شیوه همسردارى پیامبر به گزارش قرآن

خانه، قوام لازم خود را داشته است، به فکر مى‌افتند که این شیوه‌ى برخورد را کاملاً مورد مطالعه قرار دهند و از آن در این دنیاى پر هیاهو استفاده کنند.

ولى اولین مشکلى که فراروى هر محقق و نظریه‌پرداز، قد علم مى‌کند این است که پس از حدود هزار و چهارصد سال چگونه مى‌توان خبرهاى یقینى در مورد آن خانه که در نقطه‌اى دور از تمدن و خط و کتابت تشکیل شده، پیدا نمود.

اما خوشبختانه این مشکل به راحتى قابل رفع است، زیرا قرآن عظیم که سابقه‌اى طولانى دارد و از سوى خداوند به وسیله‌ى همین پیامبر (ص) براى مردم آورده شده است، تعدادى از برخوردهاى همسران پیامبر (ص) و در مقابل، برخوردهاى آن حضرت را بیان کرده است که با کمک شأن نزول‌هایى که شیعه و سنى ذیل این آیات نقل کرده‌اند، گوشه‌هایى از حوادث درون خانه آن حضرت براى ما منکشف مى‌شود. لازم به یادآورى است که نمونه‌هاى بیشتر از این برخوردها همراه پاسخ به برخى شبهات و نیز نمونه‌هایى از برخوردهاى مهربانانه پیامبر (ص) با سایر اهالى خانه را در کتاب «شیوه همسردارى پیامبر (ص) به گزارش قرآن و سنت» آورده‌ایم. قبل از هر چیز ذکر این نکته لازم است که شیوه‌ى بدیعى که پیامبر (ص) به کار گرفت و چون اکسیرى همه را تحت تأثیر قرارداد عبارت بود از مهربانى، احترام، سازگارى و گذشت. آرى! خداوند او را ادب آموخت و پیامبر (ص) خوب آن را فرا گرفت. خداوند در سوره‌ى فصلت که در مکه نازل شده به او یاد داد: هیچگاه خوبى با بدى یکسان نیست و بنابراین باید تلاش کرد که پاسخ بدى را با نیکویى داد تا دشمن به دوست صمیمى تبدیل شود: {وَ لا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ} (فصلت، 41 / 34) و او این دستورالعمل بسیار مهم را در تمام دوره‌ى مدنى که دوره‌ى چند همسرى وى و دوران مشکلات حکومتى و جنگ‌هاى متعدد بود به کار برد و بر همه‌ى دشمنان پیروز شد. البته این اکسیر پر ارزش به راحتى به دست نمى‌آید.

سالها باید که تا صاحبدلى پیدا شود *** بو سعیدى در خراسان یا اویسى در قرن

و به همین جهت آیه‌ى بعدى فرمود: {وَ ما یُلَقَّاها إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ} (فصلت / 35)

و این [فضیلت] را جز کسانى که شکیبا بوده‌اند، نمى‌یابند و آن را جز صاحب بهره‌اى بزرگ نخواهد یافت.

به هر حال با خواندن، شنیدن و تکرار، کم‌کم روحیه‌ى ما نیز متأثر مى‌شود و ان‌شاءالله از آن مهربانى‌ها و رفتار نیکو در ما نیز رشحه‌هایى پیدا مى‌شود.

بنده بسیار متمایلم که سالى نیز به نام پیامبر رحمت و مهربانى، گذشت و سازگارى نامگذارى شود تا اخلاق کریمانة پیامبر در سر لوحه زبان و بیان همگان قرار گیرد تا اندک اندک تأثیر خود را در جامعه بگذارد.

 

بخش اول: نمونه‌هایى از ناسازگارى‌هاى همسران پیامبر (ص)

نمونه‌ى اول:

{یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِى مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ. وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا قالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ. إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهِیرٌ} (تحریم، 66 / 1-4)

اى پیامبر! چرا براى جلب رضایت همسرانت، آنچه را که خدا بر تو حلال کرده است، حرام مى‌کنى؟ و خداوند بخشاینده و مهربان است. خداوند [راه] گشودن سوگندها را برایتان روشن کرده و او مولاى شما و دانا و حکیم است. و هنگامى که پیامبر، سرّى را با برخى همسرانش در میان نهاد و هنگامى که آن را [به دیگران] خبر داد و خداوند پیامبر را [از افشاى سرّ] با خبر ساخت، پیامبر برخى را به او شناسانده و از گفتن برخى خوددارى کرد.

هنگامى که پیامبر، وى را از آن با خبر ساخت، [او] گفت: این خبر را چه کسى به تو داد؟ [پیامبر] گفت: خداى داناى آگاه، مرا با خبر ساخت. اگر شما دو زن توبه کنید، بهتر است، اما دل‌هاى شما منحرف شده است و اگر با پشتیبانى هم علیه او [پیامبر] قیام کنید، خداوند یاور اوست و نیز جبرئیل و مؤمنان شایسته فرشتگان نیز پشتیبان وى خواهند بود.

