نوشته شده توسط محمدابراهیم محمدی


چکیده: در این نوشتار به نقش حادثه‏ ی عاشورا در القای پیام‏ها پرداخته شده و پیامدهای آن نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش پیام‏ها، چندین پیام سترگ تاریخی ارزیابی و تبیین گردیده است؛ همچون شهامت حسینی، ایثار حسینی، صبر حسین بن علی و یاران، اندرزهای مهم تاریخی، اصلاحاتی که انجام گردیده و لطفی که امام حسین در ضمن این حماسه به مسلمانان و یاران خود داشته، گونه‏ ی نمازی که آن حضرت اقامه کرده و خلوصی که از خود نشان داده و ارزش‏هایی که آفریده و رسالت‏مداری آن انسان پاک و آزاده و الگو، همه جزو پیام‏های عاشورا می ‏باشند. در بخش پیامدها نیز، چند پیامد سترگ را اشاره نموده است، همچون الهام آفرینی نهضت بزرگ حسینی، احیای شریعت که پس از دوره‏ای رخوت و سستی و عقب ماندگی حاصل شده، انقراض سلسله و دودمان اموی و لزوم اصلاحات مهم تاریخی در همه‏ی زمان‏ها و مکان‏ها که در نتیجه‏ ی آن انقلاب‏ های تاریخی فراوانی رقم خورده است.


همچون انقلاب توابین، انقلاب سادات مدینه، انقلاب مختار، انقلاب بطرف مغیره، و... امام حسین، همچنین اسلام شیعی را به خوبی بارور ساختند و همایش‏های مکرر و ماندگاری را از خود برای همیشه به جای گذاشتند و بدین‏سان در جنبه‏ی پیام‏ها و پیامدها، این نهضت سر آمد همه‏ی نهضت‏های بزرگ تاریخی است و از این رو الهام بخش همه‏ی نهضت‏ها و حرکت‏های شکوهمند است.
نهضت حسینی یگانه حماسه‏ای است که تاریخ را متحوّل و مرزهای حق و باطل را تبیین کرده است. این نهضت در زمانه‏ای آغاز شد که آموزه‏ها و تعالیم اسلامی وارونه معرفی می‏شد و جامعه‏ی دینی در مسیر انحراف از اهداف و زیر سازهای خود گرفتار آمده بود و به تدریج به دوره‏ی جاهلیّت پیشین سوق داده می‏شد و با اشرافی گری و تجمل خواهی از آرمان خود فاصله می‏گرفت و زمینه را برای حکومت ناصالحان و منافقان که در قیافه‏ی مسلمانی درآمده بودند، فراهم می‏آورد.
در چنین جامعه‏ای امام حسین علیه‏السلام نماد ارزش‏های خاموش گردید و فریاد در گلو مانده اسلام شد و عَلم اصلاحات را برافراشت.
حقیقت این است که نهضت عاشورا هر چند در زمان و مکانی محدود انجام شد، اما شعاع تاثیر گذاری آن دنیای اسلام را فرا گرفت و به نمادی آرمانی برای آزادی خواهان حقیقت طلب تبدیل گشت و معیار عزت و سعادت مندی گردید.
الف) پیام‏ها
در مجموعه‏ی نهضت عاشورا آموزه‏های زیادی است که هر فراز آن می‏تواند چراغی فراروی نخبگان امروز باشد. در این مجال کوشیده‏ایم ـ در حد اختصار ـ پاره‏ای از این پیام‏ها را گزارش کنیم.
1) شهامت حسینی
شهامت از الفبای حماسه‏ی حسینی است. ترس و بزدلی در پیشگاه این نهضت زبون است.
در دوره‏ی زندگی حضرت، به ویژه در حرکت شکوهمند عاشورایی سخن و حرکتی که رنگ مایه‏ی هراس و خوف داشته باشد وجود ندارد، صلابت و استواری امام، به گونه‏ای است که کارگزاران اموی و حتی عناصر به اصطلاح خیرخواه، در مقابل عظمت آن کوچک و از درک آن ناتوانند. گو اینکه پاسخ‏های صریح و قاطع امام بسیاری را به خود استیضاحی در می‏آورده است.
رفتار و سخنان امام از زمانی که موضوع بیعت یزید طرح شد تا روز عاشورا و شهادت، آهنگی همگون دارد مقایسه‏ی سخنانی که در گشایش صوری مدینه نقل شده با آنچه در حصار تنگ شهادت رسیده یکسان است، گویی همه چیز تحت الشعاع اراده‏ی آسمانی قرار گرفته و عنصر ترس از مرگ و اسارت به زانو در آمده است.
