1:تعریف جامعی از علم اخلاق ارائه دهید ؟

 

دو دسته است گاهی بر علم و شناخت و گاهی بر عمل و رفتار تکیه دارد.
اما تعریفی که به هر دو توجه دارد: علم اخلاق علمی است که ضمن شناساندن انواع
خوبیها و بدیها، راههای کسب خوبیها و بدیها را تعلیم می دهد .

2. انواع پژوهش های اخلاقی را برشمرده و توضیح
دهید ؟


. انواع پژوهش های اخلاقی را برشمرده و توضیح
دهید ؟

1- اخلاق توصیفی 2- اخلاق هنجاری 3- فرااخلاق

 

أ‌. اخلاق
توصیفی : شامل توصیفات در مورد اخلاقیات افراد ، گروهها و جوامع است ، این گونه
پژوهش با روش تاریخی و نقل قول صورت می گیرد و هدف آن صرفاً آشنایی با نوع رفتار
اخلاقی افراد و جامعه ای خاص است .

ب‌. اخلاق
هنجاری : پژوهش اخلاقی به بررسی افعال اختیاری انسان از حیث خوبی یا بدی ، بایدی و
نبایدی و پایداری یا ناپایداری آنها می پردازد . روش تحقیق در این نوع پژوهش
استدلالی و عقلانی است نه روشهای تجربی و تاریخی . مهمترین نقش آن ارائه ی نظریه و
دیدگاهی معقول برای تبیین خوبی و بایستگی یا بدی و نابایستگی یک عمل است . مانند
" باید عدالت ورزید "

ت‌. فرااخلاق
: به بررسی تحلیلی و فلسفی درباره ی مفاهیم و احکام اخلاقی می پردازد یعنی مفاهیم
و جملاتی که در اخلاق هنجاری مورد بحث قرار می گیرند . درستی یا نادرستی گزاره های
اخلاقی در این نوع اخلاق مهم نیست.و تنها وظیفه ی آن تحلیل کلمه ی خوب یا بد است ،
در این شیوه ی پژوهش مفاهیم و احکام از سه جهت مورد بحث قرار می گیرند : 1. از نظر
معنا شناختی 2. وجود شناختی 3. معرفت شناختی

 

3. " چون که تقوا بست دو دست هوا حق گشاید هر دو دست
عقل را " این شعر در ارتباط با چه عنوانی است . توضیح دهید .

 

این شعر در ارتباط با دانش اندوزی و پارسایی است ، در قرآن ثمره ی
پارسایی فرقان است و همچنین قدرت تشخیص حق از باطل ، متون دینی ، تمامی انسانها
حتی کافران را به دانش اندوزی و تعقل و تدبر دستور داده ، همچنین سیره ی عملی
پیامبر اکرم و امامان معصوم به خوبی نشان می دهد که آنها با مخالفان خود را به بحث
عقلی دعوت کرده و برای آنها برهان های عقلی می آوردند ، حال اگر در کنار دانش
اندوزی تزکیه ی نفس نیز باشد ، وسوسه ی شیطان وجود نخواهد داشت .

 

4. موانع دست یابی به علم حقیقی را نام برده و توضیح دهید .

1- پیروی از حدس و گمان 2- تقلید کورکورانه
3- شتابزدگی 4- تمایلات نفسانی

 

أ‌. پیروی از
حدس و گمان
: در امور روزمره ی زندگی یقین و تشخیص ، کارهای دشوار و غیر ممکنی
هستند و انسان نیز از روی غریزه ی راحت طلبی ، اساس زندگی خود را بر پایه ی گمان
بنا کرده و با تکیه بر آن به زندگی خویش ادامه می دهد .

ب‌. تقلید
کورکورانه
: بسیاری از مردمان افزون بر مسائل فرعی، در اندیشه و نگاه به مسائل
کلی از دیگران نیز تقلید می کنند و ریشه آن خودباختگی فکری است. یکی از موانع علم
واقعی این است که انسان به جای آنکه آزادانه بیندیشد مهار تفکر خود را به دست
دیگران می سپارد. اسلام یکایک انسانها را دارای شخصیت مستقل دانسته و فرد را مسئول
می شناسد و تقلید کورکورانه از بزرگان جامعه را عامل گمراهی عده ای می شمارد .

ت‌. شتابزدگی : گاه
انسان در داوری علمی خودعجله می کند و با توجه به اطلاعات اندک خود درباره ی
موضوعی به نتیجه گیری می پردازد و چنان می پندارد که به مسائل احاطه ی کامل دارد ،
اظهارنظرهای شتابزده یکی از عوامل لغزشهای اخلاقی اندیشه است .

ث‌. تمایلات
نفسانی
: هدف از تحصیل علم این است که به حقیقت نائل شویم اما این امر وقتی
میسر می شود که از گرایشهای نفسانی و وهم و خیال رهیده باشد. حب و بغضها و جهت
گیریهای تعصب آمیز مسیر تفکر را منحرف ساخته از کشف حقیقت باز می دارد.

5. آداب اخلاق آموختن را نام ببرید و توضیح دهید .

