سکولاریسم

کسانی که این فکر و نظر را در جهان اسلام مطرح کردند سعی داشتند که عوامل پیدایش این ایدئولوژی را که در غرب و جهان مسحیت، موجب ایجاد زمینه برای سکولاریسم شده بود و تا حد زیادی نیز موفقیت آمیز بود، را در اسلام نیز ایجاد کنند تا موجب پایگیری این ایدئولوژی در اسلام هم شود.
و در این تحقیق به صورت مفصل تر به آن می پردازیم.
واژگان کلیدی : سکلار - اسلام - ایدئولوژی - روشنفکر - غرب - مسحیت - قرآن - حکومت اسلامی - اجتماع - سیاست - عقلگرایی - علممحوری - تکثرگرایی - دین - تجدد - ملیگرایی - تقدسزدایی - فردگرایی - آزادی

مقدمه :
 

بعد از انقلاب اسلامی ایران به دست بنیانگذار جمهوری اسلامی و احیاگر اسلام ناب محمدی (ص)، امام خمینی (ره) و ادامه دهنده‌ی شایسته‌ی این نهضت پاک، امام خامنه‌ای (مد ظله العالی) این فرزند خلف و جانشین علی گونه‌ی او، دشمنان اسلام و انقلاب دست به توطئه بر علیه این انقلاب اسلامی زدند و در سدد برآمدند آسیبهای زیادی به پیکره‌ی این انقلاب وارد کنند، که با لطف خداوند و بینش امام و مقام معظم رهبری و علمای ولایت مدار ما، دشمن راه به جایی نبرد. آنها با اِعمال جنگ های روانی، فرهنگی، نظامی و غیره، قصد براندازی اسلام و انقلاب را دارند و تمام تلاش خود را می‌کنند که هویت ملت مسلمان ایران را از بین ببرند.
از همین رو به شناخت یکی از افکار فریبنده و مخرب اسلام همت گماشتم، تا گامی باشد در راستای اطاعت رهبری مبنی بر بالا بردن بصیرت و آگاهی سیاسی.
شناخت شبهات و هجمه‌‌های فرهنگی که به اسلام و انقلاب وارد می‌شود، یکی از مهم ترین مسایلی است که باید به آن پرداخته شود؛ زیرا این شبهات از درون مخرب هستند و به دلیل فریبندگی، تشخیص آلودگی آنها مشکل است و البته به دلیل آن که با اعتقادات سر و کار دارند سریع‌تر نفوذ می‌کنند.
از همین رو به مسأله‌ی سکولاریسم که یکی از مهمترین و خطرناک‌ترین حملات به اسلام است، پرداختم و به صورت مختصر در این تحقیق مدون نمودم و برای نقد و تحلیل این ایدئولوژی به کلام الهی رجوع کردم زیرا راهنمایی بهتر از قرآن نیافتم؛ و او به بندگان خویش و خیر و صلاح آنها آگاه است.
و به همین دلیل به نقد سکولاریسم از منظر قرآن کریم پرداختیم.
در این تحقیق با توجه به هدفی که از نگارش آن مورد نظر بود؛ آن را به سه فصل کلی تقسیم کردیم. در فصل اول برای آگاهی از واژه‌ی سکولاریسم، به بیان کلیاتی در مورد آن پرداختیم که شامل چهار مبحث کلی می‌شود:
1- معنای لغوی سکولاریسم 2- معنای اصطلاحی سکولاریسم 3- علل وجود سکولارسم در غرب 4- مبانی سکولاریسم
و در فصل دوم به دلیل این که سکولاریسم را از دید قرآن بسنجیم و با دید قرآنی این موضوع را از نظر بگذرانیم به دو سوال کلی پرداختیم:
1. آیا زمینه‌های طرح سکولاریسم در اسلام و قرآن وجود دارد یا نه؟
2. آیا اسلام با سکولاریسم موافق است یا نه؟ و بررسی چگونگی برخورد اسلام و قرآن با سکولاریسم و بررسی آیات قرآن در رابطه با سکولاریسم.
و در فصل سوم به بیان برخی برداشت‌های سکولار‌ها از قرآن مشغول شدیم و آنها را نقد کردیم تا آگاهی بیشتر نسبت به موضوع حاصل شود.
و بیان این سه فصل موجب می‌گردد که کلید واژه‌های تحقیق واضح شوند.
هدف از این تحقیق روشن شدن صحت یا سقم سکولاریسم است، البته با معیار قرآن و اسلام.