پاسخ قاطع امام به دو برادرش محمد حنفیه1 و محمد اطرف2 وامّ سلمه3 که از سر دلسوزی، امام را از حرکت منصرف می‏کردند و اخبار رسیده از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امام علی علیه‏السلام را در مخاطره‏آمیز بودن حرکت نقل می‏نمودند، گویای همین موضوع است.
امام در مقابل اصرار بیش از حد برادرش محمد حنفیه تصریح می‏کند که:
یا اخی لو لم یکن فی الدنیا ملجا و لامأوی لما بایعت یزیدبن معاویه4و در آخرین نامه‏ای که از کربلا برای ایشان و افراد قبیله‏ی بنی هاشم فرستاد نوشت:
گویا دنیایی وجود نداشته، آنچنان که آخرت پایدار است.5
این اصل که الفبای ایجاد تحوّل در جامعه است، فراز برجسته‏ی نهضت حسینی است که آزادگان جهان را با شهامت و دلیر مردی آشنا می‏نماید و از تردید و تذبذب در انتخاب هدف پرهیز می‏دهد.
2) ایثار حسینی
گذشتن از دلخوشی‏های زندگی و نه گفتن به تعلقات آن و خانه و شهر را به نشانه‏ی دفاع از دین و اعتراض اصلاح‏گرانه ترک کردن، چیزی نیست که بتوان بی راحتی از کنار آن گذشت. به استقبال مرگ رفتن و همه چیز را در خدمت احیای دین گرفتن معیار خلوص حرکت‏های آسمانی است و این پیامی است که امام حسین علیه‏السلام در حرکت تاریخی خود آن را جاودانه ساخت.
امام حسین در راهی که پیش گرفته بود از همه چیز خود گذشت و با مدینه و خاطرات شیرین آن وداع کرد6
امام در جای جای سخنان خویش اصلاح گران را به ایثار گری و دست شستن از مطامع و خوشی‏های زندگی فرا می‏خواند و نسبت به گرفتار آمدن ایشان در چنگال دلخوشی‏های زود پای دنیا هشدار می‏دهد. امام در شامگاه اقامت خود در مکه، شیعیان و نزدیکان را به حضور می‏طلبد و ایشان را به ایثار و فداکاری برای احیای دین خدا دعوت می‏کند و رسما فرجام این اصلاحات ناگزیر را شهادت خود و یارانش اعلام می‏کند:
من کان باذلاً فینا مهجته و موطّنا علی لقاء اللّه‏ نفسه فلیر حل معنا فانّی راحل مصبحا ان شاء اللّه‏.7
3) صبر حسین
تاریخ کسی را همانند حسین علیه‏السلام نمی‏شناسد. او آموزگار صبر و شکیبایی است. کسی نمی‏تواند مظلومیت او را درک کند و ژرفای مصیبت او را بیابد. آیا کسی می‏توانست در مقابل این طوفان شکننده استوار بماند؟
در مکتب امام پایداری در مقابل مصیبت‏هایی که در طبیعت حرکت‏های اثرگذار نهفته است، جاودانگی است و در این آموزه تحمل تلخکامی‏ها وقتی با ایمان به خدا همراه باشد نه تنها سخت نیست که میسور و گواراست.
امام وقتی بی‏دفاع‏ترین عضو کاروانخود ـ علی اصغر (س) ـ را به خون آغشته می‏یابد، این گونه خود را تسکین می‏دهد که:
هون علیّ مانزل بی انّه بعین اللّه‏8
و در واپسین لحظات حیات با خدای خویش نجوا می‏کند:
صبرا علی قضائک یا ربّ9
امام در دهمین روز نهضت و در آستانه‏ی سپردن رهبری به زینب کبری به وی چنین تعلیم می‏دهد:
یا اختاه تعزّی بعزاء اللّه‏ و اعلمی انّ اهل الارض یموتون و اهل السماء لایبقون و انّ کل شی‏ء هالک الاوجه اللّه‏ الذی خلق الارض بقدرته10
4) اندرز حسینی
در شقاوت و ناکامی‏های معنوی آدمی عوامل متعددی مؤثرند. پاره‏ای از آنها ملموس و برخی ظریف و به ظاهر نامحسوسند. یکی از عواملی که در انحراف آدمی مؤثر است، بی مبالاتی در مسائل معیشتی و ناپرهیزی در مشروعیّت هزینه‏های زندگی است و همین خود ریشه بسیاری از انحرفات بزرگ اجتماعی واقع می‏شود و قادر است جامعه‏ای بزرگ را در سراشیب سقوط قرار دهد. شکم پرستی و اسیر سفره‏های رنگین شدن و ناپرهیزی در مسائل معیشتی یکی از عوامل ناکامی مردم کوفه در همراهی با نهضت حسینی گردید و شرافت را از ایشان ستاند و نفسشان را از کرامت انسانی تهی ساخت.
