متن شبهه:

اگر حضرت مهدی زنده است، چگونه بیش از یازده قرن عمر کرده و با نسلهای بی‌شماری زیسته است و در عین حال گرفتار دوران کهن‌سالی نشده است؟ چگونه ممکن است انسانی قرنهای متمادی زندگی کند؟ آیا به صرف آنکه نوح (علیه السلام) چنین عمر طولانی داشته باشد، می‌توان مسئلۀ‌ طول عمر را به دیگران سرایت داد؟


پاسخ کامل:

یکی از مهم‌ترین شبهاتی که همواره در طول تاریخ مطرح بوده این است که اگر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده است، چگونه بیش از یازده قرن عمر کرده و با نسل های بی‌شماری زیسته است و در عین حال گرفتار دوران کهن‌سالی نشده است؟ چگونه ممکن است یک انسان قرنهای متمادی زندگی کند؟ آیا به صرف آنکه نوح (علیه السلام) چنین عمر طولانی داشته باشد، می‌توان مسئلۀ‌ طول عمر را به دیگران سرایت داد؟

از نظر عقلی چند برابر عمرِ طبیعی و معمولی انسان‌ها زیستن محال و غیر ممکن نیست، امّا از آنجا که انسان همواره در محیط زندگی خود به سلسله‌ای از امور عادت می‌کند اگر واقعه‌ای بر خلاف این عادات مشاهده کند، آن را بعید و غیرممکن می‌شمارد. اگر همین امر بعید و غیر ممکن چندین مرتبه به وقوع بپیوندد، قریب و ممکن می شود. طول عمر امام زمان نیز به همین شکل است در صورتی که در لابه‌لای تاریخ به اخبار و روایات صحیح در مورد عمر طولانی برخی از افراد دست یابیم، به طور طبیعی مسئله طول عمر امام زمان امری عادی و ممکن جلوه می‌نماید:

بهترین موردی که هرگونه شک و تردید را می‌زداید بیان کتاب آسمانی، قرآن کریم در مورد حضرت نوح (علیه السلام) است؛ آنجا که می‌فرماید: ﴿لقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلبث فیهم الف سنة إلّا خمسین عاماً﴾ (عنکبوت/14)

قرآن دربارۀ حضرت عیسی می‌فرماید: ﴿و قولهم إنّا قتلنا المسیح عیسی‌بن مریم رسول الله و ما قتلوه و ما صلبوه… و ما قتلوه یقیناً بل رفعه الله إلیه و کان الله عزیزاً حکیماً﴾ (نساء/ 157و 158)

در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است که حضرت عیسی بار دیگر به زمین فرود خواهد آمد.1

در مورد حضرت خضر برخی روایات تصریح دارند که زنده است و در زمان مهدی می‌آید.

در برخی از روایات، در مورد دجال آمده است که تا کنون حیات دارد و تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) حیات خواهد داشت.

پژوهشگران و نویسندگان بسیاری در مورد دیر‌زیستی انسان مطالعاتی انجام داده و نمونه‌هایی از انسانها که عمر طولانی داشته‌اند ذکر کرده‌اند؛ از جمله سجستانی (م250)، کتابی به نام المُعَمَّرون دارد که در آن از افرادی نام برده که بیش از پانصد سال عمر کرده‌اند.

با توجه به مطالب فوق چنین به نظر می‌رسد که در وادی عقل و نقل، مسئلۀ طول عمر چندان بعید و محال نمی‌نماید.

فخر رازی در تفسیر خود می‌گوید:

گروهی از پزشکان معتقدند عمر انسان بیش از یکصد و بیست سال نمی‌باشد، ولی آیۀ قرآن با این سخن مخالفت دارد و عقل هم موافق آیۀ قرآن است. به درستی که باقی ماندن انسان با همین ساختار و ترکیب ذاتاً ممکن است…2

از طرفی ما بر این باوریم که عمر هر انسان در اختیار و تقدیر خدای متعال است. خداوند متعال برای افرادی که عمر دراز دارند زمینه‌ها و عوامل دیر‌زیستی را تا رسیدن اجلشان فراهم می‌نماید. در این زمینه دانش بشری در راستای پیدا کردن علل بیماری و مرگ نوید امکان دست‌یابی به راز طول عمر را می‌دهد.

چه‌بسا حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در راستای ارادۀ الهی و با استفاده از علم الهی خود به تمامی علل و عوامل بیماریها و مسائل کوتاه‌کنندۀ عمر آگاهی دارد و از نظر طبیعی سلامت خود را حفظ می‌کند.

