والدین نقش های مختلفی دارند. در ظاهر فقط به اسم پدر و مادرند ولی در نقش و موقعیت تربیت ۶ تا نقش دارند:


۱- نقش تمهیدی که شرایط و موقعیت و امکانات را برای رشد بچه فراهم می کنند مثل باغبانی که برای پرورش گل ها شرایط را مهیا می کند مثل تنظیم دما و… نقش تمهیدی (مقدمه چینی)

۲- نقش تشویقی مثل اوقاتی که فرزندمان کارخوبی انجام می دهد آن را تشویق می کنیم که باعث تکرار و توسعه آن رفتار شود که ممکن است ما در این نقش ساده کوتاهی کنیم مثلا وقتی فرزندمان آرام کارش را انجام می دهد عکس العملی نشان ندهیم. همین که بلند شد او را دعوا کنیم که این نقش به تنبیه شبیه است نه تشویق و به جای آن که حامی او باشیم منتقد او هستیم.

۳- نقش تبلیغی آگاه کردن کودک به کارهای خوب و بد و خطرناک و کارهایی که پیامد مثبت و یا منفی وویرانگر دارد که بیشتر پدر و مادرها این نقش را انجام می دهند ولی روش آن را ممکن است بلد نباشند، گاهی زمان سنجی درستی ندارند یعنی یک زمانی می گویند که اصلا زمان مناسبی نیست و اثری ندارد مثل نانوایی که قبل از اینکه تنور داغ شود خمیر را می چسباند، همه ی کارها را این نانوا انجام می دهد ولی چون زمانش نبوده فایده ای ندارد. گاهی مکان مناسبی ندارد. چیزی که جایش نیست و مناسب نیست را انجام میدهیم مثل نقش اول که نقش تمهیدی بود چون می خواهیم شرایط را آماده کنیم اگر چیزی با اینکه درست نیست ولی چون همه جا هست برای فرزندمان تهیه می کنیم مثل تبلت چون همه جا هست من هم فکر میکنم باید فرزندم داشته باشد. چیزی که ضروری نیست را ضروری فرض می کنیم. ایراد ما در این نقش این است که گاهی غیر ضروری را مهم می کنیم و گاهی ضروری را فراهم نمی کنیم. ایراد ما در نقش دوم که نقش تشویقی بود این است که زمان تشویق را نمی دانیم یا حتی اندازه آن را بعضی وقتها از حد خارج میکنیم و زیادی تشویق می کنیم. به قول امیرالمومنین علیه السلام تشویق زیادی موجب خودبینی و خودخواهی و غرور می شود و بعضی اوقات روش تشویق را نمی دانیم. در نقش سوم که تبلیغی بود ایراد را گفتیم موضع شناسی نداریم که کجا بگم کی بگم چگونهآگاهش کنم.

۴- نقش حمایتی که به طور کلی و اجمالی همه ی ما این نقش را داریم و از فرزندانمان حمایت می کنیم که بخشی از آن حمایت مالی مثل نقش تمهیدی که فراهم کردن امکانات به حمایت مالی نیاز دارد. اینکه به بچه ها تو درس خوندن کمک می کنید نقش حمایتی است. اما اشکال نقش حمایتی مثلا وقتی است که بچه با فرد دیگر مثل بچه همسایه یا خواهر یا برادر در گیر می شود و پدر و مادر زود مداخله می کنند. مداخله نکنید بگذارید فرزندتان خودش یاد بگیرد از پس خودش بر بیاید، خودش مسائلش را حل کند خودش به تفاهم برسد خودش به راهکار برسد نه اینکه زود برید بچه بگوید مامان اینجوری شد بابا اینکارو کرد. این روش مداخله بچه را وابسته و ضعیف النفس می کند و همیشه پدر و مادر مجبورند دنبال بچه باشند. این حمایت بی جاست و او را وابسته می کند طوری که هم به شما که پدر و مادر هستید صدمه می زند هم به خود فرزند.

۵- نقش مراقبتی اینهم نقش معلومی است باید مراقب فرزند باشیم ولی در مراقبت های جسمی معمولا جدی تر است وقتی که احساس می کنیم آلودگی وجود دارد یا خطری تهدید می کند مواظبیم بچه از حمام آمده سرما نخورد که معمولا در مراقبت جسمی خوب عمل می کنیم ولی در دو مراقبت ضعیف عمل می کنیم یکی مراقبت های روحی روانی یکی مراقبت های معنوی.