این موضوع به ظاهر کوچک سرانجام سران کوفه را علی رغم درک حضور امام علی علیه‏السلام و دعوت رسمی از حسین بن علی علیه‏السلام در آزمون دنیا و آخرت مردود نمود. لقمه‏های شیرین بی زحمت و هدایای نامشروع حکومتی، دل سران قبایل را از جذب شدن در آفتاب معنویت محروم ساخت و ایشان را در مصاف با عقاید خویش قرار داد. امام علل مخالفت مردم کوفه و عناد آنان را چنین افشا می‏کند:
قد انخزلت عطیاتهم عن الحرام و ملئت بطونهم عن الحرام فطبع اللّه‏ علی قلوبکم11
و البته که این هشدار مرز و زمان نمی‏شناسد و نسلی خاص را در بر نمی‏گیرد، بلکه در ابدیت زندگی‏های بشری در عاشورای سال 61 هجری و عاشوراهای انتخاب مرزهای حق و باطل، سرنوشت سازترین تعلیم و آموزه‏ی حسینی است.
5) اصلاح حسینی
در یک نگاه کلی می‏توان عصاره‏ی حرکت امام را در احیا دو اصل امر به معروف و نهی از منکر دانست. این دو که گاه به صراحت و یا به صورت ضمنی در سخنان، نامه‏ها و محاورات امام آمده است گویای اهمیّت و جایگاه ویژه‏ی آن در نهضت عاشوراست. انحراف اسلام از مسیر اصلی ـ تحریف و بدعت گذاری ـ عدم اجرای قوانین الهی، دلبستگی‏های دنیوی عوام و تفاخر و تکاثر خواص و ده‏ها مورد از این قبیل موجب شده بود که احیای این دو فریضه ضرورتی اجتناب‏ناپذیر بیابد.
امام در مقابل ذهنیت برخی که استنکاف از بیعت با یزید را عامل حرکت امام می‏انگاشتند، با صراحت اعلام می‏کنند:
اگر ایشان از تقاضای بیعت من صرف نظر کنند باز هم آرام نمی‏نشینم، زیرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بیعت با یزید نیست که با سکوت آنان من نیز سکوت کنم، بلکه وجود یزید و خاندان وی موجب ظلم و شیوع فساد و تغییر در احکام است و این وظیفه‏ی من است که در راه اصلاح این مفاسد با امر به معروف و نهی از منکر بپاخیزم.12
و این هدف از روز نخست حرکت تا روز آخر و واپسین لحظات در روح نهضت حسینی متجلی است در فرازی از زیارت مقدسه خطاب به امام علیه‏السلام می‏گوئیم:
اشهد انّک قداقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر.
6) لطف حسینی
امام کانون رحمت الهی و حجّت خداوند است. او با همه‏ی بی‏حرمتی و عهد شکنی‏ای که از مسلمانان دید، دمی از خیر خواهی و نُصح ایشان دست نکشید. امام در مدینه نماد مهرورزی و حلقه‏ی وصل و نقطه‏ی عطف مسلمانان و یاران رسول اللّه‏ بود و در مسیر هجرت بیدارگر خویش نیز دمی از تبیین خیر و صلاح امت و ارشاد ایشان باز نماند.