1- انگیزه‌ی الهی (اخلاص) 2- انتخاب استاد
شایسته 3- رعایت اولویتها 4- خوب گوش دادن 5- پرسش و پرسشگری 6- ضبط و نگارش مطالب
7- تواضع در برابر استاد

أ‌. انگیزه ی
الهی (اخلاص)
: نخستین مسئله ای که یک دانشجو باید به آن توجه کند نیت تحصیل است. بر
اساس نظام اخلاقی اسلام نیت بیش از خود عمل اهمیت دارد. کار اخلاقی و ارزشمند از
دید اسلام کاری است که صرفاً برای رضایت خدا انجام گرفته باشد. تاثیر نیت روی کار
و تاثیر کار در تکامل نفس انسان تاثیری تکوینی است نه قراردادی.

ب‌. انتخاب
استاد شایسته
: تاثیر استاد و نوع ارزشها و نگرش ها و جهان بینی و ایدئولوژی او در
شاگردان جای تردید نیست. شاگردان هر اندازه که مقاومت نمایند نمی توانند از تاثیر
گذاری استادان در روند زندگی خود جلوگیری کنند. به همین دلیل انتخاب استاد شایسته
مورد تاکید اولیای دین است. در واقع
استاد شایسته کسی است که با رفتار خود دانشجو را به کسب فضایل ترغیب و از آلودگی
به رذایل اخلاقی دور کند و سخن گفتنش بر علم دانشجو بیفزاید .

ت‌. رعایت
اولویتها
: در آموختن باید آن دسته علومی که مورد نیاز هستند و در ذوق و
استطاعت دانش آموز نیز می باشد در درجه نخست یادگیری قرار گیرند و این بدان جهت
است که عمر آدمی اندازه ای نیست که بر همه علوم مسلط گردد.

ث‌. خوب گوش
دادن
: این مساله هم مبین ادب شاگرد و هم موجب بهره
مندی بیشتر می شود. یک مستمع خوب کسی است که اولا دقت داشته باشد و ثانیا بردبار
باشد. ثالثا بتواند میان نکات اصلی و فرعی آن تفکیک نماید مثل اینکه مناقشه در
مثال نکند و به لب سخن توجه کند .

ج‌. پرسش و
پرسشگری
: اگر پرسش به منظور کشف حقیقت باشد از فضایل
اخلاقی و بلکه واجب است در مسائل شرعی. دارای ارزش اخلاقی است که برای فهم واقعیتی
باشد نه اظهار فضل و مچ گیری ، همچنین پرسش باید در مورد موضوعات نافع باشد .استاد
نباید از پرسش های دانشجو خسته شود ، دانشجو هم نباید توقع پاسخ همه سوالات را از
استاد داشته باشد .استاد اگر پاسخ را نمی داند باید بگوید نمی دانم ، این مسئولیت
شناسی استاد را نشان می دهد .

ح‌. ضبط و
نگارش مطالب
: نگارش به صورت گزیده نویسی یا خلاصه برداری از جمله نیازمندی های
فراگیری علم است ، که در جای خودش باید دنبال شود . البته در صدر اسلام که
مسلمانان هنوز به اهمیت نگارش واقف نبودند پیامبر اکرم با بیان های مختلف آنها
رابه این کار تشویق می کرد و این کار را به زنجیر کردن علم شبیه می نمود .

خ‌. تواضع در
برابر استاد
: احترام به عالمان نشانه ی بهره مندی ازعقل است. یکی از علل اهمیت و
ارزشمندی این امر ، ارزش خود علم است . احترام به عالمان موجب رشد و پیشرفت علم و
در نتیجه پیشرفت جامعه ی اسلامی می شود . در این زمان گاه براثر انحراف ، تقلید
کورکورانه جای تواضع و احترام را میگیرد که در این صورت شاگردان دچار خود کم بینی
شده و جرئت و جسارت اندیشدیدن را از دست می دهند .

 

6. کانت در نظریه ی اخلاقی خود بر نقش نیت تأکید می کند ،
ضمن توضیح دیدگاه او ، تفاوت آن را با دیدگاه اسلام بیان کنید ؟

 

از نظر کانت تنها چیزی دارای ارزش ذاتی است که در آن اراده ی خیر وجود
دارد . منظور او از اراده ی انجام تکلیف و عمل بر اساس وظیفه ی عقلانی است . از
نظر کانت کار خوب ، کاری است که صرفاً مطابق با وظیفه ی عقلانی باشد ، بلکه کاری
است که افزون بر مطابقت با وظیفه ی عقلانی فرد به انگیزه ی ادای آن وظیفه عقلانی
نیز انجام گرفته باشد . یعنی انگیزه ی فرد ، از انجام آن عمل ، تنها پیروی از
قانون عقل باشد . در اسلام افزون بر کار خوب ، انگیزه ی خوب فاعل یعنی نیت در
انجام و ارزش گذاری بر کار نقش بسزایی دارد .

7. صبر یعنی چه؟ توضیح کامل دهید.

