موسیقى از منظر قرآن و فقه

پس با توجه به تأثیر معجزه‌آساى موسیقى بر عالم و آدم، فقه اسلامى همیشه در صدد آن بوده است که این گرایش فطرى را در جهت مشروع و معقول کنترل کند و آن را در محدوده شرع مقدس قرار دهد و بیان نماید. آنچه از دیدگاه شرع مقدس اسلام در این باب حرام شده، موسیقى مبتذل و بیماریست که داراى جنبه روحانى و علمى ثبت نباشد (آهنگ‌هاى کوچه و بازارى) و انسان و جامعه را به ابتذال، آلودگى، انحراف، اضلال و افساد بکشاند و آدمى را از طى مسیر سعادت و کمال و راه و یاد الهى باز دارد که در قرآن کریم نیز از آن با عنوان «لهو الحدیث» یاد شده است. و اگر هم غنا از دیدگاه اکثر منابع روایى و فقهى حرام شمرده شده است، بدین جهت است که در آن زمان‌ها (دوران بنى امیه و بنى‌عباس) از موسیقى فقط به صورت لهو و باطل همراه با مقارنات حرام (مجالس مختلط، شرابخوارى و ...) استفاده مى‌شد بنابراین در این مقاله به حول الله تعالى، حلیت و حرمت موسیقى را از منظر قرآن و فقه مورد بحث و بررسى قرار مى‌دهیم.

واژگان کلیدى: طلسم نغمات، صوت حسن، لهو الحدیث، طرب، معیار ارزش

مقدمه

موسیقى یکى از موضوعات فقهى است که دیدگاه‌هاى متعددى را به خود گرفته است و از جمله موضوعاتى است که تحت تأثیر شرایط زمانى، محیطى، فرهنگى، اجتماعى و سیاسى بوده و در هر دوره‌اى از زمان‌ها به شکل خاصى از آن استفاده شده و مى‌شود؛ زیرا که از مسایل متشابه است و در ردیف عناوین ثانویه قرار گرفته است. پس مى‌تواند هم جنبه مجاز داشته باشد و هم غیر مجاز. پس باید به خاطر سپرد که همیشه موسیقى داراى دو بعد مثبت و منفى بوده و خواهد بود.

اهمیت فوق العاده موضوع موسیقى بدین علت است که یک قطعه آهنگ بالاخص آهنگ با کلام قادر است به جاى ده‌ها یا صدها کتاب، پیام خود را سریعاً به مستمع برساند؛ چنان که مى‌بینیم رسانه‌هاى گروهى براى تأثیرگذارى سریع برخى برنامه‌ها بر روحیه و افکار مردم، از ریتم‌هاى خاص موسیقى استفاده مى‌کنند. یعنى ارسال و ابلاغ پیام‌هاى معنوى از طریق موسیقى سریع‌ترین راه است تا با مراسم سخنرانى و کتب اسلامى و عرفانى و ...

حربه موسیقى یکى از قدرتمندترین و سریع‌ترین راه‌هایى است که مى‌توان با آن افکار و اندیشه اسلامى را تحت تأثیر قرار داد و یا تغییر داد. اما دور از انصاف است که این موضوع به هر موسیقى متعالى و روحانى سرایت داده شود، بلکه منظور از این حربه خطرناک، موسیقى شیطانى یا مبتذل است که ارمغانش جز خشونت و تجاوز، بى‌بند و بارى و بى‌عفتى و ده‌ها پیامدهاى زیانبار براى حیات بشرى چیز دیگرى نیست.

