جمهرة خطب العرب فی عصور العربیة الزاهرة1/321

خرج حجر بن عدی، وعمر بن الحمق، یظهران البراءة من أهل الشأم، فأرسل علی علیه السلام إلیهما أن کفا عما یبلغنی عنکما، فأتیاه فقالا: "یا أمیر المؤمنین: ألسنا محقین؟ " قال: بلى، قالا: "أو لیسوا مبطلین؟ " قال: بلى، قالا: "فلم منعتنا من شتمهم؟ " قال:

 


 

کرهت لکم أن تکونوا لعانین شتامین، تشتمون وتبرءون، ولکن لو وصفتم مساوی أعمالهم فقلتم: من سیرتهم کذا وکذا، ومن أعمالهم کذا وکذا، کان أصوب فی القول، وأبلغ فی العذر، وقلتم مکان لعنکم إیاهم، وبراءتکم منهم: اللهم احقن دماءهم ودماءنا، وأصلح ذات بینهم وبیننا، واهدهم من ضلالتهم، حتى یعرف الحق منهم من جهله، ویرعوی عن الغی والعدوان منهم من لهج به، لکان أحب إلی، وخیرًا لکم".

 

فقالا:

یا أمیر المؤمنین، نقبل عظتک، ونتأدب بأدبک.

 

در هنگامه جنگ صفین زمانی که حضرت امیرمؤمنان علیه السلام در جنگ صفین آگاه شد حُجْر بن عَدِی و عَمْرو بن حَمِق ، آشکارا اهل شام را لعن می کنند، کسی را نزد آن ها فرستاد تا به آن ها بگوید از این کار دست بردارند. آن ها [با تعجب] نزد امام آمدند و عرض کردند: «ای امیرالمؤمنین، آیا ما برحق نیستیم؟» ایشان فرمود: «آری.» عرض کردند: «آیا آن ها باطل نیستند؟» حضرت فرمود: «آری.» عرض کردند: «پس چرا ما را از دشنام دادن به آن ها منع کردید؟» حضرت خطاب به آن ها فرمود: «نمی پسندم که از دشنام گویان و لعن کنندگان باشید و آنان را لعن و ناسزا گویید [که درنتیجه ایشان نیز شما را ناسزا گویند و از شما بیزاری جویند]؛ بلکه چه بهتر است اعمال ناشایست ایشان را یادآور شوید و بگویید: ازجملۀ سیرۀ [زشت] آنان چنین وچنان است و از اعمال [نادرستـ]ـشان این و آن است. این بهترین بیان و نافذترین استدلال است. نیز به جای نفرین صرفِ آنان و بیزاری جستن از ایشان، چنین بگویید [و دعا کنید]: ‘خداوندا، جان ما و ایشان را حفظ کرده و بین ما و ایشان را اصلاح کن و آنان را از گمراهی شان نجات ده، تا آن که حق را نمی داند، بشناسد و آن که از آن سرپیچی می کند، به آن گردن نهد.’ این را من بیشتر دوست دارم و برای شما [نیز] بهتر است.» آن ها گفتند:یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَقْبَلُ عِظَتَکَ وَ نَتَأَدَّبُ بِأَدَبِک؛ ای امیرمؤمنان، نصیحت شما را پذیرفتیم و به ادب شما مؤدب شدیم.