چکیده
 

سکولاریسم به معنای جدایی دین از دنیا و امور اجتماعی و سیاسی است. و برای اولین بار این مِتُد در غرب متولد شد؛ قائلین این نظر به جهان شمول شدن آن پای بستند، به صورتی که در حال حاضر اکثر کشور‌های غربی به این ایدئولوژی عمل می‌کنند. به همین دلیل این نظر با این اسم و رسم در جهان اسلام مطرح شد. که مورد موافقت بعضی از مسلمانان و روشن‌فکران اسلامی قرار گرفت، وطبیعتاً مخالفینی هم داشت.
کسانی که این فکر و نظر را در جهان اسلام مطرح کردند سعی داشتند که عوامل پیدایش و مؤثر در شکل‌گیری این ایدئولوژی را که در غرب و جهان مسحیت، موجب ایجاد زمینه برای سکولاریسم شده بود و تا حد زیادی نیز موفقیت آمیز بود، را در اسلام نیز ایجاد کنند تا موجب پایگیری این ایدئولوژی در اسلام نیز بشود.
و در این تحقیق به صورت مفصل‌تر به آن می‌پردازیم.

فصل اول : کلیات سکولاریسم
 

مفهوم سکولاریسم
 

برای ورود به هر مبحثی اول باید موضوع بحث روشن و شفاف شود و اختلاف معنایی و برداشت‌های گوناگون از موضوع در میان نباشد، و توافقی بر سر موضوع مورد بحث حاصل شود. بنابراین بحث در مورد معنای سکولار اهمیت پیدا می‌‌‌‌‌‌کند.
واژه سکولاریسم در عرصه‌ی تاریخ و اندیشه‌ها، مراحل مختلفی را پیموده، و در هر یک از این دیدگاه‌ها و مراحل، معانی مختلفی پیدا کرده است؛ از طرف دیگر سکولاریسم دارای ابعاد متنوع سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دینی و فرا‌دینی است و بعضی از نگرش‌ها با هم تضاد دارند(1)؛ که این نیز عاملی برای اختلاف معنایی شده است. به هر حال برای توضیح کلمه سکولاریسم ابتدا به ذکر معنای لغوی آن و سپس به نقل برخی تعاریف اصطلاحی ذکر شده می‌‌‌‌‌‌پردازیم و در آخر جمع بندی می‌‌‌‌‌‌نماییم.