اما باید دانست هر نوعى از موسیقى، هدف خاصى را دنبال مى‌کند که شاید در اکثر مواقع با هم نیز متضاد و متغایر باشند مثلاً هدف از موسیقى «راک» ایجاد تحرکات منفى و از خود بیگانگى است. اما هدف از موسیقى هندى ایجاد احساس و عاطفه در شنونده است. شاید هر کس برداشت خاصى از موسیقى کند و آن را برتر بداند؛ مثلاً، یکى تحرک را بر آرامش و دیگرى آرامش را بر تحرک ترجیح دهد. اما ببینیم دنیا تشنه‌ى چه چیزى است؟ آیا میل به آرامش دارد یا تلاطم؟ آیا هدفش عقل‌مندى است یا دیوانگى؟

هر آهنگ و قطعه‌اى از موسیقى، فرهنگ خاص ملت خود را مى‌طلبد؛ زیرا که در غیر این صورت ناهنجارى‌ها پا به میدان مى‌گذارند. مثلاً موسیقى غربى براى مردمى همچون ایران زمین ساخته نشده است. بلکه آن موسیقى براساس آیین مسیحیت استوار است، در حالى که موسیقى ما مسلمانان بر اساس عرفان و تعالى بنا شده است.

اما کسانى هستند که این نوع موسیقى را پذیرا هستند و مى‌گویند که دیگر، این نوع آهنگ‌ها کهنه و تکرارى شده و مردم بالاخص نوجوانان و جوانان نیاز به جنب و جوش و تحرک جسمانى دارند.

در جواب باید گفته شود که آیا واقعاً مردم به تحرک نیاز دارند یا به از خود بیگانگى و دیوانگى؟

مگر قرار است هر چیز کهنه و تکرارى را کنار گذاشت. پدر و مادر نیز بعد از مدتى کهنه مى‌شوند، پس العیاذ بالله باید کنار گذاشته شوند، یا خورشید میلیاردها سال است که از مشرق طلوع مى‌کند، دیگر باید از مغرب طلوع کند و خیلى از موارد مهم حیاتى دیگر، که مطابق نظریه این گونه افراد باید کنار گذاشته شوند.

شایان ذکر است که تمام مسایل حیاتى و معنوى هر چند سالیان سال هم از روى آنها بگذرد باز تازه و روحبخش هستند، مانند اذان، مناجات، آواى دلنشین قرآن کریم، محبت‌کردن به دیگران، خدمت به والدین، دستگیرى از محرومین، کسب فضایل اخلاقى، راستگویى و ... آنهایى که براى این چنین مواردى به دیده کهنه و تکرارى مى‌نگرند، همان صاحبان افکار لوس‌آنجلسى هستند که قصد دارند بسیارى از ارزش‌ها را عوض کنند. اما این گونه افراد تازه‌کار باید بدانند و این را لمس کنند که اجراى تز آنان در هر چیزى امکان‌پذیر نیست.

موسیقى از دیدگاه قرآن کریم

مشهورترین آیه‌ى قرآن کریم درباره حرمت موسیقى لهوى عبارت است از:

1- {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ} (1)

برخى از مردم، خریدار سخن بیهوده‌اند تا بدون علم مردم را از راه خدا گمراه کنند و راه خدا را به مسخره گیرند آنان را عذابى خفت‌آور در انتظار است.

شأن نزول:

مرحوم علامه طباطبایى درباره شأن نزول آیه‌ى شریفه فرموده است که کلمه‌ى لهو به معناى هر چیزى است که آدمى را از مهمش باز دارد، و لهو الحدیث آن سخنى است که آدمى را از حق منصرف نماید و به خود مشغول سازد. مانند: حکایات خرافى و داستان‌هایى که آدمى را به فسق و فجور مى‌کشاند، از قبیل سرگرمى با شعر و موسیقى و مزمار و سایر آلات لهو، که همه اینها مصادیق لهو الحدیثند ... لهو داستان‌هاى حق و صحیح است و در درجه دوم بنیان سایر معارف حقه را در انظار مردم سست مى‌کند و سپس منهدم مى‌سازد. مراد از سبیل الله قرآن است، بدان جهت که مشتمل بر قصص و معارف است و گویا مراد کسى که خریدار لهو الحدیث است این است که مردم را از قرآن منصرف و گمراه نماید و در نتیجه مردم، قرآن را هم به سخریه بگیرند و به مردم بگوید که این نیز حدیث است، مانند آن احادیث و اساطیر. (2)