‏صبر به معنای حفظ نفس از اضطراب و جزع و سکون و آرامش یافتن آن است.
البته در اذهان عمومی صبر، به معنای سکوت کردن و تسلیم شدن و دست کشیدن از تلاش
است اما با بررسی منابع اسلامی روشن می شود که صبر بر خلاف این برداشت غلط، به
معنای ایستادگی در برابر حوادث و درگیری مداوم با مشکلات می باشد. پیامبر اکرم (ص)
صبر را سه قسم کرده است: صبر بر معصیت و صبر بر طاعت خدا و صبر بر مصیبت. منظور از
صبر بر طاعت ایستادگی در برابر مشکلات اطاعت فرمان الهی است، مثل صبر در برابر
انجام فرائض مانند نماز و روزه و غیره. منظور از صبر بر معصیت ، ایستادگی در برابر
هوا و هوس و ترک معصیت و نافرمانی خدا است. منظور از صبر بر مصیبت، مقاومت در
برابر ناملایمات زندگی و بلایای طبیعی و بیماری ها و مشکلات زندگی است. البته صبر
بر معصیت مهم تر و سخت تر از همه می باشد.

8. در این برهه از زمان که عصر تکنولوژى و صنعت است، چه
نیازى به تهذیب نفس مى‏باشد؟

‏الکسیس کارل در کتاب « راه و رسم زندگى » با استدلال متین پاسخ سؤال
مذکور را داده، مى‏گوید: تمدن جدید مغز را کاملاً تقویت کرده است و پیشرفت‏هاى
علمى و صنعتى، نتیجه آن است، ولى قلب را که از نیرومند ساختنش، اخلاق و مذهب
پایدار مى‏گردد، رها کرده، بلکه آن را تضعیف نموده است.

اگر علم با تزکیه و تهذیب نفس همراه نباشد، نه تنها براى بشریت امنیت
و آرامش روانى و خوشبختى ایجاد نمى‏شود، نیز موجب رفع فقر و تبعیض و ظلم و جنایت
نمى‏گردد، بلکه باعث افزایش آن مى‏شود. مشاهده مى‏کنید که بشر در هیچ دوره‏اى به
اندازه امروز در علوم و فنون و صنایع پیشرفت نداشته، از طرفى، هیچ گاه به اندازه
زمان ما گرفتار فساد و جنایت و بدبختى و بى رحمى نبوده است. در حقیقت باید گفت علم
و هنر، عجز و ناتوانى خود را از اصلاح حال بشر عملاً اعلام کرده است و جز بازگشت
به دین و تهذیب نفس، راهى امید بخش وجود ندارد.

آرتور کستلر، پس از بیان تکامل علم و عقل بشر در دو قرن 19 و 20 و
تنزل سریع و سرسام آور سجایا و اخلاق انسانى مى‏نویسد: بحران عصر ما ناشى از این
است که علم جاى مذهب را گرفته و قادر به انجام تمام وظایف نیست.

نیاز انسان جدید به آموزش‏هاى اخلاقى نه تنها کم‏تر از انسان اعصار و
قرون گذشته نیست، بلکه بیش‏تر و عمیق‏تر است. در زمان‏هاى گذشته آدمى از امکاناتى
که امروزه در اختیار دارد، بى بهره بود، از این رو در صورت سقوط و تباهى، دامنه
تأثیرش محدود بود اما امکاناتى از قبیل دسترسى به وسایل ارتباط جمعى، ماهواره‏ها،
تکنولوژى، سلاح‏هاى پیشرفته و مخرّب سبب شده است که تباهى آدمى دامنه‏اى نامحدود
پیدا کند. همچنان که قدرت و امکانات او در جهت گسترش فساد اخلاق بیشتر شده، قدرت
روحى و اخلاقى او جهت مهار نفس باید افزون‏تر شود، از این رو نیاز جهان معاصر به
اخلاق، یک نیاز حیاتى و درجه اوّل است.

اى بسا علم و ذکاوت و فطن

گشته رهرو را چو غول راهزن

9. اهمیت خودشناسی را با بیان شعری از مولانا بیان نمائید .

خودشناسی مقدم بر همه ی دانش ها و معرفتهای دیگر است . برای انسان ،
خسران بزرگی است که صرفاً به تحصیل و تعلیم علوم بیرونی پرداخته و از خود غافل
باشد و جوهر و ذات مسائل درونی خود رافراموش کند ، فردی همواره به مطالعه و آزمایش
و تجربه ی امور بیرونی و تفکر در مسائل آفاقی بپردازد اما از سیر انفسی و اندیشه و
درون خود غافل باشد .

صد هزاران فصل داند آن از علوم                   جان
خود را می نداند آن ظلــوم

دانــــــد او خاصیت هر جـــوهری                    در
بیان جوهر خود چون خـری

قیمت هر کاله می دانی که چـیست                   قیمت
خود را ندانی احمقی است

جان جمله علـم ها ایــن است ایــن                    که
بـــــدانی مــن کــی ام .......