معنای لغوی
 

برای سکولاریسم در کتب لغت تعاریف زیادی بیان شده که برخی از آنها به شرح زیر است:
ریشه کلمه‌ی سکولار، واژه‌ی «سکولاریس»(2) است که به معنای دنیوی کردن، غیر روحانی کردن، از قید کشیشیان و رهبانیت رها شدن، دنیا پرست شدن استعمال می‌‌‌‌‌‌شود.
و خود واژه سکولاریسم به معنای دارای شهوت نسبت به زندگی، مخالفت شرعیات، غیر روحانی، وابسطه به دنیا، روح دنیا داری، دلبستگی افراطی نسبت به اعمال و ظواهر زندگی، مادیت، جنبه دنیوی دادن به چیزی(3) و ...
و از عبارات دکتر سروش در مقاله‌ی «معنا و مبنای سکولاریسم» عباراتی به چشم می‌‌‌‌‌‌خورد از قبیل عقلانی کردن دین، دور کردن خداوند از جهان؛ و تفسیر و تبیین امور عالم، مستقل از مشیت و تصرف و تقدیر خداوند‌‌‌؛ وی معنای علمی‌‌‌‌‌‌ بودن یا علمی شدن دین را بهترین و دقیق‌ترین ترجمه سکولار می‌داند.(4)
برایان ویلسون در تعریفی جامع، سکولار را این چنین تعریف می‌‌‌‌‌‌کند:
«سکولاریسم به معنای حذف یا بی‌اعتنایی و یا به حاشیه بردن نقش دین در ساحت‌های مختلف حیات انسانی از قبیل سیاست، حکومت، امور فرا طبیعی، عقلانیت، اخلاق و غیره است.»(5)
حاصل آن که در مفهوم سکولار بنا به نقل ادیب صعب در کتاب الدین و المجتمع رویة مستقبله در نظر اولیه دو نگاه وجود دارد:
1) نگاه الحادی و افراطی
که کسانی مانند مارکس و فروید و راسل ترسیم می‌‌‌‌‌‌کنند که دین از نظر آنها وهم و ساخته ذهن بشر و برای او زیانبار است. قایلین به این نظر نتیجتاً به الغای دین و انکار آن گرایش دارند.
2) نگاه عادی
که عده‌ای از متفکران نهضت روشن‌فکری ترسیم نموده اند که به جدایی دین از دولت و سیاست و عقلانی کردن نظم اجتماعی دعوت می‌‌‌‌‌‌کنند.(6)
معنای اصطلاحی

مقدمه:
 

پیش از ورود به بحث از معنای اصطلاحی سکولاریسم ذکر دو نکته الزام دارد.
1) بحث اصطلاحی سکولاریسم با بحث تاریخی سکولار پیوند عمیقی دارد، لذا در جریان بحث معنای مصطلح سکولار، اشاره‌ای به تاریخ سکولار نیز می‌‌‌‌‌‌شود.
2) میان معنای لغوی و اصطلاحی سکولاریسم رابطه‌ی نزدیکی وجود دارد.
معنای اصطلاحی و سیر تاریخی سکولاریسم :
سکولاریسم از نظر فرآیند عینی و باورهای ذهنی در استعمالاتش در طی قرن‌ها، تغییرات زیادی کرده است و مراحل مختلفی را پیموده؛ از همین رو برای بررسی صحیح باید از اول همه آنها را بررسی کرد. البته باید توجه داشت که اصطلاح سکولاریسم از همان ابتدا به معنای مصطلح امروزی مانند: عقلانیت و به حاشیه بردن دین، نبوده است.
می‌‌‌‌‌‌توان گفت، سکولاریسم در طی تاریخ مراحل زیر را طی کرده است:

1- امر دنیوی
 

قبل از دوره‌ی رنسانس کلمه سکولار به معنای دنیوی یا عرفی استعمال می‌‌‌‌‌‌شد و در میان مردم به این معنا مستعمل بود؛ در آن زمان اشیاء و افعال را به طور کلی بر دو دسته تقسیم می‌کردند:
الف) «
secored
» به معنای مقدس و دینی
ب) «
secular» به معنای دنیوی و عرفی
این تقسیم بندی در میان همه فرهنگ‌ها و ملت‌ها مرسوم بوده است؛ در آن زمان تقابل این دو واژه به معنای تضاد آنها نبود، بلکه این دو واژه حکایت از دو معنای متفاوت داشتند. و همچنین در زمانهای قبل از معاهده‌ی وستفالی، تعبیر سکولار در دستگاه کلیسا به کشیش‌هایی که در حوزه‌ها و تشکیلات غیر روحانی و غیر کلیسایی مشغول بودند، کشیش‌های عرفی یا سکولار می‌گفتند و بعدها خود دستگاه کلیسا از این واژه برای نامیدن کشیش‌ها و روحانیونی که از خدمت کلیسا معاف شده بودند یا مرخص شده بودند کشیش سکولار می‌گفت.(7)