در منزل بنی مقاتل وقتی عبید اللّه‏ بن حر جعفی13 با امام هم منزل شد و از تشرف به حضور حضرت امتناع کرد، امام پس از آگاهی از این جریان شخصا ایشان را ملاقات، نصیحت استمالت و خیر خواهی کرد و به رغم سابقه‏ی تاریک وی به او وعده‏ی آمرزش گناه داد؛ هر چند او نیز همچون بسیاری دیگر لیاقت همراهی را نیافت و نادم زیست و مرد.14
امام خود بارها سران لشکر کوفه را به نام نصیحت کرد و حتی ابن سعد، سرکرده‏ی سپاه، را چندین بار اندرز و هشدار داد.15
7) نماز حسینی
امام روز پنجشنبه، نهم محرم، برادرش عباس را به سوی لشکر ابن سعد فرستاد تا از دشمن برای یک شب برای دعا، نیایش و تلاوت قرآن مهلت طلب کند.16
در ظهر فردای آن روز هم با یادآوری ابوثمامه‏ی صائدی17 به رغم مخالفت، زیر باران تیر و نیزه‏ی دشمن به نماز ایستاد و وفاداری خود و یارانش18 را در آخرین لحظه‏های حیات به اثبات رسانید و تاریخی‏ترین دفاع را از نماز به نمایش گذاشت، چرا که نماز در تعالیم حسینی معنی بخش و تحوّل آفرین است.19
8) خلوص حسینی
بر اساس مستندات تاریخی، امام حرکت خود را از جوار مضجع مبارک پیامبر با این نیایش آغاز کرد:
اللهم انّی احبّ المعروف و انکر المنکر و انا اسالک یا ذالجلال و الاکرام بحق القبر و من فیه الااخترت بی ما هولک رضا ولرسولک رضا.20
و آخرین فراز آن را با این جمله به پایان برد:
الهی صبرا علی قضائک یا ربّ لا اله سواک یا غیاث المستغیثین.21
این دو مناجات اگر چه در دو موقعیّت خاص به آستان الهی انجام شده است، اما در یک مدار و مبتنی بر یک هدف مبنای حرکت امام را تشکیل می‏دهند. این شیوه نشان از این حقیقت است که امام رضایت الهی را مبنای حرکت خود و معیار سنجش قیام‏ها و خیزش‏های انقلابی در جهان می‏داند. در آموزه‏ی حسینی وقتی رضایت الهی شناسنامه‏ی حرکت‏های اصلاح گرایانه شد، نهضت با وجود تلخکامی‏های ظاهری، گوارا می‏شود و به جاودانگی می‏پیوندد.
9) ارزش‏های حسینی
کاروان حسینی آینه همدلی و یکرنگی است. در این کاروان بر خلاف کاروان یزیدی که کمی آن سوتر خیمه زده است کسی به گذشته‏های طبقاتی نمی‏اندیشد، بر خود نمی‏بالد و یا خود را به خاطر رنگ، قد و خانواده کم نمی‏گیرد. ملاک در کاروان حسینی ارزش‏های انسانی است. خیمه گاه حسینی هم جوان دارد و هم پیر، هم صحابی پیامبر و علی دارد و هم کودک ونوجوان و جوان، سیاه دارد و سفید امّا این همه رنگی ندارد گو اینکه امام می‏خواهد سنّت پیامبر را در نفی نژاد و تبعیض احیاء کند.
جون بن حری که عمری در جوار امام زندگی کرده است وقتی با اصرار و سماجت به امام عرض می‏کند: لا و اللّه‏ لاافارقکم حتی یختلط هذ الدّم الاسود مع دمائکم.
امام برای ایشان چنین دعا می‏کند: اللهم بیّض وجهه و طیِّبْ ریحَهْ و احشره مع الابرار و عرِّف بینه وبین محمّد و ال محمد.22
10) رسالت حسینی
دین در آموزه‏ی امام حسین علیه‏السلام از همه چیز مهم‏تر است. حساسیّت در مقابل سرنوشت دین هیچ ملاحظاتی را بر نمی‏تابد و هیچ اما و اگری را نمی‏پذیرد.
امام در روز دوم محرم پس از توقف کوتاه در میان یاران و خاندان خویش قرار گرفت و مراتب نگرانی خود را پیرامون سرنوشت دین و ارزش‏های دینی و نیز رسالت مسلمانان چنین ابراز داشت:
پیش آمد ما همین است که می‏بینید. اوضاع زمان تغییر کرده، زشتی‏ها آشکار شده و فضیلت‏ها و ارزش‏ها از محیط ما رخت بسته است. از فضائل انسانی جز اندکی (چون مانده‏ی ته ظرف) بیشتر نمانده است. مردم در زندگی ننگین و ذلت باری به سر می‏برند. شایسته است در چنین محیط ننگین شخص با ایمان و با فضیلت فداکاری و جانبازی کند و به سوی فیض دیدار پروردگار بشتابد مردم برده‏های دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان می‏باشد. حمایت و پشتیبانی آنها از دین تا آنجاست که زندگیشان در رفاه است.23
ب) پیامدها
نهضت امام حسین همان گونه که پیشتر اشاره داشتیم هر چند در مقطع زمانی و مکانی محدود انجام گرفت و اگر چه نیم روزی در بیابانی دور از آبادی به وقوع پیوست، امّا پیامدهای زیادی را پدید آورد شاید کسی گمان نمی‏کرد که پیامد این کاروان کوچک به این میزان بزرگ و گسترده باشد. آیا نخبگان سیاسی و اجتماعی وقت از این پایگاه اطلاعی نداشتند و یا این نهضت را در ردیف هزاران پیش آمدی که در بستر تاریخ غبار فراموشی می‏گیرد قلمداد می‏کردند.