10. علوم به دو دسته ی دینی و غیر دینی تقسیم می شوند ، نظر
خود را در این مورد بنویسید ؟

تقسیم علم از حیث دینی و غیر دینی تقسیمی نادرست است ، حقیقت آن است
که همه ی دانشهایی که در خدمت اسلام و مسلمانان باشد و به رشد و پیشرفت علمی و
دینی و فرهنگی جامعه کمک کند علوم دینی به شمار می آید، اما آنچه مهم است خلوص نیت
و الهی بودن انگیزه ی تحصیل است . حال اگر کسی به انگیزه ی غیرالهی باشد هر علمی
که بیاموزد غیر دینی است ولو علم توحید یا اخلاق و فقه و عرفان و امثال آن باشد ؛
امّا اگر نیت الهی باشد ، علم طبیعی یا ریاضی یا علوم مشابه باشد ، در این صورت آن
علم ، دینی می باشد. پس معیار علم دینی از غیر دینی ، نیت و نیاز جامعه است.

 

11. نقش پیش فرض های ارزشی در پژوهش های اسلامی را تبیین
نمائید .

یکی از مهم ترین موضوعات در تحقیق و پژوهش ، تاثیر پیش فرض ها ، فرهنگ
، جامعه ، ارزش ها و امثال آن در تحقیق است. تحقیق علمی صرف و فارغ از هر گونه پیش
فرض و پیش زمینه ای اگر چه ذاتاً محال نیست اما به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان
وقوعاً محال است.

به تعبیر فنی تر ، علم ، به طور کلی ، به ویژه علوم انسانی و اجتماعی
، دارای بار ارزشی است ؛ یعنی پژوهشگر نمی تواند فارغ از نظام ارزشی مورد قبولش
دست به تحقیق بزند. هیچ پژوهشی در خلأ رخ نمی دهد ، و شخصیت پژوهشگر و نظام حاکم
بر جهان بینی و ایدئولوژی شخص در فرایند تحقیق او فعالانه نقش ایفا می کند. به
عنوان مثال جامعه شناس مسلمان هرگز نمی تواند همچون دورکیم ، به جبر اجتماعی قائل
شود و یا روانشناسان مسلمان هرگز نمی توانند عوامل وراثت را علت تامه شکل گیری
شخصیت انسان بداند.

12. پژوهش از چه خطراتی آسیب پذیر است . نام برده و یکی را
توضیح دهید

شهرت زدگی

شتابزدگی

دخالت دادن خواسته های شخصی

انتحال

انتحال : یا سرقت ادبی یکی از آفات بزرگ اخلاقی پژوهش و تألیف است
همان و و معنای دیگر انتحال به منظور درست جلوه دادن سخن و مدعای خود افراد نامدار
و ذی نفوذ علمی یا تاریخی را مدافع نظریه خود کردن که عملی غیر اخلاقی است. یعنی
نام و منصب خود را از فرد دیگر گرفته باشد یا نشان و مقام شخص دیگری را برای خود
خواندن .

 

13. دو قید از قیود نقد و بررسی را با عوارض آن توضیح دهید ؟

یکی از مهمترین قیود آزادی ، قیود اخلاقی است . اخلاق حاکم بر آزادی
است و آزادی در صورتی عاقلانه و ثمربخش است که در چهار چوب اخلاق باشد . گفتگوهای
آزاد علمی یکی از نشانه ها و علائم برجسته ی رشد و پویای علمی یک جامعه است، در
صورتی اینها نوید بخش و مبارک است که اولاً موضوعات مفید و ثمربخش باشد و ثانیاً
گفتگوها در محیط و شرایط سالم با رعایت اصول معرفتی و اخلاقی انجام شود که در این
صورت جامعه سلامت علمی خواهد داشت و اگر شرایط صحیح نباشد ، باعث فساد و مشکلات
اجتماعی می شود .

 

14. شرایط اخلاقی نقد را شمارش کرده و یکی را توضیح دهید .

فهم سخن گفتن و تبحر در موضوع

کنار نهادن حب و بغض ها

پرهیز از نقد متقابل

نقد انگیخته به جای انگیزه ( به گفته بنگر نه به گوینده )

تفکیک اندیشه و رفتار از فرد

لزوم بردباری و نقد پذیری

پرهیز از برچسب زدن

آغاز کردن از خود

کنارنهادن حب و بغض : شرط اصلی فهم سخن گوینده و درک حقیقت آن کنار نهادن حب و بغض ها است.
گاه این امر می تواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد . فردی که دچار چنین مشکلی
است قطعاً از درک حقیقت عاجز است و نمی تواند همه ی جنبه های درستی مطالب را درک
کند .

 

15. اخلاق و معیشت با یکدیگر چه ارتباطی دارند ؟

در روایات متعددی اخلاق نیکو به عنوان یکی از عوامل گشایش رزق و اخلاق
بد به عنوان یکی از عوامل تنگدستی و فقر معرفی شده است.
. در اینجا رزق معنای گسترده تر از خوراک و
پوشاک دارد و مختصر به اینها نمی شود ، بلکه شامل رزق معنوی و اخروی نیز می شود
.در زندگی امروز هم مثل گذشته هیچ پدیده ای بی علت رخ نمی دهد در نتیجه ارتکاب به
گناه باعث محرومیت و گرفتاری ها و مصیبتها می شود .

 

16. میان کار و شخصیت انسان رابطه ای دو طرفه برقرار است .
توضیح دهید .