حتی اگر بپذیریم که پیری قانونی فراگیر و بدون استثنا است، در این صورت چه مانعی دارد که در مورد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این امر یکی از معجزات الهی باشد؟ در طول تاریخ نمونه‌های فراوانی از طبیعت از راه معجزه به کلی دگرگون شده و از کار افتاده‌اند؛ مانند جریان حضرت ابراهیم (علیه السلام) که خداوند در قرآن آنرا چنین ترسیم می‌کند: ﴿قُلنا یا نارکونی برداً و سلاماً علی ابراهیم﴾ (انبیاء/ 69)

امروزه در پرتو پژوهشها و اختراعات، انسان به وسایل و دستگاههایی دست یافته که اگر سالها پیش سخنی دربارۀ آنها می‌شنید، به شدت انکار می‌کرد؛ در حالی که امروز چنان به راحتی در دسترس قرار گرفته‌اند که بسیار ناچیز و بی‌اهمیت به شمار می‌آیند؛ بنابراین انکار برخی مطالب از آن جهت که فعلاً نمونه و شاهدی برایش موجود نیست از دیدگاه عقل و منطق پذیرفته نیست.

در پایان به گفتار شیرین شهید صدر اشاره می‌کنیم که فرمودند:

شاید این یک تصادف باشد که در طول تاریخ انسانی تنها دو تن مأمور به پاک ساختن تمدن انسانی از مایه‌های فساد و تباهی باشند و در عین حال زندگی آن دو چنان طولانی شود که چندین برابر یک آدم معمولی عمر کنند. نوح، نخستین آن دو در گذشته نقش خود را به پایان برد و به گفتۀ صریح قرآن 950 سال در میان قوم خویش درنگ کرد. دیگری مهدی است که نقش خود را در آینده ایفا می‌کند و تا کنون بیش از هزار سال در میان تودۀ قوم خویش زیسته است. چگونه زندگانی طولانی نوح را باور داریم، امّا طول عمر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌پذیریم.3

با فرض پذیرش این مطلب که مهدی (علیه السلام) هم‌اکنون زنده است و علی‌رغم عمر طولانی خود در سلامت کامل به سر می‌برد سؤالات زیادی به ذهن خطور می‌کند:

ایشان در کجا زندگی می‌کند (در کدام کشور، قاره، شهر یا …)؟ آیا خانه دارد یا در کوه و دشت زندگی می‌کند؟ اگر خانه دارد، وسائل زندگی خود را چگونه تأمین می کند؟ آیا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این مدت طولانی ازدواج کرده است یا نه؟ در صورت ازدواج، آیا اقوامش او را می‌شناسند یا نه؟…

آری، با پذیرش فرض فوق صدها سؤال از این دست به وجود می‌آید. باید دقت کرد که طرح این‌گونه مسائل در اثبات اصل غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مداخله‌ای ندارد. از برخی روایات چنین برمی‌آید که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر غیبت در مکان خاص و شهر معینی استقرار دائمی ندارد و به طور ناشناس در بین مردم زندگی می‌کند. صاحب‌الأمر از این جهت به یوسف (علیه السلام) شباهت دارد.

همان‌گونه که برادران عاقل و دانای یوسف، با وجود معاشرتی که از قبل با او داشتند، موقعی که به محضرش شرفیاب شدند او را نشناختند و تا وقتی که یوسف خود را معرفی ننمود با او چون بیگانه‌ای برخورد کردند. داستان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مردمان نیز همین گونه است. از طرفی بین یعقوب و یوسف بیش از هجده روز راه فاصله نبود، امّا در عین حال یعقوب هیچ اطلاعی از وی نداشت. چه‌بسا حضرت مهدی (علیه السلام) نیز در فاصلۀ نزدیکی از خانه های ما زندگی می‌کند و ما هیچ اطلاعی از ایشان نداریم.

آن حضرت در بین مردم تردد می‌کند و در بازارهایشان راه می‌رود و در عین حال مردم او را نمی‌شناسند و به این وضع زندگی او ادامه می‌یابد تا هنگامی که خداوند به او اجازۀ معرفی کردن به مردم را بدهد.4 با توجه به آنچه گذشت وقتی آن حضرت به طور ناشناس در میان مردم رفت و آمد داشته باشد مانعی ندارد که ضروریات زندگی خود را به طور معمول تهیه نماید و مثل نیاکانش از مقتضیات عصر خود بهره برد.


1. صحیح مسلم، ج1، ص137، ح247، باب نزول عیسی (علیه السلام).
2. فخررازی، تفسیر کبیر، ج25، ص42.
3. آیت الله صدر، بحوث حول المهدی، ترجمۀ کتابخانه بزرگ اسلامی، مؤسسه الامام مهدی، ص34.
4. رک: علامۀ مجلسی، بحارالانوار، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج52، ص154.