بی شک جامعه‏ای که این حرکت در آنپدید آمده است را باید جامعه‏ای برده نامید و نخبگان آن را عناصری مسخ شده و بی هویت. آیا به چنین جامعه‏ای که روح زندگی از آن ستانده شده و به کالبدی تهی از چراهای انسانی تبدیل گشته است جز این می‏توان نام داد؟
سؤال این است که در سال 61 هجری کسی درد دین نداشته و یا این مخاطرات دینی را جدی نمی‏گرفته است و یا امام ـ العیاذ باللّه‏ ـ تکلیف کسی را در آن وانفسای دین ستیزی باز نگفته بوده است و یا حرکت کاروان اصلاحات به حدی گمنامانه و سریع بوده که کسی را از خواب نوشین بیدار نساخته است؟!
منبعی تاریخی که وضعیت اجتماعی و چند و چون زندگی خواص جامعه را از این منظر آشکار نماید نداریم، اما بر این باوریم که صدها چهره‏ی تأثیرگذار با سابقه‏ی التزام منبر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و علی علیه‏السلام و ده‏ها هزار مسلمان در هنگام شکل‏گیری این جریان در مدینه و مکه زندگی می‏کرده‏اند، اما آنچه هست این است که این مسلمانان مدّعی در پستوهای ترس خزیده و روزگار را به مصلحت خلاف جریان عقیده و وجدان خود می‏گذرانده‏اند.
وقتی امام غریبانه به قبر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پناه می‏برد و بر ایشان از مسلمانان شکوه می‏کند،24 کسی بر خود نمی‏گیرد و در هنگام وداع با مدینه جز انگشت شماری از خویشان و نزدیکان با وی همدردی نمی‏کند. آیا این تراژدی مصلحت اندیشانه‏ی خواص نشان از مظلومیت امام حسین علیه‏السلام و بی تفاوتی آنها نسبت به سرنوشت دین نیست؟!
به هر تقدیر پیامدهای این نهضت مقدس از فرازهای جاودانه‏ی تاریخ اسلام است که در این بخش به مواردی از آن به اجمال اشاره می‏کنیم.
1) امام حسین علیه‏السلام و احیای اسلام
به شهادت تاریخ اگر امام و یارانش برای احیای دین قیام نمی‏کردند و خود را در آن وانفسای بدعت و دین ستیزی و نیز قلب واقعیت‏های اسلامی فدای اصلاح و ابقای اسلام نمی‏کردند، اثری از تعالیم ارزشمند دین نمی‏ماند. از این روی به جرئت می‏توان ادعا کرد و آراء و دیدگاه‏های اندیشمندان گروه‏های مختلف اسلامی را به شهادت گرفت که ماندگاری اسلام و تعالیم دیرپای محمدی وامدار جانفشانی امام حسین علیه‏السلام است.25 آیا این حدیث متواتر که در منابع اهل سنّت و امامیّه از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رسیده است که: «حسین منیّ وانا من حسین» تفسیری جز این دارد؟ آیا این سخن و احادیث بسیاری که از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در خصوص عظمت و منزلت حسین بن علی رسیده است جز بیان همانندی بعثت (= ظهور اسلام) و عاشورا (= احیای اسلام) است؟!
احیای دین یکی از پیامدهای مسلّم نهضت حسین است. به قول سید جمال اسد آبادی اسلام محمدی «الوجود و الحدوث» است و حسین «البقاء و الاستمرار».
2) امام حسین و انقراض سلسله‏ی اموی
یزید فرزند معاویه و نوه‏ی ابوسفیان است. مصلحت اندیشی‏ها و ابن الوقت بودن‏های ابوسفیان و شراب خواری‏ها و خوشگذرانی‏های دور از جماعت معاویه، همه در یزید مرده است.
یزید بر خلاف معاویه کسی نبود که بتواند زن بارگی، شراب خواری و بوزینه بازی خود را پنهان کند. او همه‏ی این مفاسد را نه در خفا که آشکارا مرتکب می‏شد.
