آشنایی با فلسفه اخلاق


وبلاگی که می خواهد در مرغزار فلسفه اخلاق خوشه چینی کند ، باید شمای کلی آن را ارایه دهد تا مخاطب با سلایق و علایق خود در آن وادی  گشت و گذار نماید. به همین دلیل ، متن زیر بر آن است که طرح نسبتا جامعی از فلسفه اخلاق ارایه دهد که همه شاخه های متنوع آن را دربرگیرد . مسافر ، پس از بررسی این نقشـــه کلی ، می تواند مقصد خود را تعیین و بدان سو سفر کند . ســــفــــــــــــــــر بــخــیــــــــــــــــــــــــــر !

 

الف) فـــرااخـــــــــلاق (meta-ethics) :

در این حوزه به معنا شناسی الفاظ و مفاهیم اخلاقی، تحلیل گزاره های اخلاقی و معرفت شناسی اخلاقی پرداخته می شود. مهم ترین الفاظ و مفاهیمی که در این حوزه معناشناسی می شوند و مورد ایضاح مفهومی قرار می گیرند عبارتند از خوب و بد ، مطلوب و نامطلوب ، ارزشمند ، باید و نباید ، وظیفه ، تکلیف ، مسئولیت و ...   . در تحلیل گزاره های اخلاقی نیز پرسش های مبنایی زیر مطرح می شوند :

آیا گزاره های اخلاقی همه تقدیری یا توصیه ای اند یا همه تقریری یا توصیفی اند؛ یا بعضی توصیه ای و بعضی دیگر توصیفی اند؛یا شق چهارمی در کار است ؟؛و آیا گزاره های اخلاقی ،در تحلیل نهایی ،بیانگر امور واقع اند یا بیانگر ارزشها یا بیانگر تکالیف یا این که همه از یک سنخ نیستند؟

پرسش های بنیادی معرفت شناسی اخلاقی نیز عبارتند از :آیا حقیقت اخلاقی عینی ای وجود دارد یا نه ؛ آیا گزاره های اخلاقی را می توان به صدق و کذب یا ،لااقل ،به عینی و غیر عینی متصف کرد ؟؛آیا گزاره های اخلاقی را می توان موجه یا مستدل کرد یا نه؟؛اگر می توان ، روش توجیه یا استدلال در اخلاق چگونه است ؟ در توجیه یا استدلال اخلاقی عقل چه نقشی ایفاء می کند،و هر یک از شهود ،درون نگری،احساس و عاطفه ،و وجدان چه نقشی؟آیا حکم اخلاقی وقتی پذیرفتنی است که قابل تعمیم باشد یا تعمیم پذیری در حکــــم اخلاقی شرط نیست؟ آیا می توان از گزاره های حاکی از ساختار جسمانی یا ذهنی یا روانی فرد آدمی یا تواناییهای بشر یا واقعیتهای زندگی اجتماعی یا آثار و نتایج مترتب بر افعال انسانی، یک سلسله احکام اخلاقی استنتاج کرد یا نه؟

 

 

ب) اخلاق توصیفی (descriptive ethics) :

پرسش های اصلی در این حوزه از فلسفه اخلاق عبارتند از این که :چه نظرات یا قواعد یا افعال اخلاقی ای ، بالفعل و عملا ، در جامعه ای خاص یا در میان همه انسان ها رایج و مشترکند ؟ ؛ و این نظرات یا قواعد یا افعال اخلاقی چه آثار و نتایجی به بار می آورند. پاسخ به این پرسش ها مستلزم مطالعات و تحقیقات تجربی است ، اما چون معمولا پس از این گونه مطالعات و تحقیقات تجربی و تاریخی ، به تحلیل و تفسیر نیز پرداخته می شود وبه ویژه سعی بر آن است تا از این طریق به نظریه ای در باب طبیعت و سرشت اخلاقی انسان دست یابند ، می توان گفت که اخلاق توصیفی نیز صبغه نظری و فلسفی دارد.