یکی از عوامل سازنده ی شخصیت انسان کار است . رابطه ای میان کار و
شخصیت انسان رابطه ای دو طرفه است . یعنی هر یک دلیل سازنده ی دیگری هستند ، شخصیت
انسان به نوعی محصول نوع کار و شغل اوست ، نفس انسان به گونه ای است که بر اثر بی
کاری به فساد و گناه آلوده می شود ، در واقع یکی از عوامل ارتکاب به گناه بی کاری
است .

 

17. معاشرت با مردم و تحمل بد رفتاری های آنان یکی از راه
های رشد و دستیابی به مقامات معنوی است . توضیح دهید.

 

معاشرت به طور مطلق و با همه ی انسان ها ، نه قابل توصیه است و نه
قابل تحذیر . معاشرت به خودی خود دارای مطلوبیت نیست ، بلکه خوبی و بدی باعث
وابسته شدن ، و یکی از هدفهای اصلی معاشرتها است . این معاشرتها با توسعه ی اخلاق
الهی و بهره مندی از فضایل اخلاقی و پیشرفت در جهت تهذیب و تربیت نفس است . حال
اگر در جایی معاشرت با دیگران مستلزم کشیده شدن انسان به گنان و معصیت و انحراف از
مسیر هدایت و سعادت باشد چنین معاشرتی خلاف مقصود است .

 

18. " مردمان همگی عیال خداوندند ، پس محبوبترین افراد
در نزد خداوند نیکوترینشان نسبت به عیال خداوند است " را با شعر و نظم و حدیث
توضیح دهید .

 

توصیه اکید اسلام این است که هر مسلمانی همواره باید دغدغه سایر
انسانها را داشته و نسبت به هدایت و ارشاد آنان احساس مسئولیت کند.از سفارش های
امیر المومنان به فرزندانش،در ساعات آخر عمر شریفشان این است که:مسلمانان هرگز
نباید در برابر زشتی ها و حق کشی ها ، هر چند نسبت به غیر مسلمانان آرام نشیند. به
تعبیر زیبای سعدی:

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آور روزگار دگر عضو ها را نماند قرار

پیامبر اکرم(ص) اوج خرد و خردورزی را,پس از دینداری ، مهربانی و محبت
و خیر خواهی نسبت به همه انسانها ، اعم از خوب و بد معرفی کرده و در جایی دیگر
محبت نسبت به مردم را نیمی از ایمان دانسته اند.امام علی(ع) نیز محبت به مردمان را
نیمی از عقل شمرده اند.

این جملات نشان دهنده اهمیت خدمت به خلق در اسلام است.هر چند این جمله
که (عبادت به جز خدمت خلق نیست) و یا این شعر سعدی که «طریقت به جز خدمت خلق
نیست/به تسبیح و سجاده و دلق نیست» سخنانی مبالغه آمیزند؛اما کسانی هم که عبادت و
سیر و سلوک معنوی و عرفانی را در گوشه گیری و عزلت جستجو می کنندبه کج راهه می
روند.خدمت به خلق یکی از بهترین و والاترین عبادت هاست؛حتی از اعتکاف یک ماهه نیز
در نزد خداوند ارجمند تر است.

19. "عالمی را گفت باشد و بس هر چه گوید نگیرد اندر
کس" . با توجه به شعر ارتباط گوینده و گفته را نقد و بررسی کنید .

 

برخی کارشناسان امور ارتباطات انسانی تصریح می کنند که «هر اندازه
صداقت در رفتار فرستنده پیام مشهود باشد ، به همان میزان به اعتبار او نزد دیگران
افزوده می شود. این است که آن عالمی که می گوید امّا خود به آن عمل نمی کند ، اثرش
در دیگران هیچ و یا بسیار کم است ؛ از این رو افراد صادق،اعتبار بیشتری پیدا می
کنند.

 

20. معاشرت با دیگران از آسیب هایی رنجور است ، هر کدام را
ذکر کرده و توضیح دهید .

1- دخالت در امور خصوصی

2- شایعه پراکنی

3- سوء استفاده از دیگران

 

أ‌. دخالت در
امور خصوصی : فریضه امر به معروف و نهی از منکر مربوط به حیات اجتماعی است و نه
زندگی خصوصی و فردی. تجاوز به حریم خصوصی، خود منکر است و اسلام اجازه این کار
نداده بلکه توصیه به پرده پوشی کرده است

ب‌. شایعه
پراکنی : شایعه پراکنی از مصادیق دروغ است بنابراین باید پیش از نقل هر خبری در
درستی آن تحقیق کنیم و پس از اطمینان آن را نقل کنیم. این امر ناپسند است که بر
واقعه ای که رخ نداده چیزی بیفزاید و آن را بازگو کند.

ت‌. سوء
استفاده از دیگران : هرگز نبایدمعاشرت با دیگران به عنوان پلی برای رسیدن به
خواسته های شخصی فرد تبدیل شود . از جمله مهمترین شرایط پایداری دوستی و معاشرت با
دیگران رعایت انصاف در حق آنهاست .

 

21. "آفتاب ار چه روشن است او را پاره ای ابر ناپدید
کند او را " شعر فوق بر کدام اصل تکیه دارد.توضیح دهید .