پیش از مراجعه به تفاسیر و شأن نزول‌ها، امورى را که از خود آیات مى‌توان بدست آورد، مرور مى‌کنیم، تا با کمک آن بتوانیم شأن نزول واقعى را بیابیم. این کار از آن رواست که شأن نزول‌هاى گوناگون در این جا نقل شده و اگر چه همه‌ى آنها در این مشترک‌اند که حفضه و عایشه موجبات ناراحتى پیامبر (ص) را فراهم کردند، ولى دانستن شأن نزول حقیقى در این آیات بسیار مهم است، از آن رو که معلوم مى‌گرداند نوع آزار چه بوده است.

نکته‌ها و مطالب

1. پیامبر اکرم براى جلب رضایت همسرانش چیزى را که بر وى حلال بود، برخود حرام کرد.

2. نحوة حرام کردن این گونه بود که پیامبر اکرم سوگند یاد کرد که دیگر آن حلال را مرتکب نشود.

3. با این که عمل به مفاد سوگند واجب است خداوند روا داشته که افراد این سوگند را بشکنند - و همان طور که در روایات هست - کفّاره آن را هم بدهند، که حضرت رسول (ص) نیز چنین کرد.

4. پیامبر اکرم (ص) به یکى از همسرانش، سرّى را گفت و از او خواست آن را فاش نکند.

5. او سرّ پیامبر را فاش کرد..

6. به دنبال فاش ساختن راز، حوادثى به دور از چشم و آگاهى پیامبر (ص) اتفاق افتاد.

7. خداوند پیامبر را از آن حوادث با خبر ساخت.

8. پیامبر قسمتى از تبعات و نقشه‌هاى پیرامون سرّ فاش شده را به آن همسر گفت.

9. او با تعجب پرسید: «از کجا دانستى؟» و پیامبر جواب داد: «خداوند مرا با خبر ساخت».

10. سرّى که بیان شد، داراى اجزا و قسمت‌هاى متعدّد بود و پیامبر از برخى از آنها پرده برداشت و باقى را پوشیده نگه داشت.

11. افشاى سرّ و حوادث دنبال آن، داراى گناهى عظیم بود که نیاز به توبه داشت.

12. آن دو همسر، بر اثر این خطا، به انحراف دل از حقّ گرفتار شدند که توبه کردن براى آنان کار مشکلى بود.

13. یاور پیامبر (ص)، خداوند و جبرئیل و مؤمنان شایسته مى‌باشند. از تفاسیر و روایات و مفرد بودن صالح معلوم مى‌شود آن مؤمن یاور، تنها حضرت على (ع) است.

14. در صورت ادامه‌ى ماجرا و تصمیم آن دو زن براى توطئه علیه پیامبر (ص) ملائکه به یارى حضرت مى‌شتابند.

15.«و اذ» دلالت مى‌کند بر این که دو حادثه اتفاق افتاده که مشابه یکدیگر بوده و در یکى پیامبر (ص) براى رضایت همسرانش چیزى را بر خود حرام کرده و در دیگرى سرّى از اسرار را با یکى از همسرانش در میان گذاشته است.

16. از لحن آیات و خصوصاً با توجه به آیات دیگر همین سوره - که از زنان حضرت لوط و خضرت نوح که شوهرانشان را اذیت کردند و به آنان خیانت روا داشتند، ذکرى به میان مى‌آید - روشن مى‌شود برخورد و عمل این همسران کارى بسیار زشت و ناپسند بوده و نوعى خیانت محسوب مى‌شده است و آنان در حدّ زن حضرت لوط و زن حضرت نوح سقوط کرده‌اند.

17. از بیان یاوران متعدد براى پیامبر اکرم (ص) روشن مى‌شود که توطئه‌اى عمیق مطرح بوده که به راحتى قابل خنثى سازى نبوده است.

 

شأن نزول اول، ناسازگارى همسران، در دیدار پیامبر (ص) با آنان

مفسّران در شأن نزول این آیات، اختلاف زیادى دارند و مطالب گوناگونى را ذکر کرده‌اند، از جمله:

رسول اکرم (ص) پس از نماز صبح به حجره‌هاى همسرانش سر مى‌زد. نزد یکى از همسرانش 1 ظرف عسلى بود که برایش هدیه آورده بودند. او براى پیامبر از آن عسل، شربتى درست مى‌کرد. وقتى پیامبر (ص) وارد مى‌شد تا سلام کند و بگذرد او پیامبر (ص) را نگه مى‌داشت تا شربت را به او بدهد.

عایشه حسادت کرد و به همسران دیگر رسول‌الله (ص) گفت: وقتى پیامبر (ص) نزد شما آمد تا سلام کند، بگویید دهانت بوى مغافیر مى‌دهد 2 تا به این وسیله پیامبر (ص) را از ماندن بیشتر در یک جا و نوشیدن شربت منع کنند.

عایشه همین که پیامبر اکرم (ص) را دید، بینى خود را گرفت و گفت: «مغافیر خورده‌اى؟» پیامبر فرمود: «نزد فلان زن، شربت عسل خورده‌ام».

عایشه گفت: «حتماً زنبور آن از شیره‌ى غُرفُط مکیده است».

پیامبر (ص) براى رضایت همسرانش سوگند یاد کرد که دیگر از آن شربت ننوشد.3

گفته‌ها و ن

/ 0 نظر / 27 بازدید