 

ج) علم النفس اخلاقی (moral psychology) :

این حوزه از فلسفه اخلاق عبارت است از مجموعه ای از مباحث فلسفی درباره امور نفسانی و روانی ای که انسان ، در مقام فاعل و عامل اخلاقی یا در مقام ناظر و داور اخلاقی ، با آن ها سر و کار می یابد.عمده ترین این مباحث عبارتند از : مساله جبر و اختیار ،حب ذات و خود دوستی انسان ،خودگروی روان شناختی؛لذت گروی روان شناختی ،مصلحت اندیشی، ضعف اراده ، عدم خویشتن داری؛ تحلیل مفاهیمی مانند نیت،انگیزه،انگیزش،هدف، خواهش،علم ، اراده، عمد، سهو، خطا ، نسیان ، فعل ، سعی ، گزینش ، نتیجه فعل ، ترک فعل ، بی عملی ، انفعال ،استحقاق ، لذت ، الم ، سعادت ، نفع ، علقه و عشق؛و تحلیل بعضی از فضایل یا رذایل خاص،مانند عدالت ، ظلم ، خدمت ، و خیانت.

 

د) اخلاق دستوری یا هنجاری (normative ethics) :

مهم ترین مباحث این حوزه از فلسفه اخلاق عبارتند از :

1)  چه اموری خوب یا بد،مطلوب یا نا مطلوب، و ارزشمندند؟ و کدام یک از افعال(انسانی اختیاری) صواب یا خطا ، وظیفه ، و تکلیف اند و باید و یا نباید انجام گیرند؟ به تعبیر دیگر ، مصادیق مفاهیم اخلاقی ای که درمعناشناسی الفاظ و مفاهیم اخلاقی در فراخلاق ایضاح شده اند چیستند؟

2)  آیا وظیفه مقدم بر ارزش است یا ، لااقل، بعضی از وظایف ما مستقل از هر ارزشی برقرارند، چنان که وظیفه گروان می گویند،یا ارزش مقدم بر وظیفه است و وظایف فقط کارهایی اند که غایات خاصی را حاصل می کنند و ارزشی پدید می آورند یا احیـــــــــانا ارزشی را به شیوه های خاصی توزیع می کنند، چنان که پیامدگروان و غایت گروان می گویند، یا حق مقدم بر وظیفه است، یعنی وظایف بر حسب حقوق تعریف می شوند ، چنانکه طرفداران اخلاق حق محور می گویند، یا فضیلت مقدم بر همه است ، یعنی ارتقای فضایل و افعال ناشی از فضایل هدف اصلی است ، چنان که طرفداران اخلاق فضیلت محور می گویند.

3)  معنای زندگی چیست یا چه باید باشد؟ یعنی : اولا ، نقش و کارکرد زندگی چیست؟ و ثانیا ، هدف زندگی چه باید باشد؟

4)  آیا حقوق طبیعی ای (در برابر حقوق وضعی و قردادی)وجود دارند؟ آیا حیوانات نیز حقوقی دارند و ، در نتیجه ، در برابر آنها تکالیفی داریم؟ گیاهان چطور ؟

5)  در اوضاع و احوال خاص چه باید کرد یا نباید کرد؟ به عبارت دیگر ،چگونه اصول اخلاقی را بر موارد خاص یا بر انواع موارد خاص تطبیق و اطلاق و اعمال کنیم؟ این جاست که انواع اخلاق های هنجاری خاص ، از جمله : اخلاق پزشکی ، اخــــلاق قضایی ، اخلاق سیـــــــاسی ، اخلاق روابط بیــــــــن الملـــــل پدید می آینــــــــد و اجــــــــــزای یک کل را تشکیـــــــل می دهند که « اخلاق کاربردی (applied ethics ) » نامیده می شود.

ســـفــــــــرت بــخـــیــــــــــــــر امـــــــــــــا ...

به شــــــــــکــــــوفـــــه هــــا به بـــــــــــاران

بـــــــرســـــــــان ســـــــــــلام مــــــــــا را ...

راستی ؛

به کجـــــــــــــــا چنیــــــــن شتــــــابــــــــان ؟

 از نظــــــــر شما کدام وادی جــــــــــــــذاب تر است ؟ کدام شاخه از فلسفه اخــــــــــــلاق را بیشتر می پسندید ؟کدام پرسش ها محتاج مداقه بیشتر و تامـــــــلات ژرف فلســــــــــفی اند ؟ تحلیــــــــــل چه مسایلی ، در حوزه فلســــــــفه اخـــــــــــلاق ، می تواند در نحوه زندگی بشــــــــــر تاثیرگذار باشد؟

در یک کلام ، اگر قرار باشد به سوی یکی از گلســـــــــتان های بالا سفــــــــر کنید کدام یک را انتخاب می کنید ؟ چـــــــــــــــــــــــــــــــرا؟