6، ص 432.

38) عوالى اللئالى، ج 1، ص 260 و مستدرک الوسائل، ج 13، از چاپ جدید، ص 218 و ج 2، ص 458 از چاپ قدیم.

39) موسیقى و غنا در آینه فقه، درس خارج فقه آیت ا... مروّجى، ص 120.

40) سوره مبارکه انفال، آیه 35.

41) وسائل الشیعه، ج 17، ص 312.

42) وسائل الشیعه، ج 8، ص 75.

43) همان منبع.

44) الغدیر، ج 8، ص 75.

45) الدر المنثور، ج 2، ص 324.

46) همان منبع.

47) گلستان سعدى، ص 172.

48) سوره مبارکه سبأ، آیه 10.

49) سوره مبارکه لقمان، آیه 19.

منابع

1- قرآن کریم.

2- احیاء علوم الدین - امام محمد طوسى غزالى (ابوحامد) - با ترجمه مؤید الدین محمد خوارزمى - به کوشش حسین خدیو - انتشارات علمى و فرهنگى - 1364 ش.

3- الاستبصار - محمد بن حسن طوسى (شیخ الطائفه) - دار الصعب و دار التعارف - بیروت - 1992 م.

4- اصول کافى - محمد بن یعقوب کلینى رازى - ترجمه و شرح محمدباقر کمره‌اى - انتشارات اسوه - تهران - 1372 ش.

5- اقرب الموارد - سعید الخورى شرتونى - کتابخانه آیت الله مرعشى - قم - 1403 ق.

6- ایضاح الفوائد فى شرح القواعد - فخر الدین ابى طالب محمد حلى (فخر المحققین) - با تحقیق کرمانى و على پناه اشتهاردى - قم - بى‌تا - 1389 ق.

7- ایقاظ النائمین و ایعاظ الجاهلین - سید ماجد بحرانى کاشانى - تحقیق على مختارى - میراث فقهى غنا و موسیقى - دفتر اول - 1376.

8- بحارالانوار - محمدباقر مجلسى - مؤسسه الوفاء - چاپ دوم - بیروت - 1403 ق.

9- بشنو شمیم عود (تلخیص و بازنویسى کتاب الاغانى) - به کوشش اکبر ایرانى - چاپ دوم - مؤسسه فرهنگى اهل قلم - تهران - 1382 ش.

10- تحریر الوسیله - روح الله الموسوى خمینى (ره) - جامعه مدرسین قم - 1366 ش.

11- تفسیر المیزان - علامه سیدمحمدحسین طباطبائى - ترجمه سیدمحمدباقر موسوى همدانى - انتشارات اسلامى - وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

12- تفسیر نمونه - آیت الله ناصر مکارم شیرازى - دارالکتاب الاسلامیه - تهران - 1353 الى 1366 ش.

13- جواهر الکلام فى شرح شرایع الاسلام - محمدحسن نجفى - دارالاحیاء التراث العربى - بیروت.

14- حقیقت و زیبایى (درس‌هاى فلسفه و هنر) - بابک احمدى - نشر مرکز - تهران - 1382.

15- الخلاف - محمد بن حسن طوسى (شیخ الطائفه) - چاپ جامعه مدرسین قم - 1414 ق.

16- الدروس الشریعه - محمد بن مکى العاملى (شهید اول) - انتشارات صادقى - قم.

17- الدر المنثور فى تفسیر المأثور - جلال الدین سیوطى - قم - 1404 ق.

18- الروضه البهیه فى شرح اللمعه الدمشقیه - زید الدین جبعى عاملى (شهید ثانى) - ترجمه سیدمحمدجواد ذهنى تهرانى - بیروت - انتشارات مکتب دار الاسلامى - 1410 ق.

19- صحیفه امام خمینى - (مجموعه سخنان امام) - روح الله الموسوى الخمینى - مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى - تهران - 1378 ش.

20- عوالى اللئالى - شیخ محمد بن على بن ابراهیم احسائى - معروف به ابن ابى جمهور - مطبعه سید الشهداء - قم - 1403 ق.

21- الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب - علامه عبد الحسین امینى - ترجمه زین العابدین قربانى - تهران - 175 ش.

22- غرر الحکم و دررالکلم - عبد الواحد بن محمد تمیمى آمدى - ترجمه سیدهاشم رسول محلاتى - مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران - 1373 ش.

23- المبسوط فى فقه الامامیه - محمد بن حسن طوسى (شیخ الطائفه) - المکتبه المرتضویه - تهران - 1351.

24- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل - میرزا حسین نورى - چاپ دوم - مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث - بیروت - 1408 ق.

25- مفتاح الکرامه فى شرح القواعد العلامه - محمد جواد حسینى عاملى - بیروت - دار احیاء التراث العربى.

26- مکاسب - مرتضى بن محمد شیخ انصارى - چاپ سنگى - بى‌تا - تبریز.

27- موسیقى و غنا در آینه فقه - درس خارج فقه آیت الله مروجى - به نگارش محمد رضا جباران - پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامى - تهران - 1378.

28- النهایه فى غریب الحدیث - مبارک بن ابى الکرم بن اثیر - دار احیاء التراث العربى - بیروت - بى‌تا.

29- الوافى - ملا محسن فیض کاشانى - کتابفروشى اسلامیه - تهران - 1375 ش.

30- وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعه - محمد بن الحسن الحر عاملى - تحقیق عبد الرحیم الربانى الشیرازى - بیروت - دار احیاء التراث العربى.