امام در جلسه‏ای در پاسخ پیشنهاد بیعت ولید بن عتبه ـ استاندار وقت ـ یزید را این گونه معرفی می‏کند:
یزید رجل شارب الخمر و قاتل النفس المحترمه معلن بالفسق و مثلی لایباع مثله.26
یزید از دیدگاه فِرق و در گزارش تمامی مورخین فاسق و فاسد معرفی شده است. ابن حماد حنبلی27 و ابن جوزی28 و دیگران یزید را عنصری فاسد و فاسق گزارش کرده‏اند. خاندان بنی امیه به خصوص ابوسفیان و زنش (هند) و خواهرش (حمالة الحطب) و پسرانش (حنظله، یزید و معاویه)، پدرزنش (عتبه)، عموی زنش (شیبه)، برادر زنش (ولید)، پسرعمویش (حکم و مروان) و نوه‏اش (یزید) دمی از توطئه و خیانت علیه اسلام و مسلمانان غافل نبودند.29 ابوسفیان بزرگ‏ترین آرزویش را بازگشت دوباره به جاهلیّت می‏دانست و در این راه از اجرای هر تاکتیکی روی‏گردان نبود. تلاش ایشان در نفوذ به بدنه‏ی حکومت در دروه‏ی خلافت شیخین و به خصوص عثمان و تظاهر به دوستی و بیعت با علی30 و آخرالامر طرح خون خواهی عثمان و علم کردن پیراهن خونین وی از این جمله است.
معاویه در ادامه همین سناریو خود را پادشاه می‏انگارد و با طرح اخذ بیعت برای یزید وی را واجب الاطاعه معرفی می‏نماید و در برابر مخالفت عاشیه با زمامداری یزید به وی می‏گوید:
اِنّ امر یزید قضاء من القضاء ولیس للعباد الخیرة من امرهم31
به هر تقدیر این نزاع عمیق اما پنهان و منافقانه بدون کمترین مزاحمت و اعتراضی می‏رفت تا به زعم کاخ نشینان شام به حذف یا استحاله‏ی اسلام منجر شود، امّا با قیام امام نه تنها چنین نشد، بلکه دودمان بنی امیه منقرض گردید و ارکان حکومت آنها پس از شهادت امام و بر اساس پیش بینی‏های حضرت از هم پاشید.3233
3) امام حسین و اصلاحات
روحیه‏ی نخوت و بی‏تفاوتی، جامعه‏ی مسلمانان را در سکوت مرگ بار فرو برده و زمینه را برای هرگونه جنایتی فراهم ساخته بود. تبعیض نژادی، تکاثر، ریاکاری، فاصله‏ی طبقاتی و... که در قالب تظاهر دینی انجام می‏گرفت فرصت را برای تحریف دین و حرمت شکنی مسلمانان فراهم و اجرای طرح بنی امیه را در ظهور فرهنگ جاهلی مهیا ساخته بود بر اساس مدارک و مستندات تاریخی، این روند که در سایه‏ی همین بی‏تفاوتی‏ها حاصل آمده بود، وضع را به جایی رسانده بود که حکومت با سلب اختیار از مسلمانان، لجام گسیخته به تحکّم و تحقیر مسلمانان مبادرت و هر نوع اعتراض و تمردی را سرکوب می‏کرد.34 امام حسین در پاسخ همین نیاز علم اصلاحات را برافراشت35 و مسلمانان جامعه را به بیداری و بازگشت به اصالت‏های خود صلا داد.
این قیام هر چند در ظاهر شکست خورد و به اسارت حرم پیامبر منجر شد، ولی سرانجام به بیداری مسلمانان از غفلت و بی تفاوتی انجامید و بذر نفرت عمومی و خشم آشکار از خاندان بنی امیه نیز در سایه‏ی همین اصلاحات ریخته شد. عبد اللّه‏ بن همام می‏گوید:
خشینا الغیظ حتی لوشربنا دماء بنی امیّه مارونیا
پرفسور ادوارد معتقد است، گروه شیعه یا طرفداران امام علی، به اندازه‏ی کافی هیجان و از خود گذشتگی نداشتند، اما پس از رخداد کربلا کار دگرگون شد و چنان گشت که نسبت به رنج خطر و حتی مرگ بی اعتنا شدند.36
مردم با اقتدا و تأسی به امام حسین، به عنوان یک عنصر عزت آفرین و نجات بخش، در مقابل حکومت جور ایستادند. این تحول فکری، سرآغاز قیام‏های مسلمانان در قالب توابین و مختار گردید و رنگ خون خواهی به خود گرفت و بسیاری از سرگردگان لشکر ابن سعد را به هلاکت رسانید.37
4) امام حسین و قیام‏های خونین
تأثیر قیام امام حسین بر حرکت‏های انقلابی پس از خود از جمله پیامدهای روشن تاریخی قیام است. این نهضت که سرچشمه‏ی قیام‏های پس از سال 61 هجری بوده است، با قیام توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی در کوفه آغاز و در مسیر خود انقلاب‏های زیادی را پدید آورد. نقطه‏ای که این انقلاب‏ها را به هم مرتبط می‏کرد، همان اهدافی بود که در قیام حسینی وجود داشت و در محاورات و سخنان امام آمده است و شاخص‏ترین آن بیعت با یک رهبر انقلابی است که بتواند با تمسک به کتاب و سنت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مسلمانان را رهبری کند.38 بدین سان مسلمانان ضمن تأکید بر عدم مشروعیت سلطنت بنی امیه 39،40 شعار «الرضا من ال محمد» را در اواخر دوره‏ی اموی سرفصل قیام‏های خود نمودند.
