نوشته شده توسط حسین حمزه


مطلاق که به معنای بسیار طلاق دهنده و جدا شونده می آید، لغتی ست که در بین روایات و نصوص تاریخی درمورد حسن بن علی علیه السلام به وفور بکار رفته است ؛ به گونه ای که کمتر کتب تاریخی ست که پیرامون این مسئله نقلی نیاورده باشد و اقوال و روایات دراین باب زیاد و مختلف بوده  که عموماً این روایات را اهل تسنن نقل کرده و منابع شیعه نیز با بی دقتی این اقوال را ذکر نموده اند ، که به بررسی این اقوال می پردازیم :

 

1: شیخ کلینی از حمید بن زیاد از حسن بن محمد بن سماعه از محمد بن زیاد بن عیسی از عبدالله سنان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که همانا امیر المومنین علیه السلام بر روی منبر فرمودند : زنی را به نکاح حسن در نیاورید ، که همانا او مردی ست بسیار طلاق دهنده ، در این هنگام مردی از قبیله هَمدان بپا خاست و گفت : به خدا قسم به نکاح او در می آوریم زیرا او فرزند رسول خدا صلّ الله علیه و آله وسلم و فرزند امیر المومنین علیه السلام است ، اگر خواست نزد خودش نگه دارد و اگر خواست طلاق بدهد.[1]

 

بررسی سند حدیث :

 

در سند حدیث بالا عبدالله سنان وجود دارد که وی خزانه دار منصور، مهدی ، هادی و هارون الرشید بوده [2]است هر چند به دلیل توثیقاتی که بعضی از رجالیون نقل کرده اند ، این حدیث از نوع احادیث موثقه می باشد همانگونه که مرحوم مجلسی این مطلب را عنوان کرده اند.[3]

 

2 : شیخ کلینی از گروهی از اصحاب از احمد بن محمد از محمد بن اسماعیل بن بزیع از جعفر بن بشیر از یحیی بن أبی العلاء از امام صادق علیه السلام نقل می کند که : همانا حسن بن علی علیه السلام پنجاه زن طلاق داد و علی علیه السلام در کوفه فرمود: ای اهالی کوفه ، دختران خود را به نکاح حسن در نیاورید[4]... تا آخر حدیث.

 

بررسی حدیث :

 

مرحوم علامه مجلسی این حدیث را مجهول و ضعیف دانسته است.[5]

 

3 –ذهبی از واقدی از حاتم بن اسماعیل از جعفربن محمد از پدرش از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند که فرمود :

 

ای اهالی کوفه ! دخترانتان را به نکاح حسن درنیاورید زیرا او مردی ست کثیرالطلاق و من می ترسم که بین قبائل و طوائف دشمنی ایجاد کند.[6]

 

بررسی حدیث :

 

احمد بن حنبل او را کذّاب و متقلب در حدیث دانسته ، ابن معین آورده است که او ثقه نمی باشد ، بخاری و أبوحاتم احادیثش را متروک ، دارقطنی او را ضعیف[7] دانسته اند، نوری در شرح «المهذب»درکتاب الغسل آورده است که : واقدی به اتفاق علماء ضعیف است.[8]

 

4 –ذهبی  از واقدی از عبدالله بن جعفر از عبدالله حسن نقل می کند : حسن علیه السلام کثیرالنکاح بوده است.[9] ضعف این نقل به واقدی ست که بیان شد.

 

 5 –ذهبی و ابن ابی الحدید از ابوالحسن مدائنی نقل می کند که : حسن هفتاد زن را طلاق داد.[10]

 

-  عسقلانی آورده است که علی بن محمد مدائنی در نقل حدیث قوی نبوده است [11] و ذهبی بر این عقیده است که روایات مسند از او کم می باشد.[12]

 

6-  صفدی از ابن سیرین نیز نقل نموده که : حسن هفتاد زن را طلاق دادند.[13]

 

بررسی این قول :

 

صفدی متوفای 764 ه و از أعلام و مشاهیر علماء درقرن هشتم هجری بوده است و محمد بن سیرین درسنه 110 ه[14]  

 

وفات کرده ، و فاصله زمانی مدیدی که بین این دو وجود دارد و عدم ذکر اسناد صفدی از ابن سیرین ، روایات را خالی از ضعف نمی گرداند و روایت مرسله هست و تمسک به آن صحیح نیست.

 

7 –ابن شهر آشوب روایت می کند که حسن بن علی علیه السلام از عبدالرحمن بن حارث دخترش را خواستگاری نمود و عبدالرحمن به دلیل مطلاق بودن امام از این کار إبا کرد.[15]

 

-   ابن شهر آشوب (متوفای 588ه) هیچ گونه سندی را برای این خبر واحد نقل ننموده و این نقل بدون  اسناد می باشد.