 

بر این اصل تکیه دارد که با چه کسانی دوستی نورزیم. بعضی مواقع اگر
آدمی دنیایی خوبی داشته باشد (به اندازه بزرگی آفتاب) ، یک همنشین بد همه ی (سایه
ای) آن خوبی ها را تحت الشعاع قرار می دهد. از این رو امام سجاد(ع) به امام
باقر(ع)فرمودند:پسرم با پنج گروه نه دوستی داشته باش و نه هم سخن شو و نه در راهی
با آنان همراه شو:

  • · دروغگو
  • · فاسق
  • · بخیل
  • · احمق
  • · کسی که
    رابطه اش را با خویشان خود قطع کرده

22. آیا پژوهش های فردی ، اتقان و استحکام پژوهش های گروهی
را دارد ؟ توضیح دهید.

پژوهش فردی هر چند در جای خود ، مفید و ارزنده است ، اما باید دانست
که اتقان و استحکام پژوهش های گروهی به مراتب بیشتر از پژوهش های فردی ا ست و درصد
خطای پژوهش گروهی به مراتب کمتر از پژوهش فردی است و همچنین همکاری و همیاری چند
پژوهشگر وارسته و متعهد و با نشاط ، هم نورانیت بیشتری خواهد داشت وهم افق های
دقیق تر و وسیع تری را به روی انسان می گشاید .

23. فضایل اخلاقی مربوط به امور جنسی کدامند ؟ توضیح دهید.

أ‌. عفت و
پاکدامنی
: عفت عبادت است از تسلیم و انقیاد شهوت در برابر عقل. عفیف به کسی
گفته می شود که در حد اعتدال و در چارچوب عقل و شرع از شهوت بهره ببرد و به وادی
افراط و تفریط کشیده نشود. عفت جنسی یعنی کنترل کردن غریزه جنسی و محدود نمودن آن
در چارچوب عقل و شرع پاکدامنی و عفت به ویژه دردوران جوانی، موجبات بهره مندی از
موهبتهای ویژه الهی را به دنبال خود دارد. حضرت علی (ع): عفت رأس هر چیزی ات. در مقابل بی عفتی یکی از عوامل مهم هلاکت دنیوی و اخروی انسان است. در
طول تاریخ نمونه های فراوانی را می توان ذکر کرد که همین مسئله موجب نابودی آنان و
خواری دنیوی و اخروی شان شده است.

ب‌. غیرت : غیرت
اصطلاحا به معنای کوشش در محافظت از چیزهایی است که محافظت از آنها لازم است این
صفت از شریفترین فضایل اخلاقی است. البته غبرت فقط در مسائل جنسی نیست بلکه در
مسائل دینی و تربیت فرزندان و مسائل مالی و امثال آن نیز جریان دارد. غیرت از
لوازم شجاعت است. انسان فطرتا به گونه انسان به گونه ای آفریده شده است که از امور
مورد احترامش مانند مقام، زن، فرزند، ثروت و امثال آن دفاع می کند البته این دفاع
گاهی پسندیده و گاهی مذموم است. غیرت جنسی نوعی پاسبانی است که آفرینش برای مشخص
بودن و مختلط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است. غیرت که از فضایل اخلاقی است. اگر
از حدش تجاوز کند تبدیل به رذیله اخلاقی خواهد شد.

ت‌. حجاب و
ترک خود آرایی در انظار عمومی
: یکی دیگر از فضایل اخلاقی در عرصه اخلاق جنسی مسئله حجاب و پوشش
زنان است البته این مسئله اختصاصی به زنان نداشته و شامل مردان نیز می شود. اما
نوع پوشش زنان به دلیل ساختار خاص جسمانی شان مورد تاکید بیشتر قرار گرفته است.

اسلام با تشریع حکم حجاب خواسته است که:

اولا: به بهداشت روانی زنان و مردان کمک کند اگر میان زن و مرد حریمی
وجود نداشته باشد آرامش و امنیت از زنان گرفته می شود.

ثانیا: شخصیت زن را تامین کرده و او را از یک شخصیت ابزاری به شخصیتی
مستقل تبدیل نماید.

ثالثا: روابط خانوادگی را تحکیم کرده و از فروپاشی نظام خانواده جلوگیری
نماید. بدون تردید آزادی جنسی و بی حجابی زنان در جامعه موجب سست شدن پایه های
روابط خانوادگی خواهد شد.

رابعا: حریم اجتماع را از بی عفتی و آلودگیهای جنسی نگه دارد. اگر
حریم اجتماع از نگاهها و روابط آلوده جنسی حفظ شود. در آن صورت بهتر می تواند به
هدف خود نایل آید. بی حجابی موجب می شود محیط اجتماع به محیطی برای ارضای خواسته
های جنسی تبدیل شود.

24. سه نظریه مهم در باره اخلاق و سیاست را بیان ، و بیان
نمایید شیوه مورد قبول کدام است ؟

نظریه جدایی اخلاق از سیاست

نظریه اصالت اخلاق و تبعیت سیاست از اخلاق

نظریه اصالت سیاست و تبعیت اخلاق از سیاست

نظریه مقبول و معقول در رابطه اخلاق و سیاست این است که اصالت با
اخلاق است و ارزشهای سیاسی تابع اخلاق است. معیارهای اخلاقی که همه جا و برای همه
افراد اعم از زمامداران و شهروندان یکسان است .