آیا به اندازه ای که مراقب سرما نخوردن بچه هستیم به فکر سلامت روحیات و معنویات او هستیم؟

گاهی در اصل آن مشکل داریم ولی گاهی مدل بلد نیستیم که توضیح خواهم داد باید در مراقبت مدل غیر مستقیم را استفاده کنیم.

۶- نقش الگویی اینجا پدر و مادر کاری انجام نمی دهند راه می روند و کار خود را انجام می دهند و بچه با چشم های تیزبین خود آنها را زیر نظر گرفته است. با وجود اینکه ۵ نقش قبل که ذکر شد خیلی مهم است ولی ذره ای اندازه ی این نقش مهم نیست. این نقش فوق العاده مهم است. یک بار قبل از اینکه من بچه داشته باشم یکی گفت می خواهی بچه ی خوب تربیت کنی؟ منم مثل هر پدری گفتم بله بله. ۳ تا کلمه به من گفت که هرچقدر بزرگ تر می شوم معنی حرفش را می فهمم. گفت مراقب خودت باش. من پدر رفتارم باید چیزی را نشان دهد که فرزندم را خود به خود تربیت کند.اگر من می خواهم فرزند مودبی داشته باشم نباید لحظه ای را دیده باشد که من بی ادبی کرده باشم چه با همسر چه با همسایه چه در هر حالی. این خنده دار است که من این کارها را می کنم مثل داد زدن ولی توقع مودبی فرزندم را داشته باشم.یا مثل توقع نظم از فرزند اگر ما لباسمان را یکبار پایین بیاندازیم نباید از فرزند توقع نظم داشت. عمدتا ضعف مادر نقش الگویی است. اگر بخواهیم فرزند نمازخوان داشته باشیم باید نماز اول وقت بخوانیم نه اینکه فقط نماز بخوانیم. در نقش الگویی من باید ویژه مودب باشم من باد ویژه منظم باشم. وقتی بچه قول می دهد درس بخواند مسواک بزند من هم باید به قول هایم عمل کنم اگر می گویم به پارک می برمت باید ببرم نه اینکه بگویم سرد است یک روز دیگر. باید به پارک بروم حتی اگر بمیرم از سرما بهتر است از بدقولی باید پای قول باشیم اگر نمی توانید قول ندهید ولی اگر قول دادید آسمان به زمین رسید باید پای قولتان باشید. اینگونه از خوش عهدی بین خود و فرزندتان لذت می برید و بچه پای قولش می ایستد.نقش الگویی قوی ترین نقش است گاهی من کار الف را انجام می دهم تا فرزندم الف را انجام دهد ولی گاهی علاوه بر این که کار الف را می بیند و یاد میگیرد یک کار ب مثبت دیگر را هم در کنار آن یاد می گیرد. مثلا وقتی بچه از ما سئوال می کند حالا یا سئوال الکی و مهم یا سئوال های غیر مهم اگر با حوصله جواب او را بدهیم هم حوصله را یاد میگیرد (اثر الف بر الف) هم میل به یادگیری در او انجام می گیرد (الف بر ب) ولی اگر با بی حوصلگی بگوییم نمی دانم از مامانت بپرس از معلمت بپرس از یادگیری زده و دور می شود.

اگر کاری می خواهیم بکنیم با یاد و نام خدا باشد مثلا به بچه یک ساله می خواهیم غذا بدهیم بگوییم بسم الله الرحمن الرحیم دیکته می خواهیم بگوییم با بسم الله شروع کنیم اینگونه خودش یاد میگیرد قبل کارها بسم الله بگوید و کم کم خداشناس می شود. (لایه بیرونی و قابل دید با نام خدا شروع می کند لایه درونی آن خداشناس می شود)

تشویق و تمجید در نقش الگویی باعث می شود فرزندان یاد بگیرند تشویق را که ظاهر است و لایه درونی تشویق که باعث اعتماد به نفس فرزند می شود. اگر ما به جا تشویق فرزند را، او هم باد میگیرد و خواهر کوچک یا هم کلاسی اش را تشویق می کند و دیگر حسود بار نمی آید که بگوید خوش به حال فلانی و حسرت کسی را نمی خورد می داند کار خوب تشویق دارد.اگر پایه تربیت کودک درستی و صداقت باشد درستکار و راستگو بار می آید که لایه بیرونی آن است و لایه درونی آن این است که شما فرد قابل اعتمادی برای او می شوید. اگر نمی خواهیم به دلیلی او را مهمانی ببریم به او دروغ نگوییم یا اگر سئوال جنسی کرد که دلیلش را نمی خواهیم بگوییم نگوییم ولی دروغ نگوییم مثلا اگر راجع به چگونگی به دنیا آمدن فرزند پرسید نگوییم مثل مرغ ۲۱ روز رو تخم نشستیم تا به دنیا بیاید!!!