برجسته‏ترین قیام‏هایی که در محدوده‏ی زمانی سال‏های 61 تا 169 هجری ـ واپسین سال‏های حکومت اموی ـ رخ داد عبارتند از:
1) انقلاب توابین به رهبری سلیمابن صرد؛
2) انقلاب سادات مدینه؛
3) انقلاب مختار؛
4) انقلاب بطرف مغیرة؛
5) انقلاب عبدالرحمن بن محمد بن اشعث؛
6) انقلاب زیدبن امام سجاد؛
7) انقلاب یحیی و عیسی بن زید؛
8) شورش عباسیان با دستیاری ابو مسلم خراسانی؛
9) انقلاب ال حسن.
5) امام حسین و اسلام شیعی
هر چند مبانی اصلی تشیّع که همان تمسک به امامت است در قرآن و سنّت پیامبر ریشه دارد، امّا جدایی تاریخی آن به دوره‏ی امام حسین برمی گردد. شیعه هر چند با بهره‏گیری از میراث فکری حاصل از حکومت کوتاه امام علی به تدریج منسجم و از سایر گروه‏های اسلامی جدا شد، امّا این جدایی پس از شهادت امام حسین قطعی شد
شعارهایی که نهضت حسینی بر اساس آن نضج گرفته بود موجب شد تا صف اسلام شیعی با اسلام اموی تمایزی آشکار
بیابد. ترویج و تبلیغ اموی‏ها از اسلام خود ساخته اجازه نمی‏داد مردم با ماهیّت و حقیقت اسلام واقعی آشنا شوند و این جدایی و انحراف در دوره خلافت یزید به اوج خود رسیده بود. به اعتقاد نیکلسون حادثه‏ی کربلا مایه‏ی پشیمانی و تأسف امویان شد، زیرا این واقعه شیعیان را متحد کرد و زمینه را برای ظهور و بروز نهضت تشیع فراهم ساخت.41
6) امام حسین و همایش‏های ماندگار
همایش‏های خود جوش که همه ساله در دهه‏ی محرم و صفر و سایر مناسبت‏ها تحت عنوان عزاداری برگزار و مردم را به صحنه‏ی حضور سوگواری اجتماعی می‏کشاند و به شناخت و تعمیق این حماسه می‏انجامد، کمتر از سایر پیامدهای این حرکت نیست. این عزاداری‏ها که به خارج از مرزهای جغرافیایی رسیده و فراتر از خط کشی‏های نژادی، زبانی، سیاسی و دینی رفته است، امروزه بستر حماسه‏های روشن‏گرانه زیادی در سطح جهان شده است. جنبش‏های جهانی، حرکت‏های انقلابی و هزاران حرکت اصلاح گر و تحوّل آفرین حاصل همین همایش الهام بخش است. به قول ناپلئون بناپارت چگونه می‏شود که برای بر پایی یک همایش ده‏هاهزار کارت چاپ و با چه زحماتی به اشخاص رسانیده می‏شود و سرانجام از این تعداد هزار نفر حاضر می‏شوند و کار ناتمام می‏ماند ولی مسلمانان و شیعیان با نصب یک پرچم سیاه صدها هزار نفر را در یک محل جمع می‏کنند... این یکی از فواید قیام امام حسین است.42
این همایش که دل‏های زیادی را به خود معطوف ساخته، موجب شده است تا بستر مناسبی را برای خیر اندیشی فراهم آورد
این‏ها به جز وقف و نذورات و سایر عوایدی است که برای توسعه‏ی عزاداری و ترویج معارف حسینی منظور می‏شود.

پی‏نوشت‏ها
1. عبد اللّه‏ بن نور الدین بحرانی، مقتل عوالم، ص 54.
2. خطیب خوارزمی، مقتل خوارزمی، ج 1، ص 188.
3. ر.ک: محمد صادق نجفی، سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، ص 29، به نقل از مدینه المعاجز، ص 244.