25. دو تقریر نظریه جدایی اخلاق از سیاست را ذکر کرده و نقد
نمایید.

  • · برخی بر
    این باورند که قلمرو اخلاق کاملا مجزای از قلمرو سیاست است. یک رفتار از نظر
    اخلاقی می تواند خوب باشد ولی همان رفتار ممکن است از نگاه سیاسی هیچ ارزشی نداشته
    باشد. بنابراین سیاست امری غیر اخلاقی (نه ضد اخلاقی) است. ماکیاولی نماینده این
    نظریه است .

نقد : این نظریه ، ناشی از عدم درک درست اخلاق و احکام اخلاقی است.
هرگز نمی توان اخلاق را که مربوط به افعال اختیاری انسان است منحصر به قلمرو
رفتارهای فردی کرده و افعال اجتماعی و سیاسی را از تحت آن خارج کرد.

 

  • · برخی
    تعبیر دیگری از نظریه جدایی اخلاق از سیاست را دارند. آنها به دو نوع سیستم اخلاقی
    قائل شده اند: اخلاق فردی و اخلاق سیاسی و اجتماعی ، که هر کدام دارای اصول و
    قواعد خاص خود هستند . حتی ممکن است در مواردی اصولی کاملا متضاد داشته باشند .

نقد : اخلاق فردی و سیاسی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند به عنوان مثال
وقتی گفته می شود دروغگویی بد است یا راست گویی خوب، هر چند دارای ظاهری مطلق می
باشند اما در حقیقت مقید به شرایطی هستند اعم از اینکه در حوزه اخلاق فردی باشد یا
اجتماعی . به طور کلی ملاک ارزشی افعال اختیاری مصلحت عمومی فرد و جامعه است.
مصلحت یعنی هر چیزی که موجب کمال و صلاح واقعی انسان است. راستگویی از آن جهت که
آدمی را به سعادت رساند و مصلحت واقعی او و جامعه را تحقق می بخشد خوب است. حال اگر در جایی کارکرد مصلحتی خود را از
دست بدهد، دیگر نمی تواند موضوعی برای محمول خوب قرار بگیرد. پس هر جا که مصلحت
اجتماعی باشد آن حکم اخلاقی نیز هست. گر چه از طریق دروغگویی باشد و هر کاری موجب
مفسده اجتماعی شود بد است گر چه راستگویی باشد .

26. " شهریارانی که کارهای گران از دستشان بر آمده است
، آنانی بوده اند که راست کرداری را به چیزی نشمرده اند ". جمله را نقد و
بررسی کنید.

 

نخستین اشکال این نظریه، پذیرش نسبیت گرایی است. بر اساس این نظریه، نمی
توان هیچ حکم اخلاقی ثابتی داشت؛ اخلاق، کاملاً‌ در خدمت سیاست است. یک کار ممکن
است از نظر یک حزب سیاسی،‌ کاری خوب و پسندیده باشد و همان کار از نظر گروه و حزبی
دیگر، کاری زشت و ناپسند باشد؛ ویا یک کار ممکن است در یک زمان خاص، از نظر یک
جامعه، ‌حزب یا سیاستمداری خوب و با ارزش باشد و همان کار در زمانی دیگر برای همان
جامعه‌، حزب یا فرد سیاسی، ‌زشت و بی ارزش باشد؛ در صورتی که نسبیت گرایی اخلاقی، ‌به
این معنا نظریه ای نادرست است. دست کم اصول احکام اخلاقی، اصولی مطلق اند؛ یعنی
همگانی و همه جایی و همه زمانی اند.

اشکال دیگر این نظریه آن است که طراحان این نظریه معنای واقعی سیاست
را به درستی درک نکرده اند. اینان در حقیقت، سیاست را نه برای وصول به سعادت
حقیقی، بلکه برای ارضای شهوات و غرایز حیوانی خود می خواهند. بلکه، اگر کسی سیاست
را برای وصول به سعادت بخواهد و هدف از سیاست را توسعۀ عدل و فضیلت بداند، در آن
صورت هدف سیاست همان هدف اخلاق، در بخش اخلاق اجتماعی خواهد بود. و سیاست زیر
مجموعۀ اخلاق قرار می گیرد و اگر اینگونه شد،‌دیگر نمی توان از هر وسیله ای برای
رسیدن به این هدف استفاده کرد. به تعبیر دیگر، میان هدف و وسیله باید تناسب و
سنخیتی باشد.

27. آیا توکل به خداوند با اعتماد به نفس – که در روانشناسی
آن را از ویژگی های ضروری شخصیت سالم می دانند – ناسازگار است؟

اگر اعتماد به نفس به معنای پیدایش این باور در انسان باشد که هر کاری
را می تواند انجام دهد، گرچه با خواست و اراده خداوند مخالف باشد، چنین اعتماد به
نفسی باتوکل در تنافی است. اما اگر اعتماد به نفس بدین معنا باشد که انسان در
چارچوب نظامی که خداوند بر این دنیا حاکم کرده، با تلاش و کوشش نیازهای خود را
تامین کند، به هیچ رو با توکل ناسازگاری ندارد .