پیام آیه‌ى شریفه به کسانى است که تمام دار و ندار مادى و معنوى خود را براى گمراه‌کردن خود و دیگران صرف مى‌کنند تا بتوانند برخى از مردم بالاخص نوجوانان و جوانان خام و ناپخته را در تله‌ى شیطانى خود گرفتار سازند. دام‌هاى این شیادان عبارت است از: تکثیر فیلم‌ها و سى‌دى‌هاى مبتذل، ترتیب‌دادن مجالس پارتى (مختلط) همراه با تعارف انواع و اقسام مواد تخدیرکننده، بالاخص قرص‌هاى مرگ.

آور اکس، داستان‌هاى عاشقانه‌ى بى‌محتوا، ایجاد سایت‌هاى مبتذل در شبکه‌هاى اینترنتى، ترویج آهنگ‌هاى مبتذل شرقى و غربى، ساختن طنزهاى مسخره‌آمیز در پشت سر شخصیت‌هاى برجسته و فاضل، علمى نشان‌دادن طالع‌بینى و فال‌بینى و ترویج خرافات در میان مردم و منحرف‌ساختن افکارشان و ... و متأسفانه برخى نیز پول‌هاى کلانى براى رسیدن به این موارد فوق خرج مى‌کنند که همه‌ى این‌ها در عصر حاضر جزء مصادیق لهو الحدیثند.

جاى هزاران تأسف است که چرا برخى، از عقل سلیمشان براى تشخیص راه و چاه استفاده نمى‌کنند و نه تنها از این سخنان منحرف و اعمال پوچ و فاسد پیروى مى‌کنند، بلکه سرمایه‌ى گرانبهاى عمرشان را نیز صرف چنین کارهایى مى‌کنند. مگر خداى باریتعالى در قرآن کریم دستور نفرموده است که «از میان سخنانى که مى‌شنوید بهترینشان را تبعیت کنید؟» (3) یا اى کاش توفیقى حاصل مى‌شد که به فرمایش گهر‌بار مولاى متقیان حضرت على (ع) عمل مى‌کردیم که فرمود: «اصل السلامة من الزلل، الفکر قبل الفعل؛ یعنى پایه‌ى سالم‌ماندن از لغزش‌ها، اندیشیدن قبل از انجام کارهاست.» (4)

اما نگارنده نظر بر این دارد که اکثر افراد گمراه و گمراه‌کننده علاوه بر نداشتن عقل سلیم، دچار جهل خطرناکى هستند که چشم و گوش بسته، خود و دیگران را نابود مى‌کنند؛ زیرا اگر حقیقتاً درک مى‌کردند که در منجلاب تباهى دست و پا مى‌زنند، بالاخره راه نجاتى براى خود باز مى‌کردند؛ زیرا مشاهده مى‌کنیم که قرآن کریم در این باره کلمه‌ى «بغیر علم» به کار برده است.

مطابق فرمایش قرآن کریم این چنین اشخاصى تنها به گمراه‌کردن دیگران اکتفا نمى‌کنند بلکه آیات الهى را نیز به باد استهزاء مى‌گیرند که خداوند متعال از عبارت «یتخذها هزوا» استفاده فرموده است. مثلاً، افرادى هستند که خود اهل عبادت و احسان و انفاق نیستند، اما اهل این چنین اعمالى را مورد اهانت و استهزاء قرار نمى‌دهند، اما متأسفانه افراد لئیم و از خدا بى‌خبرى وجود دارند که خود نه تنها اهل این کارها نیستند، بلکه عاملان امور معنوى را نیز مورد استهزاء قرار مى‌دهند و به همین جهت خداوند متعال براى این‌گونه افراد عذاب خوارکننده‌اى در نظر گرفته است؛ زیرا اینها دو جرم سنگین را مرتکب شده‌اند: گمراه‌کردن دیگران و توهین به آیات الهى. {أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ}

قابل ذکر است که گفته شود حتى اگر کسى اولیاء الله یا پیروان راستین دین را مورد اهانت و استهزاء قرار دهد در واقع مثل اینکه آیات الهى را مورد استهزاء قرار داده است؛ زیرا که این افراد از نشانه‌هاى الهى‌اند و براى آنان نیز عذاب خوارکننده‌اى است.