2ـ فرایند سکولاریزاسیون
 

برای توضیح بیشتر، لازم است فرق سکولار با سکولاریزاسیون روشن شود:
نکته‌ای که می‌بایست بدان توجه داشت این است که، دستاورد این دو پدیده اجتماعی یک چیز است، و آن حذف دین از متن برنامه‌های مدیریتی و کشورداری است، با این تفاوت که سکولاریسم به عنوان یک ایدئولوژی و طرز تفکر خاصِ آگاهانه برای نیل به این مقصود تلاش می‌کند، ولی سکولاریزاسیون صرفًا یک فرایند و پدیده اجتماعی است که به جدا سازی دین از سیاست می‌انجامد.
به تعبیر دیگر سکولاریسم همان تئوری و نظریه‌ی جدا‌یی دین از اجتماع است، اما سکولاریزاسیون فرایند و مجموعه اقدام‌هایی است که موجب کنار رفتن دین از صحنه‌ی جوامع و اجتماع می‌شود.
ـ ویلسون در این رابطه می‌‌‌‌‌‌نویسد:
سکولاریزاسیون اساساً به فرایند نقصان و زوال فعالیت‌ها، باورها، روش‌های اندیشه و نهادهای دینی مربوط است که عمدتاً مانند سایر فرایندهای تحول ساختاری اجتماعی به عنوان پیامد ناخواسته یا ناخود آگاه رخ می‌دهد، در حالی که سکولاریسم، یا دنیوی‌گری، یا اعتقاد به اصالت دنیا یک ایدئولوژی است. قائلین و مبلغان این ایدئولوژی، همه‌ی اشکال اعتقاد به امور و مفاهیم‌ ماورای طبیعی و واسطه‌ها و کارکردهای مختص به آن را طرد و تخطئه می‌کنند. و از اصول غیر دینی و ضد دینی به عنوان مبنای اخلاق شخصی و سازمانی حمایت می‌‌‌‌‌‌کنند.(8)
و لذا سکولار در آن زمان به جریانی اطلاق می‌شد، که طی آن بخشی از ثروت و سرزمین‌هایی که تحت سیطره‌ی کلیسا قرار داشتند، از نظارت و حاکمیت کلیسا خارج شدند.
ـ براین ویلسون در این رابطه می‌‌‌‌‌‌گوید:
تعبیر سکولاریزاسیون در زبان های اروپایی؛ اولین بار در معاهده سال 1648 م وستفالی به کار رفت. و مقصود از آن توضیح و توصیف این مسأله بود که سرزمین‌هایی که تحت نظارت کلیسا قرار داشت به زیر سلطه اقتدارات سیاسی غیر روحانی برود.(9)

3ـ استقلال آموزش
 

در آن زمان آموزش علوم از دو حال خارج نبود:
الف) یا می‌بایست به واسطه‌ی کلیسا انجام می‌شد.
ب) یا می‌بایست با نظارت کلیسا انجام می‌شد.
اما در برهه‌ای از تاریخ آموزش برخی علوم مانند ریاضیات و طبیعیات، از سلطه‌ی ارباب کلیسا رهایی یافت و وظیفه کلیسا در بعد آموزش علوم و مسائل دینی منحصر شد. و به علومی مانند ریاضیات و طبیعیات و مانند آنها علوم سکولار یا غیر دینی می‌گفتند که توسط حاکمان سیاسی آموزش داده می‌شد.

4ـ تفکیک دین از سیاست
 

مرحله تفکیک دین از سیاست مرحله‌ای مهم است؛ در این مرحله دو فرآیند پی‌گیری شد:
الف) فرآیند خارجی؛ که کنار نهادن دین از صحنه سیاست بود.
ب) فرآیند فکری؛ که القاء و ارائه‌ی نظریه‌ها در لزوم تفکیک دیانت از سیاست بود.