اگر راستگو باشیم بچه صادق و قابل اعتماد می شود اگر خوش قول باشم بچه وفا به عهد یاد می گیرد. اگر هم با بچه بازی کنم و هم به بازی هایمان راهش دهم بچه اجتماعی بار می آید. مهد کودک برای اجتماعی شدن بچه اشتباه است کودک از روابط ما با خود اجتماعی می شود.

چند وقت پیش خانمی را دیدم که بچه ی یک سال و نیم خود را مهدکودک گذاشته بود به علت شاغل بودن به او گفتم ماهی چقدر حقوق میگیری گفت یک میلیون تومان گفتم خسارت روحی و روانی که به او وارد می کنی با میلیاردها تومان قابل جبران نیست.

اگر شما سپاس گذار باشید بچه قدردان بار می آید. بعضی بچه ها برایشان کیف می خرید می گویند کفشش کجاست؟ کفش می خرید می گوید شلوارش کجاست و آخر هم ناراضی است.

به بچه می گویم ما بابامون برامون جوراب می خرید تا سه روز جشن می گرفتیم چرا تو اینطوری شدی؟ چون بچه دیده مادر از پدر تشکر نمی کند پدر از مادر تشکر نمی کند. با پدر و مادر از هر چیزی تشکر کنید تا بچه معنی سپاسگزاری و تشکر را یاد بگیرد.

اگر به بچه امنیت دهیم لایه درونی آن استواری و ثبات است. اگر غیر این باشد بچه متزلزل می شود حتی تا بزرگی دو دل است در تصمیم گیری، می بیند در یک سال ۴ تا شغل عوض کرد. این آدم بزرگ هایی که از این شاخه به آن شاخه می پرند اطمینان داشته باشید که در کودکی احساس امنیت آسیب دیده است.

وقتی من پرخاشگری می کنم لایه بیرونی آن پرخاش بچه به برادر کوچکتر خود است و بعدها در بزرگی پرخاش به همسر است بعدم سر فرزند خودش. یاد گرفته برای آرام کردن اوضاع باید داد بزند و پرخاشگری را یاد گرفته اگر فرزند پرخاشگر دارید شک نکنید که یا مادر و یا پدر سر بچه داد می زنید. لایه درونی بچه استرسی بار می آید.

اگر در نقش الگویی بچه را مسخره کنم بچه خود کم بین بار می آید که لایه درونی آن است و لایه بیرونی آن تمسخر دیگران توسط اوست.

مصداق ها تغییر کرده است پس باید استراتژی درباره هر مصداق داشته باشم. در یک زمانی بچه من دوچرخه می خواست و من تا حدودی بلد بودم چهکار کنم چه جوری راه برود ولی الان بچه می گوید من موبایل می خواهم. یا به مدرسه می رود به او می گویند تحقیق کن. تحقیق از کجا؟ از اینترنت. پس ما بخواهیم و نخواهیم با این فضا درگیر می شویم.

۱۲ نکته برای مدیریت فضای مجازی:

۱-خود والدین نقش الگویی دارند یعنی استفاده از اینترنت به اندازه نیاز نه اینکه خود پدر و مادر از این گروه به اون گروه بعد چه انتظاری از بچه داریم؟ من به فرزندم اینگونه اتلاف وقت یاد می دهم. قبلا سر کوچه می ایستادند به حرف زدن حالا تو موبایل. باید به بچه نشان دهیم این وسیله بسیار خوبی است یولی برای استفاده خوب و ضروری. موبایل جذابیت دارد حتی اگر خودتان معتاد شوید به اینترنت وقتی بچه تون نییست بروید پای مواد.

۲-فضای مجازی را جذاب نکنید. اگر نیاز ضروری ندارید گوشی های با امکانات زیاد نخرید برنامه های جذاب بی کاربرد نصب نکنید برای خودتان جذاب نکنید اگر نیازی ندارید به امکانات آن.

۳-خود پدر و مادر باید آگاه باشند . باید فرزند زمان خود باشید باید بروزرسانی کنید آگاه شوید اگر نه بچه سرتان کلاه می گذارد باید مجهز باشید که بدانید فرزندتان کجا رفت و چکار کرد . مثل کسی که سیگار را نشناسد فکر کند بچه دارد آتش بازی می کند . عیب ندارد مواظب باش نسوزی! کلاس کامپیوتر بروید و بروز شوید. شاید برای خودش نیاز نداشته باشد ولی برای سئوالات فرزندش و تربیت او نیاز دارد.