در این آیه‌ى شریفه ویژگى‌هاى موسیقى لهوى به وضوح بیان شده است و الا در آیات دیگرى مشاهده خواهیم کرد که صوت زیبا و نیکو، حسن شمرده است:

داود (ع) و صداى خوش او

آهنگ زیباى حضرت داود (ع)، موهبت خاص الهى بود که از آن براى تسبیح خداى باریتعالى استفاده مى‌کرد؛ چنان‌که در این باره خداوند متعال فرموده است: {وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً یا جِبالُ أَوِّبِى مَعَهُ وَ الطَّیْرَ...} (5)

یعنى به عزّتم سوگند که بى‌گمان داود را از جانب خویش فزونى دادیم و گفتیم اى کوه‌ها به همراه پرندگان با او هم‌صدا و هم‌آواز شوید.

اوبى در اصل از تأویب به معنى ترجیع و چهچهه‌ى صوت و گرداندن صدا در گلوست. در این باره امام صادق (ع) مى‌فرمایند: «انه خرج یقرأ الزبور و کان اذا قرأ الزبور لایبقى جبل و لاحجر و لاطائر الا اجابة.»

یعنى هنگامى که او به طرف کوه و بیابان خارج مى‌شد و زبور را تلاوت مى‌کرد هیچ کوه و سنگ و پرنده‌اى نبود که با او هم‌صدا نشود. (6)

اگر در مورد نغمه‌ى دلنشین حضرت داود (ع) دقت بیشترى به خرج دهیم مى‌بینیم که چقدر صداى زیباى این پیامبر خدا، حالت تعالى و عرفانى داشته که براى هدایت و تربیت معنوى مردم به کار مى‌رفت و در واقع پیام الهى را از این طریق به گوش انسان‌ها مى‌رساند که حتى پرندگان نیز براى تسبیح خداى باریتعالى با او همراه مى‌شدند.

گفتنى است که تمام انبیاى عظام صوت زیبا و دلکشى داشته‌اند، فقط حضرت داود (ع) میان همه آنان مشهور بود. به قول غزالى «جهیر الصوت و احسن الناس نغمه» (7) بود.

نکته: قابل ذکر است که هرگونه آواز خوش نیز حلال نیست، بلکه اگر آواز خوش حتى با محتواى غیر حرام، توأم با مجالس هرزه و فاسق، یا همراه با ابزار و آلات لهو باشد، مطلقاً حرام خواهد بود.

صوت زیبا از دیدگاه روایات

تمام اقسام موسیقى شامل آواز و نغمات متناسب و موزون و زیبایى هستند که بهترین آنها موسیقى طبیعت است. مانند صداى آبشار، چهچهه‌ى بلبلان، وزش باد و ...

اگر قرار باشد که صوت زیبا حرام باشد، پس کلاً باید خود نغمات طبیعت را العیاذبالله برخلاف حکمت الهى بدانیم؛ در حالى که چنین نیست. خود صوت موزون و متناسب از دیدگاه شارع مقدس حرام نیست؛ به عنوان مثال، در مورد قرائت موزون و جذاب قرآن کریم، اذان، مناجات، مراثى و مداحى اهل بیت (ع) سفارشات متعددى شده است. (8) یا سرودهاى ویژه‌اى که در اعیاد اسلامى همچون عید فطر و قربان اجرا مى‌شود صورت متکاملى از آهنگ خوش و موسیقى در اسلام است.

/ 1 نظر / 67 بازدید
علی

آفرین.زیبا بیطرف و منطقی سخن گفتید. فقط من به شخصه فک میکنم بعصی از حدیثها تحریف شده اند. موسیقی مانند قرآن هست که هم میتوان ازش لذت برد.هم میتوان با تفسیر غلط مردم را گمراه کرد.