 

28. معاشرت های هر فرد با دیگران به پنج دسته تقسیم می شود ،
آن ها را توضیح دهید .

معاشرت انسانی : منظور برخوردهایی است که با دیگران به عنوان یک انسان و هم نوع
داریم هر فرد در قبال سایر هم نوعان خود وظایف و مسئولیت های اخلاقی خاصی بر عهده
دارد .

معاشرت آئینی : به معاشرتهایی که با سایر هم کیشان و هم مسلکان خود داریم معاشرت
آئینی می گویند ، یعنی هر فرد به عنوان یک مسلمان در برابر سایر مسلمانان
مسئولیتها و وظایفی بر عهده دارد .

معاشرتهای شهروندی : هر کدام از ما به عنوان یک شهروند با سایر شهروندان دارای روابط و
مسئولیت های خاصی هستیم که با غیر شهروندان چنان روابطی نداریم این مسئولیت ها در
مواردی فراتر از مسئولیت هایی است که در قبال همنوعان و هم کیشان خود داریم.

معاشرتهای دوستانه : ما نسبت به افراد خاصی که روابط صمیمانه تری داریم وظایف اخلاقی
خاصی بر عهده داریم لذا مورد تاکید شدید اسلام است چون دوستان تاثیر فوق العاده ای
برای شخصیت انسان دارد.

معاشرتهای خانوادگی : ما نسبت به پدر و مادر و برادر و خواهر، عمه و عمو، دایی، خاله،
پدربزرگ و مادر بزرگ و پس از ازدواج با خانواده همسر و فرزندان مسئولیتهایی داریم
مثل احترام به والدین و صله رحم که در اسلام به شدت مورد تاکید است.

 

29. نسبیت در اخلاق و مطلق بودن آن به چه معنا است ؟

نسبی در برابر مطلق است. برخی می گویند: اخلاق و ارزش های اخلاقی
مانند: «عدل خوب است»، «احسان به پدر و مادر خوب است»، ظلم و ستم به دیگران بد
است»، اصولی ثابت،عام و همگانی می باشند که از عوامل اجتماعی و روان شناختی بدست
نمی آید و دگرگون نمی شود و از هر جهت اطلاق دارد. اخلاق با چنین شاخصه ای مطلق
است.

برخی می گویند: اخلاق و ارزش های اخلاقی هیچ اعتبار کلی و واقعیت و
ریشه ثابتی ندارد. اعتبار همه اصول اخلاقی به فرهنگ، گزینش فردی، زمان، مکان و ...
بر می گردد. اخلاق با چنین شاخصه ای نسبی است.

 

30. اگر احکام اخلاقی مطلق است، چرا در برخی موارد استثنا
وجود دارد، همانند دروغ مصلحت آمیز؟

 

اگر موضوع اخلاق را رفتار بدانیم، در این صورت می گوییم: اخلاق نسبی
است و چهره کارهای اخلاقی با موقعیت ها دگرگون می شود . اما اگر موضوع اخلاق را
رفتار آدمی ندانیم، بلکه ملکات نفسانی مانند عدل،‌ احسان و ظلم را موضوع اخلاق
دانستیم، در این صورت اخلاق مطلق است و عنوان‌های اخلاقی همیشه بار اخلاقی مثبت یا
منفی خویش را حفظ می کنند و دگرگون نمی گردند.

توضیح: در مورد نسبی بودن اخلاق دو معنا وجود دارد:

1- اصل ارزشی و ضد ارزشی ثابتی وجود ندارد؛ خوبی و بدی به پسند و عدم
پسند فرد یا جامعه وابسته است.

2- رفتارها و کارهای اخلاقی با توجه به موقعیت ها و تغییر عناوین
دگرگون می‌‌شود.

نسبیت به معنای اوّل نادرست است؛ یعنی نمی توان پذیرفت که ارزش های
اخلاقی از اصولی ثابت و کلی محروم است.

اما نسبیت به معنای دوم درست و قابل قبول است. چون کارهای اخلاقی
همیشه به یک منوال نیست. گاهی راست گفتن ارزش اخلاقی دارد و گاهی دروغ (دروغ مصلحت
آمیز).

31. آیا این جمله صحیح است: هنگامی که والدین مرتکب گناهی
شوند، تقاص گناهان آن‌ها را فرزندان پس می‌دهند؟

در بعضی مواقع گناه اثر وضعی دارد که خواه ناخواه تأثیر خود را می‌گذارد.
کیفر قانونی نیست تا کسی بگوید پدر ظلم کرده، چرا فرزند باید کیفر ببیند؟! به
عبارت دیگر : رابطه عمل و عکس‌العمل چنین امری را اقتضا می‌کند. البته در مقام
تکلیف بر انسان‌ها، آن چیزها هم لحاظ می‌شود، یعنی هر انسانی بر اساس توانایی‌ها و
استعداد‌های ویژه ای که دارد (که بعضاً از پدران به ارث رسیده) تکلیف می‌شود و
خداوند بر اساس عدل با آنها رفتار خواهد نمود