۴-نظارت غیر مستقیم. مثلا کامپیوتر نباید در اتاق بچه باشد باید وسط حال باشد که رد شویم و ببینیم دارد چکار می کند نظارت داشته باشیم خیلی خطرناک است. باید مثل وقتی که از خیابان رد می شویم مراقبیم جسمش آسیب نبیند باید مراقب روحیات و معنویات آن هم باشیم. مثل دختری که دو سال هر روز به بهانه دنشگاه به خانه دوست پسرش می رفت در صورتی که می توانست مدرک کاردانی بگیرد و یهو دچار بحران می شویم چون نظارت نداریم.

۵-استفاده از اینترنت با والدین تحقیق مدرسه را با کمک والدین انجام دهد مثل خیابان که دستش را بگیریم. چون یک دکمه را که میزند صد چیز بد بالای هیجده سال را خواهد دید. مثلا بچای زندگی ادیسون زندگی هزار نفر دیگر را که نباید ببیند، خواهد دید.

۶-به بچه آگاهی دهیم قبل از اینکه مواجه شود باید بداند فضای اینترنت فضای مخربی است باید بفهمد که سوء استفاده هایی در آنجا می کنند. فکری، مالی و… بر اساس نقش باید آگاهی دهیم مثل آگاهی ندادن به مسایل جنسی که می رود در کوچه و اینترنت اشتباه را یاد می گیرد. بچه باید بداند آسیب هایی وجود دارد در اینترنت که یک کمی با احتیاط تر برود. مثل اینکه می گوییم در خانه را باز نگذار دزد می آید.

۷-حتما یک ایمیل خانوادگی تدارک ببینیم. سن استفاده از اینترنت پایین آمده برای کودکان از ایمیل خانوادگی استفاده کنیم نه برای فرزند ۲۰ ساله. ما اینطوری می فهمیم برای بچه چه چیزهایی ارسال شد و فرزندم چه چیزهایی ارسال کرد.

۸-ایجاد فضای دوستانه، فضای روابط با فرزندمان این قدر دوستانه باشد که سئوال پیش آمد جرات کند بپرسد . بعضیوقتها این قدر دوستانه و غیر صمیمانه است که بچه یک سئوال می پرسد و والدین می گویند این را از کجا یاد گرفتی؟ با کی می گردی؟ زده می شود بچه. جوری باشید که اگر فرزند هم فهمید یکم سئوال بد است باز هم بیاید از شما بپرسد. بعضی وقتها از من سئوال می کنند خانم ها که فرزندم مدتی است با کسی رابطه دارد به پدرش بگویم یا نه؟ اگر پدرش شخصیتی عصبی دارد و داد و بیداد می کند مطلقا به بابا نگویید که فرزندتان بدتر پنهان کار می شود ولی اگر پدر منطقی و مدبری دارد حتما بگو و یک روز هم پنهان نکن. فضا برای کودک و فرزند خود امن و آرام کنید و بگویید اگر سئوالی چیزی داشتی از من بپرس . سئوال برای همه پیش می آید حتی خودم.

۹- استفاده قانونمند، برای استفاده از کامپیوتر بازی و هر استفاده دیگری باید قانون و زمان گذاشت. نباید جلویش را بگیریم چون نیاز است ولی طبق برنامه و اگر زیاده روی کرد محروم و تنبیه شود.

۱۰-سایت های خوب به فرزندتان معرفی کنید. اگر می گویم مثلا چیپس و پفک نخور بد است باید چند تا خوراکی خوب هم به او معرفی کنم همینطور راجع به اینترنت. باید سایت های خوب و برای کودک و نوجوان پیدا کنیم تا دیگر تمایل به سایت های بد نداشته باشد.

۱۱-عدم استفاده از فیلتر شکن،‌ در خانه فیلتر شکن نباید اصلا باشد حتی اگر کار واجب باشد بسیار خطرناک است. در بیرون از خانه استفاده کنیم. بچه را وقتی در خانه با این امکانات تنها می گذارید یعنی آن را با رفیق ناباب خلاف کار تنها گذاشته اید.

۱۲-نرم فزار کنترلی بگذارید تا بفهمید بچه در کدام سایت ها رفته و چه چیزهایی دیده و آن را کنترل کنید.

نتیجه:

۱-مراقب خودمان باشیم بچه ها رفتارهایشان را از ما یاد می گیرند.

۲-فضای مجازی را یاد بگیریم و آگاه باشیم.

خدایا به فضل خودت ما را در تربیت فرزند موفق گردان.

سخرانی دکتر حورایی