 

8-  ابن سعد (م 230ه) آورده است که: حسن بن علی ازهیچ زنی جدا نشد مگراینکه آن زن او را دوست می داشت.[16]

 

-   این گفتار به سخنی از ابن سعد بیشتر شباهت دارد تا یک نقل دقیق تاریخی.

 

9-  ابو نعیم اصفهانی از سلیمان بن احمد از اسحاق بن ابراهیم از عبدالرزاق از سفیان ثوری از عبدالرحمن بن عبدالله از پدرش از حسن بن سعد از پدرش نقل می کند که : حسن بن علی دو زن را به مهریه بیست هزار درهم و ظرفی از عسل به نکاح خویش در آورد ، که یکی از آن دو گفت –و حنیفه شاهد گفتارش بود- این متاعی کم از دوستی جدا شونده است.[17]

 

-  در مورد سفیان ثوری روایات  قداحه فراوان نقل گردیده که از آن جمله می توان به الکافی ج5 ص65 ، فروع الکافی ج6/442 ، کافی ج1 ص 392- رجال کشی 392، 397- ذیول تاریخ طبری 657 مراجعه نمود.

 

10 –ابن شهر آشوب از محمد بن علی بن عطیه مکی در قوت القلوب نقل می کند که : حسن بن علی علیه السلام با 250 زن و بنا بر قولی با 300 زن ازدواج نمود ، که بنا بر نقل ابو عبدالله المحدث در رامش افزای : همه ی این زن ها در پشت جنازه او با پای برهنه حاضر شدند. [18]

 

 

 عسقلانی در مورد محمد بن علی بن عطیه آورده است : در قوت القلوب موارد و مطالب منکره و دور از عقل آورده ، در کلامش خلط و خبط وجود دارد[19] ، ابن اثیر نیز او را متهم به خلط در کلام کرده است[20] و ذهبی او را تضعیف نموده است.[21]

 

11 –مسعودی از منصور دوانیقی خلیفه عباسی نقل می کند که : هنگامی که عبدالله حسن را دستگیر کردند ، منصور خطبه ی در مذمت هاشمیان ایراد کرد و گفت : و حسن کسی بود که گرایش به زنان داشت و در یک روز زنی را به نکاح خویش در می آورد و فردای آن روز دیگری را طلاق می داد و این مطلب ادامه داشت تا اینکه رحلت کرد.[22]

 

 عناد و دشمنی منصور دوانیقی با اهل بیت علیهم السلام مطلبی غریب و عجیب نیست ، دشمنی که باعث گردیده چنین وقیحانه هر گونه  اتهامی را به سبط النبی علیه السلام وارد نموده و اقوال بی پایه و اساسی را که همگی از دستگاه جور عباسیان نشأت گرفته است را به آل الله نسبت دهند و ضعف این قول و اقوال پیشین بر هر صاحب عقل و تدبری مخفی و پوشیده نیست .

 

·        همسران آن حضرت :

 

-       ابو نعیم اصفهانی ( م430 ه)  از سلیمان بن احمد از حسین بن اسحاق از عثمان بن أبی شیبه از عبدالأعلی هشام بن حسان از ابن سیرین نقل می کند که : حسن بن علی زنی را به نکاح خویش در آورد و به همراه صد کنیز که در دست هر کدام هزار درهم بود به سوی او فرستاد.[23]

 

 ابن شهر آشوب از عکبری به اسنادش  از ابو اسحاق نقل می کند که : همانا حسن بن علی علیه السلام جعدة دختر اشعث را بر سنت پیامبر و هزار دینار به نکاح خویش در آورد.[24]

 

ابن شهر آشوب از حسن بن سعید از پدرش نقل می کند که : دو تن از همسران او از طایفه بنی تمیم و جعفی بودند که آنها را طلاق داده است .[25]

 

 ابن شهر آشوب از بخاری نقل کرده است که : فاطمه بنت الحسین علیهما السلام از همسران او بوده است [26]!!!! و این یقیقاً اشتباه و خبط از جهت نوشتن و نسخه برداری ست زیرا فاطمه مذکور هسر حسن بن حسن می باشد نه حسن مجتبی علیه السلام .[27]

 