4. مقتل عوالم، ص 54.
5. محمد قولویه، کامل الزیارة، ص 75.
6. امام ـ در منزل رهیمه ـ در پاسخ مردی کوفی به نام ابوهرم که پرسید یابن رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ما الذی اخرجک عن حرم جدّک؟ فرمود: یا ابا هرم انّ بنی امیّه شتموا عرضی فصبرتُ و اخذوا مالی فصبرتُ و طلبوا دمی فهربتُ و ایم اللّه‏ لیقتلونی فلبسهم اللّه‏ ذلاً شاملاً، مقتل خوارزمی، 226/1.
7. ابن نما، مثیر الاحزان، ص 21.
8. سید بن طاووس، لهوف، ص 244.
9. عبدالرزاق مقرم، مقتل مقرم، ص 344.
10. شیخ مفید، ارشاد، 2/97.
11. ر.ک: سخنان امام حسین از مدینه تا کربلا، ص 232، به نقل از مقتل خوارزمی.
12. همان.
13. وی از غارتگران و راهزنان تاریخ است و در جنگ صفیّن در معیت معاویه با علی علیه‏السلام جنگید.
14. انسان الاشراف، 173/3 و انّ علیکم ذنوبا کثیرة فهل لک من توبة تمحو بها ذنوبک.
15. مقتل خوارزمی، 245/1 ـ امام شبانه در میان دو لشکر با عمر سعد قرار ملاقات گذاشت و به ایشان فرمود: یا بن سعد ویحک امام تتقی اللّه‏ الذی الیه معادک و انابن من علمتَ الاتکون معی.
16. ارشاد، 240.
17. کامل ابن اثیر، 29/3.
18. سعید بن عبد اللّه‏ و فرط کعبی در بین نماز به شهادت رسیدند.
19. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، 41/1.
20. ر.ک. مقتل و عوالم، ص 54.
21. مقتل مقرم، ص 344.
22. لهوف، 95.
23. حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 174.
24. مقتل خوارزمی، 186/1، فاشهد یا نبی اللّه‏ انهم خذلونی و لم یحفظونی و هذه شکوای الیک .
25. لهوف ص 20، انّا للّه‏ و انّا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذابلیت الامّة براع مثل یزید.
26. ارشاد، ص 200.
27. ابن حماد حنبلی، شدرات الذهب، 69/1.
28. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص 261.
29. سیره ابن هشام، 93/2.
30. کامل، 220/2 و شرح نهج‏البلاغه، 7/2.
31. ابن واضح یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، 60/2.
32. علامه مهاجر عاملی، ذکری الحسین، 24/2.
مارتین ـ یکی از مستشرقین آلمانی ـ می‏گوید: بزرگترین غلط سیاسی بنی امیّه که به سبب آن اسم و رسم آنها از صفحه عالم محو گشت، کشتن امام حسین بود.
33. عبد اللّه‏ بن همام السلولی می‏گوید:
فان تاتو بر ملة او بنهیة     بتایعها امیرة مرسا
43. علامه مجلسی، بحارالانوار، 333/44
44. دکتر حسن ابراهیم، تاریخ سیاسی اسلام، ص 352.
45. مصعب بن زبیر به همسر ارجمندش دختر امام حسین علیه‏السلام می‏گوید: ولم یبق ابوک لابن حرّة فدرا.
46. زهری می‏گوید: احدی از لشکریان ابن سعد از جنگ برنگشت جزاینکه پیش ازعذاب آخرت کشته یا با سیاه رویی مردند، ر.ک: حفیدة الرسول، ص 53.
47. حسین بن علی معروف به شهید فخ که در سال 169 هجری قیام کرد، می‏گفت: ادعوکم الی الرضا من ال محمد و علی ان نعمل فیکم بکتاب اللّه‏ و سنة نبیّه والعدل فی الرعیّه و القسم بالسویّه. ر.ک: ابوالفرح اصفهانی مقاتل الطالبین، ص 378.
48. ر.ک: رسول جعفریان، تاملی در نهضت عاشورا، 244.
49. این اصل به این سخن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اشاره دارد که امام در پاسخ به مروان حکم فرمود و لقد سمعت جدّی رسول اللّه‏ یقول الخلافة محرمة علی ال ابی سفیان فاذا رایتم معاویه علی منبری فابقروابطنه، ر.ک: لهوف، ص 20.
50. دکتر محمد حسین جعفری، تشیّع در مسیرتاریخ، ص 261.
51. حق شناس، قیام مقدس، ص 154