5 ـ منع دین از دخالت در امور اجتماعی
 

امروزه، بیشترین موارد استعمال سکولاریسم به منع دین از دخالت در امور اجتماعی و سیاسی، اختصاص یافته است.

6ـ مکتب سکولاریسم
 

حقیقت آن است که ایده‌ی سکولاریسم که در ابتدا نگاه جزئی به امور داشت هم اکنون نزد بعضی افراد تبدیل به نگرش و جهان ‌بینی خاصی شده است، که نگاه تازه‌ای به عالم و آدم می‌کند و تلقی تازه‌ای از انسان و منابع شناخت و اهداف او دارد.
این رویکرد جدید را می‌‌‌‌‌‌توان به عنوان مکتب سکولاریسم نامید که ترجمه آن جدایی دین از دنیا می‌باشد، و بسیار گسترده است و هنر، علم، فرهنگ، سیاست، اخلاق را در بر می‌گیرد. بدون شک، سکولاریسم فعلاً در حد یک مکتب قلمداد نمی‌شود و نمی‌توان بر تمامی مصادیق آن چنین حکمی صادر کرد؛ اما از طرف دیگر نحوه‌ی استدلال برخی سکولارها نشان می‌دهد که دیدگاه آنها به سکولاریسم نگاه مکتبی است.

7ـ پست سکولاریسم
 

مقدمه :
 

سکولارها داعیه‌ای جهان شمول داشتند، و معتقد بودند به مرور زمان، هم در جوامع غربی و هم در شرق، سکولاریسم سرانجام محتوم همه ملت‌ها، برای پیشرفت و ادامه‌ی حیات است. اما بعد به دلیل شکست سکولاریسم و به خاطر نتایج وحشتناک نادیده انگاشتن دین، ناگزیر شدند به نقش دین در حیات اجتماعی گردن نهند.
و پیشوند «پست» یا «ما بعد» اشاره در یک نوع تجدید نظر، در بنیان‌های فرهنگی و فلسفی سکولاریسم دارد و در جست و جوی روش‌های نو برای حضور فعال‌تر اخلاق و معنویت و دین در ساخت و بافت مناسبات اجتماعی و بین المللی است.
نکته: منظور از مراحلی که در بحث تطور معنای سکولاریسم گذشت، آن نیست که با شروع مرحله جدید، مرحله قبل به شکل کلی از بین رفته و دیگر طرفدار ندارد، بلکه ممکن است این مراحل فی‌الجمله و در میان برخی از افراد پدیدار گشته باشد و عده‌ای دیگر هنوز در مراحل قبلی مانده باشند، و وارد مرحله‌ی جدید نشده باشند.(10)

علل وجود سکولاریسم در غرب
 

در این بخش به بررسی زمینه‌ها و علل پیدایش سکولاریسم در دنیای مسحیت و غرب می‌پردازیم؛ زیرا این بحث مقدمه‌ای خواهد بود، برای بررسی دلایل صحت یا سقم سکولاریسم در جهان اسلام.
مجموع این علل را می‌توان به سه دسته‌ی کلی تقسیم کرد؛ که عبارتند از:
الف) علل دینی
ب) علل تاریخی اجتماعی
ج) علل نظری و معرفتی

علل دینی :
 

که خود از دو بُعد و منظر سنجیده می‌شود:
بُعد مربوط به انجیل
بُعد مربوط به کلیسا

الف: بُعد مربوط به انجیل (عامل علمی‌‌‌‌‌‌):
 

1- تعارض محتوایی انجیل با عدل و علم:
دلایلی همچون نوشته شدن انجیل سال‌ها پس از وفات حضرت عیسی و نیز اختلاف اناجیل با یکدیگر سبب ن

/ 0 نظر / 75 بازدید