-       خوله دختر منظور الفزاریة ، أم بشیر دختر أبو مسعود الخزرجیه انصاری ، ام ولد ( که عبدالله بن حسن ، عمر بن حسن و قاسم بن حسن را به دنیا آورد ) ، ام ولد (که عبدالرحمن  بن حسن را به دنیا آورد ) ، ام اسحاق بنت طلحه التمیمی [28] ، ابن شهر آشوب أم بشیر الخزاعیه را نیز کرده است[29]  که به احتمال قوی همان ام بشیر دختر ابو مسعود خزرجیه است که خزاعیه تصحیف خزرجیه می باشد ، ابن جوزی ، ام کلثوم دختر فضل بن عباس ، کنیزی به نام نفیله ، کنیزی به نام ظمیاء ، کنیزی به نام صافیه و زینب دختر بسیع بن عبدالله را نیز آورده است.[30]

 

به احتمال قوی این کنیزانی که ابن جوزی نامهای نفیله ، ظمیاء ، و صافیه بر روی آنها نهاده ، همان ام ولد هایی هستند که در بالا ذکر شده و بعضی از اولاد حسن بن علی علیه السلام از آنها متولد گردیده اند ؛

 

علامه شوشتری : هند دختر سهیل بن عمرو ، حفصه دختر عبدالرحمن بن ابی بکر ، زنی از دختران علقمة بن زرارة ، زنی از بنی شیبان از آل همام بن مره ، ام حبیب دختر عمرو بن أهتم منقری ، أسماء دختر عطارد بن حاجب را نیز جزء همسران آن امام علیه السلام ذکر کرده است .[31]

 

 

-       دختر عمیر بن مأمون ، شیخ صدوق از پدرش رحمه الله علیهما از علی بن حسین سعد آبادی از احمد بن أبی عبدالله برقی از محمد بن علی کوفی از محمد بن سنان از عبدالله بن ایوب از عبدالسلام اسکافی از عمیر بن مأمون که دخترش زن حسن بن علی علیه السلام بود ، از آن حضرت نقل می کند که فرمود: تحفه ی روزه دار این است که ریش خود را روغن بزند و لباسش را معطر کند و تحفه زن روزه دار این است که سرش را شانه زند و لبایش را معطر سازد.[32]

 

 والله المستعان

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] -  فروع الکافی کتاب الطلاق باب 40 ح 4 .

 

[2] - رجال کشی م 771 –رجال نجاشی ش 558 –رجال برقی ش 542 –مجمع الرجال ج4 ص3 .

 

[3] - مرآة العقول ج 21 ص96 .

 

[4] - فروع الکافی کتاب الطلاق باب 40 ح 5 –سیر اعلام النبلاء ج4 ش 269 –مختصر تاریخ دمشق ج7/28 .

 

[5] - مرآة العقول ج 21 ص 96 .

 

[6] - سیر اعلام النبلاء ج4 ش 269 .

 

[7] - میزان الاعتدال ج3 ش 8457 .

 

[8] - تهذیب التهذیب ج7 ش 6427 .

 

[9] - سیر اعلام النبلاء ج4 ش269 ص 397 .

 

[10] - سیر اعلام النبلاء  ج4 ش 269 ص 392 –شرح ابن ابی الحدید ج 16 ص22 .

 

[11] - لسان المیزان  ج4 ش 5897 ص291 .

 

[12] - میزان الاعتدال ج3 ش 6367 .

 

[13] - الوافی بالوفیات ج8 ص 251 ش 380 .

 

[14] - سیر أعلام النبلاء ج5 ش 613 .

 

[15] - مناقب جلد 4 ص43 .

 

[16] - تذکرة الخواص ص 272 .

 

[17] - حلیة الاولیاء ج2 ش 132.

 

[18] - مناقب جلد 4 ص 34 .

 

[19] - لسان المیزان ج 5 ش 7799 .

 

[20] - اللباب فی الانساب ج2 ص 358 .

 

[21] - سیر اعلام النبلاء ج 12 ش 3591 .

 

[22] - مروج الذهب ج3 ص 217 .

 

[23]- حلیة الاولیاء ج2 ش 132 –سیر اعلام النبلاء ج4 ش 269 .

 

[24] - مناقب ج4 ص 21 .

 

25 -  مناقب ج4 ص 21 .

 

26 –مناقب ج 4 ص 34 .

 

[27] - ارشاد ج2 ص 31 .

 

[28] - مناقب ج4 ص34 –ارشاد ج2 ص22 –تذکرة الخواص ص 277 .

 

[29] - مناقب ج4 ص34 .

 

[30] - تذکرة الخواص  ص 277 .

 

[31] -  رساله فی تواریخ النبی و الآل (صل الله علیه و آله و سلّم) ص 72 .

 

[32] - خصال باب الاثنیین ح86 .